وبلاگ نویسی

صبح داشتم وبلاگ مي خوندم .

اونم به به چه وبلاگايــــــــــــــــــــــــــــــي . شاهكاره شاهكار بود.

خوب بعضياش جالب بود ٬گفتم چقد خوبه آدم عقيده هاشو بيان كنه ٬ چقدر زيباست . به به .!!!!

تا چشتون روز بد نبينه دستم رفت رو لينك به وبلاگي كه قبلا ديده بودم . اونم چه طوري ؟؟؟؟

خيلي قبلنا پيش  ( جمله بندي رو داري؟(. يكي از بروبچ آدرس يه وبلاگي رو هم داد گفت طراحيش كاره خودمه.

اوف !!! امروزم رفتم خوندم .!!! نمي تونم بگم بد بود . چون طرفدار زياد داشت . اونم چه طرفدارايي .!

اما من خوشم نيومد . يه سري عقايد خيلي مزخرفي داشت كه با منه مسلمون زاده جور در نمي اومد .

آخه اين ديگه چه مدلشه با همه چي شوخي ..!!!  با دين هم شوخي‌.!!؟؟؟؟با عقايد منه مسلمون هم  شوخي؟

كنجكاو شدم رفتم از اولين آْرشيواش شروع كردم به خوندن .

پست اول رو كه خوندم حالم گرفته شد . ايش .!! اه  اه اه .!! از خودم بدم اومد كه رفتم  وقتمو گذاشتم پاش كه مطالبشو بخونم .

نه ديگه خوشم نيومد. هرچقدر هم ايمانمون ضعيف باشه ٬‌اين تريپي نيستيم.

به مسايل سياسي كاري ندارم هر كي مي خواد عقيدشو يه مدلي بيان كنه . شايد هم مثه ته خيار تلخ باشه . به من چه .؟؟؟ ما نه سره پيازيم نه ته پياز .  ( میوه فروشي باز شد تو اين جمله(

نمي دونم شايد خيلي از افراد مطالب رو (كه نمي خوام مستقيما ذكر كنم كدوم بودو چي بود كي نوشته بود ) مي پسندد٬ شايد با عقايدشون جور در مياد !

آخه يكي نيست بگه احمق جون ٬ خودت ايرووني هستي به ايرووني توهين ميكني .!

تو خودت اين مدلي از بقيه چه انتظاري مي شه داشت .! ها؟ ها؟

بي انصافي نكنم بعضياشم واقعيت داشت ٬ خودم قبول دارم ٬‌با چشم خودم دارم تو زندگي مي بينم .

اما در كل نه در اين حد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! او.كــــي؟!!!

در آخر هم بهتره بگم :

حاضرم هر چي متن در مورد عشق و عاشقيه بنويسم ٬‌

از اين چرت و پرتا ( به قوله بعضي از وبلاگ نويسا ) بنويسم ٬ با همينا الكي خوش باشم٬ ولي اون مدلي ننويسم.

خيلي هم از اين سبك نوشته خوشم مياد .

هر كي خوشش مياد مي خونه هر كي هم نخواست به سلامت . (خيلي رك بود ) شرمنده :D.

نوشته‌های مرتبط

:-?؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *