تیچر شدم خب

حالا دیگه اینقد من تیچر تیچر می‌کنم مث این تازه به دوران رسیده‌ها که همه تیچرها از تیچر بودن‌شون پشیمون می‌شن. خب چیه؟ ذوق دارم دیگه! اِی بابا.

هیچ چیز خاصی نیستا، تو یه آموزشگاه چهارتا کتاب درس می‌دم :دی ولی خب، بذارین ذوق کنم دیگه!! آفــریـــــــن دیگه

امروز هم اولین روزِ کاری‌م بود، بعد مدت‌ها خونه نشینی و به در و دیوار گیر دادن و بهانه و لج‌بازی، یه جوری الان حس می‌کنم دارم یه کار مفید انجام می‌دم و انگیزه‌م زیاد شده.

موندم چطور روزِ عروسی آقا میثم جبران کنم. واقعا یه دنیا مرسی ازش. هم بابتِ این‌که این کار رو واسم جفت و جور کرد، هم اینکه خلاصه یه انگیزه‌ای واسم به وجود اومد و سرم گرم شد و خواهد شد و اینا

اولین کلاسِ امروزم، دقیقا خورد وسط میان‌ترم کلاس زبان‌م. از سر صبح پا شدم، تند تند خوندم و کارا خونه‌م رو دیدم و دو ساعت مونده به شروع کلاس زبان‌م، خودم رو رسوندم آموزشگاه با استادمون یکمی صحبت کردم و ایشونم یه حالِ اساسی دادن و گفتن که ازم امتحان می‌گیره. خلاصه، تکی امتحان میان ترم رو دادم و راهی شدم سمتِ رشت. با اینکه کلی زودتر از حد معمول حرکت کردم با توجه به ترافیکِ ماشینی و انسانی، ۵ دقیقه مونده به کلاس رسیدم آموزشگاه.

چقد من تند رفتم اون مسیر رو. اوف! بس همه جا با ماشین می‌رم میاما، پشت پام گرفته بود تا برسم.

یه کوچولو صحبت کردم و روز کلاس رو تغییر دادم تا بتونم بدون مشکل به کلاس زبان‌م برسم. خدا رو شکر همه چیز به خوبی پیش رفت. جلسه اول بود، از خودم راضی بودم. چیزی نیست که نشه از پسش بر بیام.

امیدوارم یکم خودمُ بکشم بالاتر.

بازم خدا رو شکر.

پ.ن: حالا بعدا می‌رم تو اون بانک صورتیِ هم حساب باز می‌کنم هم عکس می‌گیرم می‌ذارم اینجا. فعلا خستمه خواب دارم، نمی‌تونم توضیح بدم :دی

نوشته‌های مرتبط

2 دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *