جشن پرشین بلاگ

چهارشنبه ساعت ۱۲ شب  حرکت کردیم سمت تهران برای رسیدن به جشن. صبح با کلی تاخیر که اتوبوس محترمه ایجاد کرد رسیدیم به مقصد، بعدش رفتیم خونه پسرخاله برای استراحت! مراسم ۴ تا ۷ بعد از ظهر بود. من و ویدا هم که با اس ام اس با هم در ارتباط بودیم.

خلاصه ساعت ۳ و نیم رسیدم دم دانشکده مدیریت، چون به آقای زینل زادهحسین زینل زاده در توئیتر ” قول داده بودیم که دم در همدیگه رو ببینیم بعد بریم داخل سالن، حدود ۲۰ دقیقه منتظر موندیم، بعد اس ام اس دادن که من داخل سالن هستم :D، ما هم آه کشان رفتیم تو، چون سالن پایین پر شده بود بهمون گفتن برین طبقه بالا، دو تا بسته هم بهمون دادن به عنوان هدیه واسه من شامل: دو هفته نامه گل آقا، سی.دی های آموزش زبان ایتالیایی، دیکشنری بایبیلون (نسخه قدیمی)، فرهنگ لغت و آموزش گرامر، دو عدد سی.دی ایرانسرا که کاری از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و در مورد میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری هست و یک سری عکس و فیلم هم داخلش وجود داره، یه فرم اشتراک مجله شادکامی هم تو بسته بود (مجله ش رو نمی شناسم)! اینم بگم که همه بسته مث هم نبودن و سی.دی ها متفاوتی تو بسته ها گذاشته بودن.

مراسم دیروز رو تا اونجایی که تونستم توئیت کردم، میلاد میلاد در توئیتر ” باید جبران کنه ها گفته باشم. :)) برای خوندن تمامی اتفاقات دیروز پیشنهاد میکنم به وبلاگ آقای جادیجادی در توئیتر ” نویسنده کیبورد آزاد برین! دیروز ایشون و خانومشون رو ملاقات کردیم. من و ویدا ویدا در توئیتر ” که همدیگه رو یافته بودیم، برای بر طرف کردن تشنگی و گشنگی فراوان خود تصمیم گرفتیم بریم طبقه پایین، آقای مازیار مازیار در توئیتر ” واقعا نشناختمشون رو دیدیم و سلام علیکی کردیم! چقد آدم ها با عکسشون فرق دارن. در آخرین لحظات مریم مریم در توئیتر ” و آقاشون رو هم از نزدیک ملاقات کردیم، خیلی خوشمزه بود! صد در صد دوستان دیگری هم بودن که نشد از نزدیک با هم ملاقاتی داشته باشیم. 🙂

جا داره یه تبریک خیلی خیلی مخصوص هم به آقای میلاد احرامپوش بگم، خیلی خوشحال شدم که اسم وبلاگت جزء برترین ها بود.

آهان آقای ابطحی برای چندمین بار در مراسمی ملاقات کردیم، چقد چسبید بهم، من عاشقشم. یه کوچیک با آقای بوترابی، مدیر پرشین بلاگ هم صحبت شدم، خوشمان آمد، پر انرژی و خوش صحبت و خوش برخورد بودن. خانوم ویولت نویسنده من و ام اس رو هم دورادور دیدم. این خانوم شال نازنجی تو عکس خانوم ویولت هستند.

ششمین سال تولد پرشین بلاگ

می تونین بقیه عکس ها رو در اینجا و اینجا و اینجا بینید! دیروز با تمام خستگی راه و گرما و هوای بد تهران باز هم بهم چسبید.

لیست وبلاگ های اعلام شده:

یک پزشک ، وب.۲ ، کلاشینکف دیجیتال، اکرنه، دیرتش باد، میلاد، من و ام اس، یک دختر ترشیده !

پ.ن: گزارش کامل در وبلاگ آقای جادی

ادامه‌ی نوشته

اثبات اعجاز قرآن

این پست رو در پاسخ به کامنت دوستی درباره اثبات اعجاز قرآن نوشتم. اگه کم و کاستی داشت به بزرگواری خودتون ببخشید.

