واقعی نه مجازی

امروز، با بچه‌های پایه‌ی اینترنتیِ رشت، پا شدیم رفتیم بیرون. می‌دونین که؟ ۱۱.۱۱.۱۱ بودش خب. خواستیم یکمی دوره هم باشیم عصر جمعه‌ای و تو این تاریخ.

درسته که با این دوست‌جونا، از طریقِ اینترنت آشنا شدیم، ولی این روزا، برای من یکی حداقل، از دوستایی که غیر اینترنتی باهاشون آشنا شدم، واسم نزدیک‌تر هستن و باهاشون راحت‌ترم. بیشترم باهاشون بیرون میرم (:

خوشم میاد از پایه بودنشون، امیدوارم حالا حالا همینطور همه‌مون پایه بیرون رفتن و دور هم بودن باشیم و از این باهم بودن لذت ببریم.

به من یکی که خوش می‌گذره همین چند ساعتی رو که باهاشون می‌گذرونم. یعنی از دستِ امیر اینقد می‌خندما، میام خونه فقط به فکره خطِ خنده‌ای‌م که رو صورتم افتاده :دی

جا داره یه “مرسی” به بابک مهربانی بگم، که امیر رو، تو تاریخِ ۸۸.۸.۸ با خودش آورد به میتینگ، و باهامون آشناش کرد. عضو پایه و باحال و فانِ ماست. خدا نگهش داره ایشالله (:

پ.ن: آش خوردم، خیلی داغ بود، دهنم سوخت :دی

نوشته‌های مرتبط

2 دیدگاه

  1. خودم نیستم، به خاطر همین امیر رو آوردم تو جمع شماها که هر وقت میتینگ داشتید منو هم یاد کنید. انگار همین دیروز بود ، اصلا باور نمیکنم ۲ سال پیش این اتفاق افتاد …

    پاسخ: کار بسیار خوبی کردی بابک ((: واقعنی، می‌بینی چقدر زود گذشت؟ متعجب می‌شم خودم وقتی گذشته رو مرور می‌کنم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *