اردیبهشت
۱۱
    
ارسال شده توسط () در موضوع نفرت در تاریخ اردیبهشت-۱۱-۱۳۸۷

نامه مسخره ت، تازه رسید، حالم بهم میخوره، چقدر که یه آدم می تونه بیشعور و زبون نفهم باشه! یعنی واقعا حالم ازت بهم میخوره ها! بدجوری سیریش شدی تو زندگیم، ولم میکنی یا نه یه جوری دیگه حالیت کنم! عجب شکری خوردم که تمام سوراخ سمبه های زندگیمو نشونت دادم، حقا که لایق دوستی و محبت نیستی! لعنت که از واژه دوست برای تو استفاده کردم.

اول لعنت به خودم باد که همچین غلطی کردم، دوم بر تو که قدرت بختک بودنت بالاست. نمیخوام باهات دوست باشم ولم میکنی یا نه؟ خوشم نمیاد ، چندشم میشه، حالم بهم میخوره…

تو این چندین سال زندگی مجازیم توی اینترنت همچین موجود پستی ندیده بودم که به قدرت پروردگار و اشتباه خودم دیدم.

خیلی زبون نفهمی، میگمت نمیخوام مزاحم شماره شخصیم بشی! یه ریز زنگ میزنی! میگم نمیخوام اس ام اس های حال بهم زنت رو بخونم روزی بالای ۱۰ تا اس ام اس میدی! میگمت نمیخوام تو نت ببینمت هر دفعه با یه ای.دی مزاحمت ایجاد میکنی! روزی سه بار از تو فیس بوک اگنورت میکنم. آخه میگم قربون قدرت خدا برم، چقد آدم بی شخصیت میتونه باشه؟!؟! فک کردی می شینم این آت و آشغالایی رو که نوشتی رو میخونم؟! کاملا در اشتباهی. از حرفی که زدم برنمیگردم!

یک بار مث آدم میگی خوشم نمیاد باهات دوست باشم، نمی فهمی.

یه بار میگم مزاحم خط شخصیم نشو نمی فهمی.

این دفعه پست می نویسم، بعید میدونم که بازم بفهمی.

دفعه آخر خوشگلتر برخورد میکنم. برای اولین اخرین بار گفتم؛ هرچی دیدی از چشم خودت دیدی! نزار از اینی که می بینی بدتر بشه. جدیدا هم که ادم می فرستی جلو!

تقدیم به خانم حکیمه تقوی منش ( اسم مستعار حدیث )



۱۲ نظر

  • لطفا این پست رو پاک کن . باشه . دیگه مزاحمت نمیشم

    عمرا اگه پاکش کنم، تا ابروتو نبرم دلم خنک نمیشه :D

    • تو که با خاک یکیش کردی بیچاره رو!

      آدمی که از هر چیزی سوءاستفاده میکنه باید با خاک یکسان شه :D

      • ها ها ها .
        خیلی باحال بود. روش جدیدی بود که من هم یاد گرفتم.

        ها ها ها :->

        • چقدر راحت حرفت رو میزنی
          ایووووووووووول

          فشار زیادی بهت وارد شه مجبوری راحت حرف بزنی :P

          • سلام. من که موندم چی بگم.

            علیک، در مورد چیزی که نمیدونی قضاوت نکن، دوس دارم با تو هم یکمی مفصل صحبت کنم، این پست رو خیلی وقت بود نوشته بودم، نگه داشتم که یه حرکت دیگه ببینم پابلیش کنم؛ هم از کامنت تو هم از کامنت این خانوم که خودشو انداخته به جون بعضی ها تحریک شدم که پابلیشش کنم!
            ازش خوشم نمیاد زوره مگه همه جا خودشو می چسبونه به من!
            تو خودت خوشت میاد بیست و چهار ساعته واستی هی اگنور کنی، بلوکه کنی، رجکت کنی ، اس ام اس های بی خود رو پاک کنی، چقد یکی اینجوری میتونه واسه ادم مزاحمت ایجاد کنه!

            بسه دیگه! >:P

            • وای حدیث جون تورو خدا

              • درک می کنیم

                • عجب! …:(

                  ( :-> )

                  • خدا همه را به راه راست هدایت کند !
                    .
                    شما قبلا در کارخونه ی آسفالت کار نمیکردی ؟!
                    به قول امروزی ها دهنش رو آسفالت کردی که !

                    نوچ، طرف خودش اونجا کار میکنه [-(

                    • salam hades jo0o0ni!!!
                      chi shode khanumi?
                      man in chan vaghto nabudam akhe dastam sukhte bud marez budam!
                      khoda nakone asabani bashi golak!
                      kash mineveshty chikar karde ke inghad asabi hasty asalam
                      moraghebe khodet bash hers ham nakhor asalam!
                      ghobunet
                      asal!

                      آخی دستت سوخته؟ با چی؟ :-o چه طوره الان؟
                      بعدا اگه حس و حالش بود می نویسم عزیزم :-*
                      تو هم مراقب خودت باش

                      • ترجیح می دادم این پست پابلیش نمی شد
                        در اولین باری که بلاگتون رو دیدم
                        با دیدن این پست…

                        حق رو به شما میدم، ولی باور کنید تنها راه حل بود :(

                        • خداییش مزاحم سمج داشتن بد دردیه.
                          این که دختر بود و …
                          من یه مزاحم پسر توی دانشگاه داشتم که زنگ میزد و در مورد عالم و آدم حرف میزد. توی دانشگاه تعقیبم میکرد و … خلاصه خیلی عاصی و عصبی شدم از دستش. میتونم بگم افت زیاد تحصیلیم توی دانشگاه به این خاطر بود.
                          گاهی زنگ میزد تهدید میکرد که …
                          نمیدونم چه فکری کرده بود ولی خدا رو شکر میکنم هیچ آتو یی دست کسی نداده بودم.
                          درکت میکنم :)
                          برم ادامه خاطره ات رو بخونم :)

                          پاسخ: اول از همه مرسی که خوندیش منیره جان. دوم هم اینکه خدا نصیب هیچ مسلمونی نکنه از این مدل مزاحما :پی

                          *

                          * (بقیه نخواهند دید)