وبلاگ شما رو کاملا تصادفي ديدم, بايد آدم جالبي باشيد. هميشه برام سوال بوده که وقتي افرادي اينقدر با احساس مثلا يک آيه قرآن رو ميخونن ازشون بپرسم که چطور شده که اينقدر به قرآن اعتقاد دارند؟ منظورم اينه که چي شده که بهش اعتقاد پيدا کردند؟ چه مدرکي دارند که حرفهاي قرآن صحيحه؟ آيا چيزي بجز اينه که از بچگي بهمون تزريق شده؟ اکثرا يا در جواب سوالاتم عصبانيت ديدم و نهيب شنيدم يا اينکه در جواب چيزهايي شبيه به اين شنيدم:
– اونا: خوب قرآن سخنان خداست که پيامبر نقل کرده و نميتونه اشتباه باشه.
– من: چرا نميتونه؟
– اون: خوب مگه شک داري پيامبر از طرف خدا اومده بوده؟
– من: حق ندارم شک داشته باشم و براي شکم دليل بخوام؟
– اونا: واقعا شرم آوره که کسي به همچين اصولي شک کنه. مگر آدم به موضوعي به اين بديهي ميتونه شک کنه؟
– من: خوب اگر کسي شک داشته باشه آيا حق نداره دليلي براي رد شکش بخواد؟
– اونا: توي قرآن گفته شده که پيامبر از سمت خداست, حالا چطور ميتوني همچين چيزي رو رد کني؟
– من: کي گفته که قرآن رو سخنان خداست و خدا همونيه که قرآن گفته؟
– اونا: خوب پيامبر گفته که اين قرآن کلام خداست.
– من: اين که نميشه که قرآن پيامبر رو تاييد کنه پيامبر هم قرآن رو و ما به همين اکتفا کنيم, يه گردش ميشه, مثل اين که من از تو تعريف کنم تو هم از من و به همين دليل براي خوب بودنمون اکتفا کنيم؟
– اونا: اصلا مگر توي قرآن چه چيزي بجز خوبي گفته؟ گفته به همديگه نيکي کنيد و آدمهاي خوبي باشيد و …
– من: خوب اينکه بگيم يه شخصي حرف خوبي ميزنه با اينکه ادعاي آسماني بودنش رو داشته باشيم خيلي فرق ميکنه. خيليا توي دنيا هستن که حرفاي خوب ميزنن آيا همشون پيامبر هستن؟
– اونا: اصلا با آدمي مثل تو نميشه بحث کرد, من هم با تو بحثي ندارم, اين يه موضوع اعتقاديه و منم اعتقاد بهش دارم و هيچ دليلي ندارم که به تو ثابت کنم پيامبر واقعا پيامبر بوده و قرآن هم همه چيزش درسته.
– من: چي بگم والا…
شما نظرتون چيه؟

سلام دوست عزيز، من اصلا عصباني نشدم اما تا حدودي به فکر فرو رفتم. سوالات شما تلنگري بود براي اينکه خوب به خودم نگاه کنم تا بتونم به اين سوالا جواب بدم، اما واقعا سخته.

اولين حرفتون رو قبول دارم، شايد از بچگي به همه ماها به هر طريقي که فکرشو بکني تزريق شده که بايد خدا رو پرستيد و به قرآن اعتقاد داشت.

در مورد من بايد بگم که تقريبا خانواده م به خصوص مادرم مذهبي بودن، و من هم از بچه گي با قرآن و افرادي که اعتقاد زيادي به خدا و قرآن داشتند آشنا بودم، و ازشون تاثير گرفتم.
قرآن يه جور دلگرمي خاصي بهم مي داد و هنوز هم ميده. مثلا آية الکرسي رو هر وقت ترسي دارم يا دارم شروع به کاري ميکنم ميخونم. از کلاس پنجم ابتدايي بود که حس ميکردم اين سوره کمکم ميکنه، حالا يا واقعا اينجوريه يا ذهنيتيه که خودم واسه خودم ساختم.

