پردرآمدترین نویسنده جهان

جوآن کتلین رولینگ‌ که بیشتر با نام جـِی. کـِی رولینگ شناخته شده است نویسنده سری کتاب‌های داستان هری پاتر به زبان انگلیسی است. کتاب‌های افسانه‌ای هری پاتر از پرفروشترین کتاب‌های تاریخ بشر بوده‌اند

                                            

رولینگ در سال‌ ۱۹۶۵ در شهر ییت نزدیک‌ بریستول‌ انگلستان‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. او در رشته‌ی‌ زبان‌ و ادبیات‌ فرانسه‌ در دانشگاه‌ اکستر انگلستان به‌ تحصیل‌ پرداخت‌. رولینگ‌ درسال‌ ۱۹۹۰ هنگامی‌ که‌ در انتظار یک‌ قطار که‌ تأخیر داشت‌، بود، ایده‌ی‌ هری‌پاتر و مدرسه‌ی‌ جادوگری‌ در ذهنش‌ شکل‌ گرفت‌ و سه‌ سال‌ بعد در زمانی‌ که‌ از همسر روزنامه‌نگار پرتغالی‌اش‌ جدا شده‌ و در حالی‌ که‌ همراه‌ دخترش‌ ـ جسیکا ـ که‌ حاصل‌ ازدواج‌ نافرجامش‌ بود، در ادینبورگ اقامت‌ گزید و در یک‌ بحران‌ شدید روحی‌، مادی‌ شروع‌ به‌ نوشتن‌ اولین‌ کتابش‌ نمود و پس از شش‌ ماه‌ کار پیوسته، رولینگ‌ دست‌نوشته‌هایش‌ را برای‌ دفتر انتشاراتی‌ بلومزبری‌ فرستاد و در این‌جا بود که‌ درهای‌ خوشبختی‌ به‌ روی‌ او گشوده‌ شد.

رولینگ پس از نوشتن کتاب هری پاتر و سنگ جادو تاکنون ۵ کتاب دیگر در دنباله هری پاتر نوشت و سپس دو کتاب به نام های کوییدیچ در گذر زمان و جانوران جادویی و زیستگاه آن‌ها نوشت. او تا کنون شش جلد از مجموعه هری پاتر را چاپ کرده است.

وی اکنون با درآمد سالانه‌ ۱۲۵ میلیون‌ پوند، پردرآمدترین‌ نویسنده‌ ‌تاریخ‌ جهان‌ شناخته شده است.

مجموعه داستان‌های هری پاتر

این مجموعه شامل ۷ جلد با عناوین زیر می‌باشد:

·         هری پاتر و سنگ جادو

·         هری پاتر و تالار اسرار

·         هری پاتر و زندانی آزکابان

·         هری پاتر و جام آتش

·         هری پاتر و محفل ققنوس

·         هری پاتر و شاهزاده دورگه

·         هری پاتر و قدیسان مرگ (در دست ويرايش)

از این رشته کتابها همچنین تاکنون فیلم‌های چهار جلد اول تهیه شده‌اند که در آن‌ها نقش هری پاتر را دنیل ردکلیف بازی می‌کند. هم اکنون هم فيلم برداري فیلم پنجم به پايان رسيده است.

پ.ن: منبع ویکیپدیا

ادامه‌ی نوشته

آیروبیک / MCSE

خیلی حال میکنم با اینکه خیلی منظم نمیرم آیروبیک٬ اما هی وزنم داره کم میشه! 😀 تا مرداد فک کنم همه چی حل شه!

                      

بعد از دو هفته ادامه کلاسای MCSE داره شروع میشه!(کُرس ۲۷۰-۷۰ ، ویندوز XP )خیلی امید دارم به اینکه میتونم مدرکش رو بگیرم،

پ.ن۱: فکر میکنم این پست برام خوش شانسی میاره، اونم با عدد ۱۳۷٫ از این عدد خوشم میاد.

پ.ن۲: MCSE مخفف Microsoft Certified Systems Engineer . دوره های جامع یک ترمه مهندسی مایکروسافت! پیش نیازش ۳۰ساعت  +Network است.

با گذروندن مراحل زیر مدرک MCSE رو دریافت می کنید:

۲۷۰-۷۰    Installing.configuring and Administering Microsft Wnidows Xp Peroffeional

۲۹۰-۷۰    Managing and Maintaining a Microsoft Wndows Server 2003 Enviroment

۲۹۱-۷۰    Implementing.Managing and Maintaining a Microsoft Windows Server 2003 Network Infrastructure       

۲۹۳-۷۰    Planning and Maintaing a Microsoft Windows Server 2003 Network Infrastructure

 ۲۹۴-۷۰    Planning, Implementing and Maintaining a Microsoft Windows Server 2003 Active Directory 

۲۹۷-۷۰    designing a Microsoft Windows Server 2003 Active Directory and Network Infrastruacture   

۳۵۰-۷۰   ISA server 2004

ادامه‌ی نوشته

من دچار خفقانم

مشت می کوبم بر در

پنجه میسایم به پنجره !!!

