دماغشُ عمل کرده، دچار غرور کاذب شده

تُند تُند آدامس می جوم! احساس میکنم قیافه م خیلی خنده داره. سردرد عجیبی دارم، همش از عصبانیته، خودم میدونم! امروز روز واقعا گند و نحسی بود. چون کاملا با اون چیزی که در تصورم بود فاصله داشت. هفته گذشته دقیقا در چنین روزی من بی خبر از همه جا نشسته بودم پای پی سی! و بچه ها از صبح تا بعد از ظهر تو کلاس داشتن با استادا خنده و شوخی میکردن و جزوه می نوشتن. بعد که من خبردار شدم کلاسا تشکیل شده، و تعریف بچه ها رو از استاد برنامه نویسی تحت وب و مباحث ویژه شنیدم، مشتاقانه منتظر روز شنبه موندم.

ادامه‌ی نوشته

فراخوان عمومی: درباره انتخابات حرف بزنیم

با شفاف شدن و مشخص تر شدن نامزدها، سوت شروع انتخابات دهم نواخته شده است، انتخاباتی که مثل همیشه نقش تعیین کننده ای در سرنوشت جامعه خواهد داشت.نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بر زندگی فردی و اجتماعی تک‌تک ما کم و بیش تأثیر دارد و نمی‌توان منکر آن شد که زندگی در دوران زمام‌داری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد با هم تفاوت‌هایی بنیادی داشته است . در کشوری که نهادهای واسط حاکمیت و مردم در آن بسیار ضعیف و کم رنگ حضور دارند، آمدن و نیامدن افراد و گروه ها مهم ترین پارامتر تاثیرگذار در شرایط اجتماعی و سیاسی است. به همین دلیل، کافی است کمی دغدغه داشته باشی تا بخواهی از هر فضایی که به دست می آوری برای نقد، پرسشگری و ارزیابی اتفاقات، اظهار نظرها و حتی برنامه ها استفاده کنی و امروز محیط مجازی شرایطی را ایجاد کرده است که هیچکس نمی تواند آن را نادیده بگیرد.

در همین فضای مجازی کسانی هستند که روزانه و بطور مرتب دست به تولید محتوا می زنند، کسانی که به فراخور حساسیت هایی که دارند می نویسند و خاطرات و خواسته هایشان را ثبت می کنند. اینها وبلاگ نویسانی هستند فارغ از موقعیت جغرافیایی، که چون ذراتی پراکنده در فضای سایبر، درباره اتفاقات و شرایط جامعه شان نظر می دهند. این ماهیت وبلاگ در دنیای مدرن  است که از این رسانه های فردی ذراتی پراکنده می سازد، اما اگر قرار باشد این مجموعه به شکل نهادی عمل کند که اگاهی بخش است، ایجاد ِ حداقلی از انسجام، در عین حفظ استقلال افراد، مفید خواهد بود. اینکه هرکس در خانه مجازی اش بنویسد و تنها توسط عده ای خاص شنیده شود، یا اینکه نقدی و سوالی باشد و آنان که باید نشنوند، باعث افت کارآیی این رسانه خواهد بود. تجربه نیز نشان داده است که کمپین ها و ستادهای تبلیغاتی نیز آنقدر به خودشان زحمت نمی دهند که این مطالب را جمع آوری و دسته بندی نمایند. در انتخاب های پیشین هم دیدیم که بسیار نوشتند و کم خوانده شد. همین مسئله باعث شد که عده ای از وبلاگ نویسان به شکل اولیه گرد هم آیند و تصمیم به گردآوری آنچه هست و تشویق به نوشتن آنچه نیست گیرند.  چند نکته اساسی در این باره به قرار زیر است:

– ما و همه شمایی که قرار است به این جمع بپیوندید دغدغه تغییر داریم و منتقد وضعیت موجودیم. نه وامدار و نه مجیز گوی هیچ جریان خاصی نیستیم، اما  دغدغه دموکراسی، توسعه، رشد و رفاه مردم و کشورمان را داریم. همین دغدغه انتخاب یکی از میان دیگران را تنها راه پیش پای ما کرده است. ولی قرار نیست که تنها به یک انتخاب بسنده کنیم. می خواهیم درباره انتخابمان، دلیل اینکه این انتخاب را کردیم، مشکلاتی که به انتخاب ما وارد است و حتی پیشنهاداتمان بنویسیم و از تمامی کسانی که قلم در دست دارند بخواهیم که آنها هم بنویسند تا در جریان یک بحث و گفتگوی وبلاگی بتوانیم نکات ارزشمند و قابل استنادی را در همین فضا تولید کنیم. امیدواریم تمامی کسانی که به این موضوع فکر می کنند، چه صاحب وبلاگ و چه وبلاگ خوان، در این باره بنویسند. که بگویند چرا باید در انتخابات شرکت کرد یا نکرد؟ که چرا کاندیدای  خاصی را بر می گزینند؟ که چه نقدهایی به او و گذشته اش دارند؟ که سوال های احتمالی ایشان از کاندیدا و اطرافیانش چیست؟ که تاکید بر کدام مفاهیم را برای ادامه راه اصلاح جامعه می پسندند؟

– در واقع همه دعوتند به نوشتن و فراخوانی دیگران به نوشتن. برای اینکه بشود همه این مطالب را جمع کرد و دسته بندی نمود،  اگر مطلبی نوشتید به یکی از وبلاگ نویسانی که اسمشان در زیر می آید اطلاع دهید. حتی اگر وبلاگی نداشتید و به هر دلیل نخواستید در وبلاگ خودتان در این باره چیزی بنویسید، نوشته های خود را به یکی از این وبلاگ نویسان ایمیل کنید. در ضمن صفحه اینترنتی خاتمی نامه نیز بخشی از نوشته ها در این زمینه را که با مرامنامه اش منطبق است باز نشر می دهد. لینکهای روزانه ی وبلاگ های زیر و همه کسانی که به این جمع می پیوندند نیز قرار است فضایی ایجاد کند که تمامی صداها و حرف هایی که در این زمینه زده شده شنیده شود و حداقل جمع آوری و دسته بندی گردد.

– این جمع نه ستاد تبلیغاتی دارد و نه تبلیغات کسی را می کند. هرچند که گرایش خاصی به اندیشه های ترقی و دموکراسی و تغییر دارد. حتی اگر قرارمان به انتخاب باشد، حرف هایی برای زدن و شنیده شدن دارد که می خواهیم کاندیداها بشنوند و درباره شان پاسخ گویند.

– معتقدیم یک دست صدا ندارد. هرچه دوستان بیشتری به این جمع بپیوندند و هرچه بیشتر در این مسیر یاری رسانند ، می شود به مباحث بهتری وارد شد، وجوه بیشتری را دید و صداها را به گوش شمار افزونتری رساند. اگر نکته ای یا پیشنهادی هم دارید پذیرای آن خواهیم بود.

– بعد از نوشتن مطالب دوستان شما انها را جمع آوری و دسته بندی می کنند. خلاصه و فشرده ای از آنها را باز نشر می کنند تا باز هم نظرات شما را راجع به نوشته دیگران بدانند. در واقع قرار است اینگونه یک بحث خوب و ماندگار در فضای مجازی داشته باشیم و بتوانیم نتایج ان را منتشر کنیم. امیدواریم که حاصل این تلاش به کار سیاسیون و فعالین انتخاباتی آید و نامزدها زحمت پاسخگویی و عکس العمل درباره ان را متقبل شوند.

دوستانی که تا به اینجا در این حرکت یاری رسان بوده اند عبارتند از:

آق بهمن

بر ساحل سلامت

جمهور

دیده بان

زیتون

سوشیانت

کافه ناصری

کمانگیر

ملکوت

وحید آنلاین

بلاگ نوشت

Sad Eye Never Lie

اگر دوستانی علاقمندند به این جمع در جمع بندی و دسته بندی مطالب کمک کنند، لطفا ایمیل بزنند یا کامنت بگذارند.