ولي اين امکان براي ما وجود داره که بعد از کاملتر شدن فکر و ذهنمون درباره مسائلي که شک مي کنيم، تحقيق کنيم و شک و ترديدهامون رو برطرف کنيم.
درمورد اثبات قرآن من اين دلايل رو خونده ام و قبولشون دارم:
– يکي از دلايل اثبات قرآن، امي بودن پيامبر اسلام هست. چون به گواهي تاريخ و تائيد خود قرآن، حضرت محمد سواد خوندن و نوشتن نداشته و اديبان عرب زبان ادعا دارند که يک آدم بيسواد که هيچ حتي باسوادش هم نمي تونه چنين صرف و نحوي رو با فصاحت و بلاغت زيبا کنار هم رديف کنه. از طرف ديگه پيامبر در زماني زندگي مي کرد که دانش بشر خيلي محدود بود و خصوصاً مکاني هم که پيامبر در آن بود دوران جاهليت رو سپري مي کرد، و با توجه به اينکه روز به روز مطالب علمي متنوع تر و پيچيده تري از قرآن استخراج ميکنند، خيلي بعيد به نظر ميرسه که قرآن بتونه کار بشر بوده باشه.
– در مورد فصاحت و بلاغت قران هم به سخن يکي از دانشمندان مخالف اسلام اشاره مي کنم. ابوالعلاي معري، از شعراي معروف عرب ميگه: اين سخن مورد تائيد همه هست که کتاب محمد چنان فصاحت وبلاغتي داره که ذهن ها رو مسحور خودش ميکنه و واقعاً هيچ کس نمي تونه مثل اون بياره. سبک اين کتاب با هيچکدوم از سبکهاي موجود در زبان عربي همخوني نداره. بطوري که اگه يه آيه از اونو در بيان يه ديوان بزرگ عربي بزارين براحتي قابل تشخيصه.
– از دلايل ديگر اعجاز قرآن، تحدي در همه زمانها و همه افراد هست. قران ميگه اگر کسي ميتونه فقط يک آيه مثل من بياره! من که سوادم در اون حد نيست. ولي اگه دشمنان با سواد اسلام مي تونستند چنين کاري کنند حتماً در کنار اون همه بودجه هايي که براي دشمني کردن با ان دين صرف مي کنند، اين کار رو هم مي کردند. حالا اين آيه آوردن ميتونه از چند جهت باشه که يکي شون همون فصاحت و بلاغتي هست که در جمله بندي عربيش وجود داره. يا ترتيب آيات بصورتي که امروزه روابط رياضي پيچيده و زيبايي ازشون بيرون مياد.
– از اينها که بگذريم در قرآن مسائل علمي زيادي مطرح شده که در ۱۴۰۰ سال پيش هنوز کشف نشده بودند. مثلاً مسئله جو زمين (آيه ۳۲ سوره انبيا)، رابطه رعد و برق و باران (آيه ۲۴ سوره روم)، عظمت آفرينش آسمانها (آيات سوره مومن)، زندگي در کرات ديگر (آيه ۲۹ سوره شوري)و…
اين مسائل و بسياري از مسائل ديگه که الان به خاطر ندارم باعث ميشه که من به حقانيت قرآن پي ببرم و دين مبيني رو که حضرت محمد (ص) آورده قبول کنم و خداوند يکتاش رو بپرستم.
مسلما شما هم مي تونيد با يک جستجوي کوچک در اينترنت بسياري دلائل و شواهد ديگر از موافقان و مخالفان اين دين رو بخونيد و شک و ترديدهاي خودتون رو در اين باره برطرف کنيد. 🙂

ادامه‌ی نوشته

اعتراف

دیگر اینجا رو دوست نمیدارم! دلم میخواد برم یه جا که کسی نشناسَتَم. خیلی بده همه همدیگر رو می شناسن.

.

.

لعنت که نمیتونم کامل بنویسم. لعنت که کامل نمیتونم حرف بزنم. لعنت ……

.

.

احتمالا برم همونجا که قبلا بودم، بعد که آروم شدم باز میام همین جا.

پ.ن: ” آدمها بازیگران موفقی هستند. در طول زندگی با صورتکهای متفاوت نقش بازی می کنند! خیلی هم ساده است همه شماها این نقش رو به خوبی ایفا می کنید یکم جلو آینه واستین و به خودتون نگاه کنید.”

ادامه‌ی نوشته

سالاد ماکارونی با مرغ و انبه

سالاد ماکارونی با انبه و مرغ

– مواد لازم:

ماکارونی صدفی – مرغ پخته شده – کنسرو انبه صاف و خرد شده

– مواد لازم برای تهیه چاشنی انبه:

سس مایونز کم چرب – ترشی انبه شیرین – پیازچه خرده شده – گشنیز خرد شده – پودر فلفل سیاه

  • ماکارونی را در قابلمه بزرگی در آبجوش بپزید سپس آبکش کرده و با آب سرد بشویید و کنار بگذارید.
  • ماکارونی، مرغ و انبه ها را در کاسه ای با هم مخلوط کنید.
  • برای تهیه چاشنی: مایونز، ترشی انبه، پیازچه، گشنیز و فلفل سیاه را در کاسه ای با هم مخلوط کنید. با قاشق چاشنی را روی سالاد بریزی و بهم بزنید تا ترکیب شوند. روی ظرف را بپوشانید و در یخچال بگذارید تا خنک شود.

