شبا که ما میخوابیم، آقا پلیسه بیداره ه ه ه

یکشنبه ها تا هفت و نیم، هشت دانشگاهم. دیگه تا برگردیم ۹-۱۰ میشه.

این هفته هم طبق معمول داشتیم دیر برمیگشتیم، با ماشین یکی از دوستام. ۵ نفر بودیم. من جلو نشسته بودم و مشغول گپ و خنده بودیم و داشتم با لپ تاپ چیز میز می دیدیم :دی !

نصفه بیشتره راه رو اومده بودیم که یهو دیدیم ئه وااااا، آقا پلیسه داره بال بال میزنه که بزن کنار بزن کنار ((:

دوستم زد کنار. من تند تند کمربند رو بستم (همش می بندما، ولی دیگه جلو میشینم و بچه ها عقبن هی باس برگردم، گردنم همه میگیره :دی اذیت میکنه کمربند) لپ تاپ رو هم جمع کردم و مث دخترای خوب همه مون نشستیم تا یاروئه بیاد :دی

آقا پلیسه اومد. به دوستم گفت چرا چراغات خاموشه؟ |: (یعنی فک کن کل مسیر بدون چراغ بودیم :دی)

( حالا فکن نکنین بی دقتی کرده بوده ها. نه. اتصالی داره چراغاش. یهو میزنه خاموش میشه. که البته خب نقص فنی به حساب میاد)

خلاصه ما همه هیس بودیم. آقا پلیسه شروع کرد به توضیح دادن که آره، تو شب، نقص فنی؟ ۱۵ تومن. با ۸ امتیاز منفی. و … دنده عقب بگیر بیا برگه جریمه ت رو بگیر.

بعد دیدم نه واقعنی جدی جدی میخواد جریمه کنه. یهو ۵ نفری شروع کردیم :

– آقا تو رو خدا.

– ئه آقاااااااااااا واقعااااااااا؟ هشت امتیاز؟

– آقا کوتاه بیاه.

– به خدا از ۸ صبحه دانشگاهیم.

به خدا فولان و بسیار :دی ماشینُ گذاشتیم رو سرمون. بنده خدا می گفت آروم آروم. یکی یکی صحبت کنین! پنج نفری نــــــه! |: دو سه ثانیه موندیم دوباره باز همه با هم شروع کردیم ((: بیچاره هی میگفت بابا یکی یکی حرف بزنین.

– دانشجویین؟

+ اوهوم. اوهوم.

– انزلی؟

+ اوهووم …

– کدوم دانشگاه؟ فلان؟

+ نه

– فلان؟

+ نعععع

.

.

.

خلااااصه بعد از کلی سین جیم کردن. گفت: باشه. ایندفعه رو میگذرم! ولی فردا شب هم همینجا هستیما. چراغت خامووووش باشههههه؟

بعد دوستم برگشت گفت: قول میدم چراغ بزنم واست ((:

آقای پلیس از اونجایی که خیلی فوضول تشریف داشتن. گفتش که: اون چیزززززه نورانی چی بود؟ از دور تو ماشین روشن بود. لپ تاپ بود؟؟؟؟

یهو دوستم از پشت برگشت گفت: بخدا داشت پروژه ش رو نشونمون میداد! ):

منم هی خودمو زدم به کوچه علی چپ، تا دیگه راه افتادیم. بعدش همه یهو پهن شدیم از شدت خنده ((= اینقد خندیدیم و ادای یاروئه رو در اوردیم دیگه من یکی اشکام سرازیر شده بود.

حالا میگم سپیده، یاروئه چه کاره لپ تاپم داشت؟؟؟؟؟ میگی داشت پروژه نشونم میداددددد؟؟؟؟؟؟؟ (((((: خلاصه سوژه ای شده بود اون شب!!

ولی خیلی مرام داشت جریمه نکرد. جوون بود زیاد گیر نداد. کلی مرسی ازش. گفتیم دفعه بعد دیدیمش جبران کنیم :پی

نوشته‌های مرتبط

۱ دیدگاه

  1. اصن من میمیرم واسه نوشتنات

    چه پلیسه خوبی بوداااا

    اصن من یه وقتایی دوس دارم وقتی یه متنی رو ازت میخونم با نوشتنه یه چیزی باهات همراه شم :

    بگم؟ خب ما یه بار عید داشتیم توی یه جاده میرفتیم یهو پلیس علامت داد بزننین کنار؟ اینقد دپرس شدیم که مگه چی شده نکنه نگهمون داره نزاره بریم گردش؟ دیدیم اومد جلو شیشه رو کشیدیم پایین بعدش پرسید ببخشید ساعت چنده؟ آی ما خندیدیم . بیچاره فقط میخواست ساعت بپرسه

    پاسخ: الهی. پلیسه بنده خدااااا. ساعت نداشته بووووووود ((:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *