تنوع طلبی

خیلی خستمه، دلم خواسته بود یکی بیاد گردن و پشتم رو واسم ماساژ بده. اوخی اوخی. ( کلاس درس و این جلف بازیا؟ هیس. تمرین دادم به بچه ها :دی خودم نشستم پا وبلاگم :)) )

خدا وکیلی بد بهم فشار میاد. یه سره از صبح تا غروب علاوه بر راه رفتن تو کلاس، حرف می زنم و توضیح میدم. حالا اوایل به خودم میگفتم همچین خوبه، لاغر می شم و از این حرفا :دی ولی کو اخه؟ هیچی لاغر نشدم. تا اخره عمرم من باید چاق بمونم. 😐

اوه.عجب کاره طاقت فرسایی هست این شغل شریف معلمی. حالا نه اینکه منظورم به خودم باشه ها، نه. بنده خدا معلمی رو میگم که ۹ ماه باید با مثلا ۲۵تا شاگرد هر روز، هر روز سر و کله بزنه  درس بده! اصن معلمی که در طول ۳۰ سال تدریسش فقط یه کتاب رو درس میده چی؟ دق میام من. باز خوبه مثلا من با هر گروه یه دوره کوتاهی هستم چون اصلا نمیتونم همچین شرایطی رو تحمل کنم. حتما حتما باید تنوع تو کارم باشه :دی

که البته شاید جزء نقاط ضعفم به حساب بیاد این تنوع طلبی :پی

– برم برم یه تمرین دیگه بدم بیام [سوت]

نوشته‌های مرتبط

2 دیدگاه

  1. ماشالا به این همه استفاده از وقت :)
    همین که بین دو تا تمرین، پست آپ میکنین، خیلیه ها :دی
    واقعاً اون تکراری بودن تدریس اذیت کننده س. همین که تنوع طلبین عالیه ؛)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *