خوداشتغالی در جامعه ما

در کشورهای توسعه یافته، برای افتتاح کسب و کار، تمام جوانبِ کسب و کار را در نظر می گیرند، عوامل را مشخص می کنند و عوامل محدود کننده را شناسایی می کنند و برای مهار آنها اقدام میکنند!! اما در کشور ما، ارزیابی صورت نمی گیرد، تعهداتی از سوی کارآفرینان وجود ندارد لذا بسیاری از این کسب و کارها با شکست مواجه می شود.

متاسفانه در جامعه ما، یک فرد که زمینه را ایجاد میکند ابتدا پول (وام) را میگیرد. در انتها هم که دو حالت بیشتر ندارد، یا پول را میگیرد و فرار را بر قرار ترجیح میدهد، یا اینکه کسب و کار را ایجاد میکند. اما در بخش تولید و راه اندازی به دلیل همان عدم شناسایی عوامل محدود کننده، خودش را ورشکسته اعلام میکند! و در نهایت زندان را به پس دادن پول گرفته شده با آن همه بهره بالا، ترجیح می دهد. البته ممکن است در این بین، فردی یا شرکتی به درستی عمل کند و جان سالم به در ببرد، که این مورد بحثش جداست.

تحریم ها، تحریم مواد و کالا به کشورهای دیگر، و عدم تعادل صادرات و واردات در سطح جهانی، یک نوع مشکلاتی را در راستای کسب و کارها ایجاد میکند. مهم ترین عامل شکست کسب و کار، ایجاد کسب و کاری است که افراد به صورت کورکورانه و بدون تجزیه و تحلیل آغاز می کنند و به سمت آن می روند.

باید توجه داشته باشیم، که با این روندی که دولت و جامعه پیش میره، نباید انتظار داشته باشیم که پس از گرفتن مدرک تحصیلی مون، میزهای آماده برای کار در بخش های دولتی و خصوصی وجود داشته باشه، پس لازم است خود اشتغالی داشته باشیم!

با توجه به شرایط موجود در هر جامعه و مخصوصا جامعه خودمان و از طرفی با توجه به پرهزینه بودن کسب و کار و نرخ بالای بهره، لازم است به دنبال این باشیم که ابتدا شغل خود را تعریف کنیم و مجموعه عوامل دخیل در شغل و متغیرهای قابل کنترل را مشخص کنیم، تا زمانیکه وارد عرصه تولید و رقابت می شویم، ما را از گردانه خارج نکنند!

عدم شناسایی مشکلات، روزی !! مشکل ساز خواهد شد.

🙂

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *