سینما و خنده

وُیی! رفتم سینما که. امروز عصر. “ورود آقایان ممنوع” دیدم. بعد حالا یه جاهاییش خنده‌دار بود. اوناش هیچی. همه با هم می‌خندیدم خلاصه.

ولی یه سکانس بود که اصن خنده‌دار نبودش. همه سالن ساکت. یهو یکی سرشُ از پشت آورد کناره سره من. قه قهه می‌زد، اصن ناجور. اولش ترسیدم. بعد یهو دیدم یه بچه‌س که ضعف آورده شدید. وُیی حالا مگه خنده‌ش بند می‌اومد.

سینما اون مدلی بود که پایین سِن بودش و صندلیا از بالا به سمتِ پایین چیده شده بود. کلُ سالن برگشتن بالا رو نیگا کردن با تعجب، بعد همه با هم هِی خنده و هِی خنده. از خنده اون کل سالن می‌خندیدن. من دیگه اینقد خندیدم پهن شدم رو صندلی چشام همینجور اشک می‌اومد.

دیگه زور خودمو نیگه داشتم خطه چشمم پخش نشه، آبروم نره وقتی دارم خارج می‌شم از سالن. بماند که دیگه اون چند دقیقه‌ای رو که همه داشتیم به خنده‌ش می‌خندیدیم هیچی از فیلم نفهمیدیم :دی

خلاصه جدایِ از فیلم، خیلی خوب بود. تا جایی که نفس داشتیم همه‌مون خندیدم! خاطره شد به شدت …

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *