از طرف بابای گُلک (سام) کوچولو، به بازی ده تایی ها دعوت شدم! اخرشم خودم ده نفر رو به این بازی دعوت میکنم. نوشتنش خیلی سخت بود! سعی کردم رتبه بندی رو دست کاری نکنم.
ده تا چیزی که دوست دارم، چون چیز شخص نیست از اسم بردن افراد خودداری میکنم:
۱- گربه دوست میدارم! قبلنا هر گربه ای رو دوست میداشتم اما بعد از آشنایی با گربه های استاد، دیگه این احساس رو ندارم. فقط پرشین کت ناز و خوشگل و مغرور. می مــــیرم واسش.
۲- هر نوع هدیه ای با بسته بندی خوشگل! توش اصلا واسم مهم نیست اون ذوق اولیه ش رو خیلی دوست دارم.
۳- اوه اوه مهمترینش داشت یادم میرفتا!! هارد سیستمم، با تمام محتویاتش، مخصوصا آرشیو عکساش. به جرئت میتونم بگم که بهترین ها و زیباترین عکسا رو روش دارم.
۴- تمام گل رُزها رو هم دوست میدارم، هر رنگیشم که باشه بازم دوست دارم. اما رُز زرد و صورتی ارجحیت دارن.
۵- اینترنت و وبلاگم و تمامی اکانتام رو که دیگه نگو، خیلی دوسشون میدارم! از یاهو بگیر برو تااااااااااااااااااا آسمون .
۶- ماشین سواری رو هم دوست دارم، بیشتر دوست دارم که یه نفر دیگه راننده باشه و من بشینم و به بیرون نگاه کنم و آهنگای مورد علاقه م از ضبط پخش شه، بعد بره تا نا کجا آباد. هوممم رانندگی در شب بر بقیه ساعت ترجیح داده میشود.
۷- خرید کردن لوازم شیک و لوکس هم بسیار حرکت پسندیده ای می باشد، واسه همین اینو هم دوست دارم. کلاً ذوق میکنم.
۸- موهای لخت و صاف بلوند رو هم خیلی خیلی دوست دارم. زیبایی خاصی دارن از نظر من و واسم جذابه.
۹- این مدل لباسا رو هم بسیار بسیار دوست میداشته بیدم! خیلی خوگشلن.
۱۰- میخوام یه جایی رو هم که خیلی دوست دارم به این لیست اضافه کنم، زادگاه مادریم، اسپیلی! هرچند وقت یکبار رفتن به اونجا آرامش خاصی بهم میده که خیلی تو روحیه م تاثیر مثبت می زاره.
وای وای وای، حالا نوبت ده تا از چیزایی که نمــیدارم:
۱- مار! اَه اَه اَه. از دهنش می ترسم، حتی اگه عکس رو ببینم قلبم تکون میخوره میاد تو دهنم! هیچ دوسش ندارم، اَیــــی.
۲- دروغ! که باعث میشه آدم به هزار و یک جور گناه وادار بشه.
۳- سومین رتبه رو میدم به چــی؟ عق !!! مو ی تو غذا.
۴- تهمت زدن به کسی بدون هیچ دلیلی، فقط با برداشت از حرف دیگران. ۵٫ دریا! یعنی واضح تر بگم شنا تو آب دریا. تماشا کردنش فقط خوبه.
۶- دوست داشتن کسی از روی ریا.
۷- تعارف زور که بیا اینو بخور اونو بخور و ای وای چرا غذا نمیخوری؟! رژیم داری؟! از اینا هم بدم میاد.
۸- اینقد فک کردم که اینجا چی بنویسم! اخرش به این نتیجه رسیدم که اسم محدثه رو دوست نمیدارم.
۹- چـــای دم گذاشتن و ریختن و مهمتر از همه خوردن چای!
۱۰- فکر کنم آخرین گزینه خودم باشم، زمانیکه خیلی عصبانی میشم و از کوره در میرم. انتظار هر کاری رو می تونین داشته باشین. از کُشتن کسی که عصبانیم کرده تا کُشته شدن خودم و داغون کردن هر چیزی که دم دستمه! ![]()
پ.ن: حالا نوبت به این می رسه که از ده دوست عزیز رو به این بازی دعوت کنم. صادق جون، ویدا، کمال، مریم، میلاد، دل زده، آجرپاره، باران، آق فری چاقو کش، ندا.ح ! خوشحال میشم که این بازی رو قبول کنین و ادامه بدین، اینجوری تا حدودی با روحیات شما آشنا میشم! ![]()
منم بازی؟!!!
امروز از طریق ویولت با هاتون آشنا شدم
مرسی از عکس و نوشته هاتون
سلام سلام، بله چرا که نه شما هم بیا بازی
خوش بختم از اشنایی با شما
هاها دلت بسوزه منو قبلا دعوت کردن . هاها دلت کباب ! هاها !