ادامه‌ی نوشته

دیوانه

من با خویشتن خویش کاملاً همزبان نیستم و گویی رازی میان من و او پنهان است.

و برای همین است که همیشه به خاطر شما غمگین است، اما به رغم این اندوه، به زندگی خود ادامه می دهد و رشد می یابد و اندوهش به شادی مبدل می شود.

ادامه‌ی نوشته

توئیترم برگشت

سر از پا نمی شناسم، دریابید مرا!

مدتی بود حسابی حسرت توئیت های توئیتر قبلی ام رو میخوردم، منیره بهم گفته بود امکان بازیابی مجددش هست، اما بعد از برگشتن توئیتر حذف شده، تمامی توئیتها به صورت ؟؟؟؟؟؟ در میان! منم با این توصیفات بی خیالش شده بودم.

یه روز داشتم، وب گردی میکردم، تو وبلاگ حضرت والا، به مطلب توئیتر سُس اضافی برخوردم، منم کامنت گذاشتم و گفتم:

.

حدیثه:

حضرت والا شما اطلاع ندارین که آیا اکانتیُ که حذف کردیم میشه برگردوند یا نه؟

.

حضرت والا مامبو جامبو:

اصولآ نمی شه چونکه وقتی شما اکانت رو پاک می کنید باید اطلاعات مربوطه هم از دیتابیس های توییتر پاک بشه تا حریم خصوصی شما حفظ بشه و فکر نکنم امکانش باشه اما تحقیقآ من جستجو هم کردم که نتیجه بخش نبود.البته اینا همش میشه براتون تجربه تا اکانت توییترتون رو با ۷۰۰۰ هزار توییت پاک نکنید 🙂

.

حدیثه:

یکی از دوستان گفت، بر میگرده اما چون توئیت هامون فارسیه همش علامت سوال میشه 🙁 . حالا اینم ولش، من از توئیتام بک آپ دارم، ۴ یا ۵ هزار تا میشن یا شایدم کمتر. اینم نمیدونین که این بک آپ رو چه جوری میشه برگردوند؟ :دی اسمایلی یک چشم غمگین با تجربه تلخ :دی

.

حضرت والا مامبو جامبو:

باید جستجو کرد که من دارم این کار رو انجام میدم خب اون دوستی که گفته میشه برگردون همون راه رو بگن جالبه آخه ! فکر نمی کنم چنین چیزی شدنی باشه و اگه هم باشه خلاف اصل حفظ حریم خصوصی هست .

.

چند روز بعد حضرت والا، لینکی به من دادن، تا عملیات برگردوندن اکانت توئیترمُ، آغاز کنم! (+) در اون قسمت باکس خالی، آدرس ایمیل اکانتتون، یا یوزری که داشتین رو باید بنویسین و بر روی Restore my account کلیک کنید! یه ایمیل براتون میاد، بر روی لینکی که توی ایمیل هست کلیک میکنین تا عمل وریفای صورت بگیره، بعدشم پسورد جدید براتون فرستاده میشه! به همین راحتی به همین خوشمزگی.

.

اما اون روزیکه من خواستم این کار رو بکنم، این امکانش غیرفعال شده بود، حضرت والا روش دیگه ای پیشنهاد دادن، ایشون گفتن برای آدرس restore@twitter.com ایمیلی بزنم و آخرین یوزرمُ در قسمت سابجکت بنویسم! اما هرچقد فکر کردم یادم نیومد آخرین دفعه ای که آدرس توئیتر رو عوض کرده بودم چی بود!

.

از یک دوست خوب و مهربان، که همیشه پیگیر توئیت های من هست، خواستم تا یکمی فکر کنه و کشف کنه، اخرین اسم یوزرم چی بود. دستشم درد نکنه، یه ایمیل فرستاد و همه اسامی رو برام لیست کرد:

.

Sad_Eye
SadEye
Hadiseh
HadisehHossienipour
Hadise
SadEyeNeverLie
Sad_Eye_Never_Lie

.