– شما به جای استفاده از مرغ می توانید از گوشت بوقلمون و گوشت قرمز و نیز اگر فصل انبه است به جای کنسرو انبه از انبه تازه استفاده کنید.

ادامه‌ی نوشته

دخانیات

استعمال دخانیات از سده دهم هجری و ابتدا در دوره شاه عباس صفوی در ایران متداول شد. قلیان و چپق نیز از وسایل تدخین بود که هنوز هم در بسیاری از منازل قدیمی و قهوه خانه های سنتی رواج دارد.

این عکس از موزه چای کاشف السلطنه لاهیجان گرفتم، چای و دخانیات جالبه نه؟

ادامه‌ی نوشته

روش تهیه پاستا

مراحل تهیه پاستا

مواد مورد نیاز (مقدارش طبق میل و اراده خودتون بنویسین) برای تهیه پاستا:

قارچ سرخ شده – ماکارونی شکلدار پخته شده و آب کش شده – خامه – پنیر پیتزا

ابتدا ماکارونی را با نمک و روغ تفت می دهیم، سپس قارچ سرخ شده را به ماکارونی اضافه می کنیم. مرحله بعدی اضافه کردن خامه ست، خامه باعث میشه طعم خاصی این پاستای ما داشته باشه، اگه برای اولین بار خامه در غذا استفاده می کنین بهتره مقداری کمی بریزین چون ممکنه دلتون رو بزنه و خوشتون نیاد! بعد از اینکه کاملا مخلوط کردین و ماکارونی خامه رو به خودش گرفت با شعله کم بزارین تا خامه آب بشه. در مرحله آخر پنیر پیتزای رنده شده رو اضافه می کنیم و کاملا هم می زنیم، در ظرف رو بزارین تا خوب پنیر آب شه و کش بیاد.

تهیه پاستا خیلی راحته، امیدوارم که بتونین درست کنین و از خوردنش لذت ببرین!

ادامه‌ی نوشته

مدادساز احمق

امروز هوس شل داشتم، کتابامو بیرون آوردم و تمامی صفحه هاش رو برای هزارمین بار مرور کردم؛ 🙂

Stupid Pencil Maker

Some dummy built this pencil wrong

The eraser’s down here where the point belongs

And the point’s at the Top-So it’s no good to me

It’s amazing how stupid some people can be

مداد ساز احمق

یه احمق این مداد رو عوضی ساخته

پاک کن رو به جای نوک گذاشته

نوکش هم گذاشته سر مداد که من دوست ندارم

واقعا عجیبه ها بعضی ها چقدر گیج هستند

ادامه‌ی نوشته

سورة النحل: ٢٨ – ٣٠

همانها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مى‏گيرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند! در اين موقع آنها تسليم مى‏شوند (و بدروغ مى‏گويند) ما كار بدى انجام نمى‏داديم! آرى، خداوند به آنچه انجام مى‏داديد عالم است! (۲۸) (به آنها گفته مى‏شود) اكنون از درهاى جهنم وارد شويد در حالى كه جاودانه در آن خواهيد بود! چه جاى بدى است جايگاه مستكبران! (۲۹) (ولى هنگامى كه) به پرهيزگاران گفته مى‏شد: «پروردگار شما چه چيز نازل كرده است؟» مى‏گفتند: «خير (و سعادت)» (آرى،) براى كسانى كه نيكى كردند، در اين دنيا نيكى است; و سراى آخرت از آن هم بهتر است; و چه خوب است سراى پرهيزگاران! (۳۰)

ادامه‌ی نوشته

علامت سوال – این علامت به چنگک قصاب ها شبیه نیست؟

با تواَم! تو که به عشقت میگی عشقِ آسمونی،

بگو از زخمای پیر این قبیله چی می دونی؟

تو که غیر از قُلُ زنجیر تا حالا هیچی ندیدی،

تو که جُز صدای گریه هیچ صدایی نشنیدی،

تو که چرخیدی یه عمرِ تو این مدار تکرار،

همیشه زنده گی کردی، میون چهار تا دیوار،

چی می دونی از تبار ساکت نفس بریده؟

چی می دونی از ستاره؟ چی می دونی از سپیده؟

حالا ما رو خوب نگاه کن، که گرفتار سوالیم!

اما از وحشت ساطور، مثِ نعشِ مُرده لالیم!

پ.ن: یغما گلرویی – بی سرزمین تر از باد – کتابش هدیه است!

ادامه‌ی نوشته