وای وای دلم درد گرفت ! کباب نشد!

وای اون لباسه چقدر چقدر خوشگل انگیزناکه. رنگشم که معرکه س میدونی که
قابل شما رو نداره! واست یه چند تا خوشگل ایمیل میکنم
می گم حدیثه ای کاش یه جایی اسم ثریا رو هم می نوشتی که دوست نمی داری :دی .. وای اون موی تو غذا رو بو حالم بد شد … حدیثه ظرف شستن چی پس ؟؟!!؟تعارف زور رو هم خیلی خوب اومدی … منم عین تو علاقه ی وافری به تمام اکانتام توی اینترنت دارم .. لایک … راستی لایک دوست نداری ؟
من؟ اسم ثریا رو دوست میدارم که ویدا جوووونم. :دی نوچ ظرف شستن هم دوست دارم آرامش میده بهم
علاقه من به لایک هم تو همون اکانتام خلاصه شده تو دیگه درکم کن
ای جاااااااااااان
اون لباسه خیلی مامانیه منم دوست دارم و البته آرشیو عکسام 


بیچاره صادق وقتی تو عصبانی میشی چی میکشه
چشم در اولین فرصت ممکن شرکت میکنم
به به چه همه طرفدار پیدا کرده این لباس مامانیه

آره خب دل خودمم واسه ش می سوزه بعده عصبانیت
مرسی گُلی خوشحال می شم
دوستنداشتنیهاتون بامزه بود.
در مورد خودم. اولا ممنون که دعوت کردین. ثانیا چشم ولی باید فکر کنم بعد بنویسم.
وایی جدی بامزه بود؟ :دی خواهش میکنم. بله حتما حتما باید فکر کنین، خیلی هم سخته مخصوصا تو دوست داشتنی ها
سلام سید بزرگوار.
عیبی نداره آدم وقتی پیر میشه دیگه کسی تحویلش نمی گیره!
ما هم جزو اون دسته از آدمهای پیر و فراموش شده بودیم که میون اون ده تا گلی که شما برای بازی اسم بردید، خار محسوب می شدیم!
البته اگرم لطف می کردی و تو این بازی دعوتم می کردی،شرکت نمی کردم !
امیدوارم پیر شی تا بعد متوجه منظورم بشی!
سلام عمو.
به جون خودم اسم شما رو نوشتم، بعدش با خودم فکر کردم که شما بازی نمیکنین، پاکش کردم. شما کجا پیری عمو نگو تو رو قرآن این همه جونی و دل جوون داری
خیلی خوبه که همه رو رواست میگی
دستتون درد نکنه از این جمله دعایی اخری
مرسی حدیث جان از دعوتت.حتمن بازی می کنم…وای من عاشقه این لباسام.یادم باشه منم بنویسم.
خواهش میکنم میرم جان. واو شما هم خوشتون اومده؟ باید برا همه ایمیل کنم یه عالمه از اینا
رانندگی در شب رو اصلا توصیه نمی کنن ، در هر صورت بستن کمربند ایمنی و حفظ سرعت مطمئنه رو فراموش نکن ، اسمایلی پلیس راهنمایی .
ولی واقعا از تریپ عصبانیت ترسیدم . فقط کمی نفس عمیق بکش ٫ قدم بزن و سعی کن خودتو کنترل کنی ، سخته ولی ممکنه . اوندفه اسمایلی هام یه جوری
شد . ایندفه اصلا نمیذارم . موفق باشی
راننده ماهر منظورم بودش دیگه، کمربند رو هم همش می بندم :دی تو مگه دیدی عصبانیت منو؟ الان بین همه بچه ها از دید خشونت بهم نگاه میشه نه؟ :دی چــــــــــــشم می کنترلم
D: چه بازی جالبی…
دوس داری؟ شما هم بیا بازی
این نظرات اینجا چه خوشمل شده ! چه حرفه ای باز میشه !
این تکنیک را از شما یاد گرفتیم
فقط نکته ی اصلی اینجاست که ما دوست نداریم منتشر بمانیم ! حالا منتظر ماندن اشکالی ندارد ! ولی منتشر ماندن دیگه چه صیغه ایه !! دو نقطه دی !
دستت درد نکنی خوب شد گفتیا اصن ندیده بودمش
مگه شما ماکارونی رو چطوری می پزی؟
سلام دوست عزیز؛ والله متوجه منظورتون نشدم
همسر گرامی شما فرمودن شما ماکارونی رو خیلی خوب درست میکنیدو خواستم در این بابا جویا بشم…
اهــــان از اون لحاظ، به پستای قبلی مراجعه کنین متوجه میشین
ilia!mano davat kon be jaye
جونم؟ اشتباه نیومدی؟
با حال نوشته بودی
موی توی غذا بدت میاد؟! (LOL)
مرسی که سر زدی
ندیده بودم قبلا بلاگت رو ! بلاگ با سابقه ایی داری
اگه دوست داشتی خوشحال می شم با هم تبادل لینک داشته باشیم
مرسی
سلام آقای امین. مرسی. آره بدم میاد، شما بدتون نمیاد؟