خودم وقتی لیست رو دیدم خجالت کشیدم! 😀 ! من نمیدونم چرا اینقد تنوع طلب هستم و همیشه میخوام تغییر کنم! یا عکس اواتر عوض میکنم یا اسم یوزرهامو! :)) در نهایتم میزنم پاک میکنم! :دی

حالا اینا رو ولش، بچسبیم به قضیه اصلی، امروز، حضرت والا خبر دادن، قابلیت برگردوندن اکانت (+)، فعال شده! منم با سرعت نور رفتم ببینم میشه کاری کرد آیا؟ در کمال ناباوری، دیدم توئیترم که برگشت هیـــچ، همه توئیت هاممم سالم و سر و حال برگشتن بدون تبدیل شدن به علامت سوال! واااایی! خیلی کیف کردم!

یه دنیا ممنون حضرت والا!

.

پ.ن۱: اکانت توئیتر حدیثه!

.

پ.ن۲: دلمان میخواد هزار عدد توئیت این یکی اکانت را هم به اکانت پیشین خود اضافه بنمایم! میشود یعنی؟

ادامه‌ی نوشته

عشقمی پرسپولیس، ممنونتم

ها ها ها هاه هاه هاه هاهاها:دی اصلا الان در پوست خودم نمی گُنجم! حالا میخواین هرچی بگین، بگین!!! نمیدونم بازی دولتیه، یا نمیدونم سیاسیه یا اصلا هرچیزدیگه!!! :دی فعلا که همتون پناه بردین به این واژه ها بس کنید دیگه بابا جان مث ما پرسپولیسیا باشین و از اینکه دقیقه نود و اندی گُل می زنین به تیم مقابل ، افتخار کنین و لذت ببرین! دست از بازی با کلمات بردارین !!! همانا حقتان همینی ست که می بینید!

.

– آری ما همگی خوش شانسیم!!!

– آری ما همگی پارتی داریم !!!

– آری ما همگی داور را خریده ایم !!!

آری آری اصلا هر چه که شما میگویید صحیح است!!!

.

شماهایی که اینا رو خوب میدونین و به زبون میارین، جلومونو بگیرین خُ! 😀 !!!

ادامه‌ی نوشته

قیچی

مدت زمان زیادی از تصمیم گیری من می گذره، تصمیم گرفته بودم بعضی از خاطرات و مشکلات و قسمتی از خودم رو با پاک کن پاک کنم و بریزم دور، اما دیروز با یکی از دوستام مشورت کردم، به این نتیجه رسیدم که، اگه اون قسمتها رو با قیچی ببُرم و بندازم دور خیلی بهتر و موثرتر خواهد بود. نمیدونم والله! 🙂

ادامه‌ی نوشته

وقتی حدیثه کوچک بود

آهای خونه دار، آهای بچه دار، آهای  آقا و خانومِ وبلاگنویس :دی عکسای نی نی گولی هات رو بردارُ بیار، بیاین اینجا که عمو هوشنگ یه بازی راه انداخته. تو این بازی چند تا قانون داریم، هر کی میخواد بازی کنه باید حتما رعایتشون کنه، حواستون باشه هــا!

نکات بازی :

۱- اسم پست خودتون رو میگذارید “وقتی —- کوچک بود” وبجای —- اسم وبلاگ یا اسم خودتون رو میگذارید
۲- اگه عکس کودکی خودتون رو دارید که هیچ، اگه ندارید از آلبوم عکس خودتون چند تا عکس انتخاب میکنید
۳- عکسها رو می برید سر کوچه اسکن میگیرید یا با دوربین از شون عکس میگیرید
۴- حداقل باید ۳ تا عکس بگذارید
۵- سعی کنید توی عکس آدم بزرگ نباشه

ادامه‌ی نوشته

دستمال کاغذی

امروز خواهرم و بابام به همراه خانواده مهمونم بودن، داشتم مرغُ می کشیدم، بهنام _خواهرزادم_ رو صدا کردمُ ازش دستمال کاغذی خواستم. بعدش یاده یه خاطره باحال افتادم :دی!