من دچار خفقانم

من به تنگ آمده ام از همه چیز

بگذارید هواری بکشم …آی

با شما هستم ..آی

این در ها را باز کنید

می خواهم فریاد بلندی بکشم

چا ره ی درد مرا باید این داد کند

از شما خفته ی چند

چه کسی می آید با من فر یاد کند !!!!!!!!!!!!!

ادامه‌ی نوشته

ماسوله

جمعه صبح ساعت ۳:۴۵ دقیقه از  خواب بیدار شدیم! و به سرعت خودمون رو آماده کردیم! تا غذا رو ردیف کنیم٬ ساعت شد ۴:۳۰ و ما باید ساعت ۵ می رسیدیم رشت! گروه کوه اونجا منتظرمون بودن!زنگیدیم آژانس. چه ماشینی گیرمون افتاد……  نگو و نپرس. تا رسیدیم رشت اشکمون در اومد٬ هی گفتیم رفتن بابا بیاین برگردیم! اگه نباشن چی؟ آخه اینم شد ماشین؟!

ساعت ۵:۳۰ دقیقه٬ بالا پایینش یادم نیست٬ رسدیم به برو بچ. اما چی؟ هنوز خبری نبود. من که از اون همه حرصی که خوردم خندم گرفته بود!

هنوز از محدوده رشت خارج نشده بودیم٬ که برادران سپاه بهمون گیر دادن که باید بند و بساط رو بگردن! تا اجازه رفتنمون صادر بشه…..

خلاصه بعد از اینکه برادرا اجازه مرخصی دادن حرکت کردیم٬ به اولین شهر رسیدیم. فومن! در مورد کلوچه هاش شنیدین؟طرفدار زیاد داره.

بعد از فومن کم کم وارد طبیعت سرسبز و زیبای ماسوله شدیم!

ساعت نزدیک ۸ بود٬ حرکت کردیم به سمت « کله قندی»! قرار بر این بود که قله رو بزنیم! تو راه خیلی خوش گذشت٬ بچه های گروه خیلی باحال بودن…..

بعد از ۳ ساعت کوه پیمایی رسیدیم به دشت زیبایی که زیره قله بود! تعداد کمی از افراد گروه بعد از نیم ساعت استراحت به طرف قله راه افتادن و بقیه همونجا موندن!

بعد از چند ساعت که همه داشت به خوبی پیش می رفت٬ هوا مه آلود شد٬ مه به همراه بارون که نم نم بود! اما همون بارون نم نم کاره خودش رو کرد! نصف گروه که رفته بودن بالا نتونستن تا آخرش برن و برگشتن ما هم که خیس آب شده بودیم! بند و بساطمونو جمع کردیم و برگشتیم پایین!


پ.ن: زنده یاد ابراهیم مبرهن٬ شخصی که در سال ۱۳۸۰ براثر سکته قلبی همین جا که عکسش رو می بینین در گذشت. به خاطر زنده نگه داشتن یادش این سنگ یادبود رو در اونجا گذاشتن! این همایش کوهنوردی ما یه جورایی برای گرامیداشت این کوهنورد عزیز بود.

ادامه‌ی نوشته

اردیبهشت

اردیبشهتم رسید….

و ما همچنان دوره میکنیم شب را و روز را ، هنوز را (شاملو)!

دارم درس میخونم! در کنارشم وبلاگ می نویسم! وبلاگ نویسی که نمیشه گفت!

یکی رو راه انداختم که عکس بچه کوچولوها رو توش می زارم!

بعدیشم پرورش قارچ خوراکیه برای دوستان علاقه مند به پرورش قارچ!

یکی دیگه هم اینجاست که قبلا عضو بودم ولی زیاد فعالیتی نداشتم، میخوام بترکونم!

شایدم این رو هم راه انداختم.

از فردا هم کلاس رانندگی شروع میشه! میخوام گواهینامه دار شم!

ادامه‌ی نوشته

همینجوری

من از چشمان خود دریافتم رسم رفاقت را      چو هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید


پ.ن۱: چیزی نموده تا افتتاح بشه!!!!

پ.ن۲: می خواستم پست بزارم٬ چیزی به ذهنم نرسید٬ به بابا گفتم یه بیت شعر بگو٬ گفت و من هم نوشتم…..

ادامه‌ی نوشته
1 8 9 10