من اکثر وبلاگا عکس کنار کامنت شما رو میدیدم، امروز گفتم بیایم ببینم چه خبره تو وبلاگتون.
مرسی دوست عزیز من شما رو به لیست دوستانم اضافه کردم
سلام بازیتون چطوریه؟
که منم بیام بازی اگه رام بدین
مزاحم خونتون شدم
سلام… چه بامزه بودن این دوست داشتنی هات… ممنون که تو بازی ما شرکت کردی… امیدوارم همه چیزهایی که دوست داری همیشه باهات باشن… مطلب تصادف برادر استادتون رو خوندم… حالم گرفته شد… انشالا که همه رعایت کنن تا این حادثه ها براشون پیش نیاد… راستی عکسهای جدید سام رو آپ کردم… بیاین ببینین.
سلام بابایی، من ممنونم که منو دعوت کردین. منم همین طور. امیدوارم تا این تابستون بگذره همه به سلامت برگردن پیش خونواده هاشون. ای جانم. بدوام بیام وبلاگ سام کوشوووولوووو
سلام
حدیث جون(درسته؟ حدیث؟)
منم بازیم و نوشتم. یه چیزی من و تو هر دو مون توی دوست نداشتن مو توی غذا و مار هم نظریم. شاید اگر من پسر بودم شما هم مجرد میتونستیم به خاطر این دوتا تنفر که باعث تفاهممون شدن با هم زوج خوبی رو تشکیل بدیم! (چی ی ی ی ی!!) http://shaghayegh.blogsky.com/?PostID=41
سلام شقایق جان. اوهووم درست گفتی
ای ول همین الانه میام می خووونمش. مرسی. خدا رو شکر که شما پسر نیستی و منم مجرد. اخه اینم شد تفاهممم ممم م م م م م م
من تجربه بدی از نگهداری حیوانات در فروشگاه ها دارم.برای همین نمی خوام گربه ها یم رو بسپرم.
گربه من ششم مهر زایمان کرده.هم خودش پرشین خالص و بسیار زیباست و هم گربه جفتش.الان دو تا پسر سفید چشم آبی رد پوینت دارم که فروشی هستند و به خاطر توضیحی که دادم می خوام خانگی بفروشمشون.قیمتشون توافقیه.
karkheiran@yahoo.com