.
حدودا یه ماه پیش رفته بودم خونه پسرخالم مهمونی، برای شام مهمون داشتن، خواستم کمکِ خانومش کنم. داشتم تو ظرفِ پیرکسِ آب مرغ ادویه می ریختم. لبه ظرفش یکمی آب مرغ گرفته بود، به بهانه تمیز کردن لبه ظرف علی _بچه دخترخالم_ رو صدا زدم و گفتم: علــی علی بدو بدو یه دستمال کاغذه بده من. بچه مث جت دوید اومد پیشم، با چشای از حدقه در اومده پرسید: برای چی میخوای؟ منم به شوخی و با جدیت تمام گفتم: میندازم تو مرغ تا زودتر بپزه. :دی تا صورتشُ برگردوند من سریع پاکش کردم و دستمال رو انداختم تو سطل آشغال. چشاش چهار تا شد! برگشته میگه: دروغ میگی کو؟ گفتم بیا اینجا ببین زیر مرغ گذاشتم. با قاشق یه تیکه پیاز کوچیک رو اوردم بالا و نشونش دادم و گفتم: الان آب شده زیاد مشخص نیست!!! اسمایلی خیلی جدی

.
حالا اینا همه گذشت و منم یادم رفت راستش رو بهش بگم :دی!
چند وقت پیش همه رفته بودن جایی مهمونی، علی وسط مهمونی برگشته گفته: شما هم دستمال کاغذی می ریزین تو مرغتون تا بپزه؟؟؟ خانومه با تعجب گفته نه! O_o حالا مامانش که دخترخالم باشه به همراه بقیه یه سره توضیح میدن، نه، کسی این کار رو نمیکنه! علی رو یه پا مونده نخیر، حدیث، تو مرغ دستمال کاغذی می ریزه! = ))))))))

.
اون یکی دخترخالم؛ که خاله علیِ همینکه منو دید گفت: خدا خفه ت نکنه چیکار کردی این بچه اینجوری میگه …. ؟ اولش اینقد خندیدم تا اشکام در اومد، اما بعدا که بیشتر فکر کردم دیدم چه آبرویی ازم رفته و اینا :-p

.

پ.ن: فعلا وقت ندارم، یه پست اساسی باید بنویسم در مورد کامنت های پست قبلیم!!! فقط اینو بدونین خیلی چیزا متوجه شدم در طی این دو سه روز. خیلی هاتونم اصلا متوجه نشدین منظور من از نوشتن اون پست چی بوده. اما خدا رو شکر میکنم، اونایی که باید می گرفتن، گرفتن قضیه رو! 🙂

ادامه‌ی نوشته

مخصوص خواننده های ثابت وبلاگم

من وبلاگ می نویسم،

تو وبلاگ می نویسی،

همه وبلاگ می نویسند….

.

.

همه کامنت میگذارند،

تو کامنت میگذاری،

من یا وقت میکنم کامنت میگذارم، یا کامنت نمی گذارم!

.

.

من از همه تک به تک تشکر میکنم؟

تو از همه تک به تک تشکر میکنی!

همه از همه تشکر می کنند؟

.

پ.ن: هزاران بار خواستم از خواننده های ثابت وبلاگم تشکر کنم، اما نشد، چون بلد نبودم تا بشه. همه خواننده هام از روز اول یادم هست. بعضی از کامنت گذارای وبلاگم خیلی وقته منو می شناسن، قدمت آشناییمون شاید به دو یا سه سال پیش برمیگرده. از لطف همه شماها ممنونم. مطمئن باشین تا جایی که در توانم هست، حال و روز شما رو پیگیری میکنم. اما دو تا سوال دارم. آیا واقعا اگه وبلاگ نویس هستین، این انتظار رو دارین که برای همه مطالبتون کامنت بذارم؟ با دیدن کامنت شما ،دوس دارین چه عکس العملی نشون بدم؟

من واسه تک تک مطلبات کامنت میذارم ولی تو حتی به روت نمیاری.

ادامه‌ی نوشته