بوسه ها چیزهای پیش و پا افتاده ای هستند، که به سختی متوجه شون میشیم. ولی اگه با احساسات بیشتری به این موضوع توجه کنیم، می بینیم که هر بوسه معنی خاص خودش رو داره. برای مثال بعضی از بوسه ها میگن ” از دیدنت خیلی خوشحالم ” یا ” اِ نفهمیدم تو هم اینجایی ” یا ” عزیزم بسه هرچی خوردی ” (منظور مشربات الکلیِ) …
بله، بوسه ها برای آدمای مختلف معنایِ مختلفی داره. سرانجام معنیش بستگی به اونی داره که داره می بوسه! و اونیکه نظاره گرِ.
این عمل خودش هرگز چیزی رو عوض نمیکنه ولی هر بوسه با خودش یک دنیا معنا داره! می تونه بیانگر وفاداریِ همیشگیِ یک شوهر باشه! یا پشیمونیِ بیکرانِ یک همسر باشه. می تونه نمایانگرِ دلواپسیِ روبه فزونِ یک مادر باشه یا یک شهوتِ رو به فزونی. ولی هر معنی که داشته باشه هر بوسه بازتاب یک نیاز بنیادیِ انسانِ، نیازی که مرتبط با یک انسان دیگه ست.
این یک میلِ بسیار نیرومنده. و همیشه باعثِ تعجبِ وقتیکه بعضی از آدما درکش نمی کنند.

ببخشید استاد اجازه …
درس بسیار شیرینی بود . میشه بیشتر توضیح بدین ؟
به ایلیا: این واحد رو باید با استاد بانو بردارین تا توضیحاتِ بیشتری گیرتون بیاد!
اصلآ این لوس بازی ها مال اون اجنبی های چشم زاغ هست خصوصآ اون کلونل کلاه
.
.
کج . مرد باید دستش کمربند باشه ، مرد باید زن رو سیاه و کبود کنه ، زن جاش توی آشپزخونه اس اونم بدون تیلیفون .
مرد یعنی سیبیل ، مرد یعنی شکم
حالا از قدیم هم یعنی زمان ما گفتن هر ادا و اصول مرد یه معنی داره خودش !
که میشه دو کتاب مثنوی بلکه بیشتر .
زمان ما یه تیاتر رو حوضی اجرا میشد به اسم ” مردی بر سر سفره زنی در مطبخ ” که تمام این اصول رو اونجا توی قالب شامورتی بازی نشون میدادن
حالا این فرنگیا اومدن واسه ما سیزن میزن میسازن میاین این حرفا رو میگن
در صورتی که مردای اونا اصن زن ذلیل ساخته شدن ، چی میگن ژنشون اینجوریه
ولی مرد ایرونی وقتی به دنیا میاد تو دستش چی میبینی ؟ کمربند
شاهین آزاد به حضرت والا:

” به به جناب حضرت والا مژاح می فرمان …
ما ایرانی ها که دلمان بیشتر از این اجنبی ها شامورتی بازی می خواست فقط نیست کم رو تشریف داریم بلت نبودیم خودمان را بروز بدهیم …
تازشم این کمربند بازیها را هم یاد گرفته بودیم تا جلوی در و همسایه قم پر در کنیم …
در خانه خود شما هم از این پیش بندها با گل صورتی جلوتان آویزان است …
مرد ایرونی که می فرماین مال آن موقعها بود … غیرتش مرد … ”
به به جناب حضرت والا مژاح می فرمان …
ما ایرانی ها که دلمان بیشتر از این اجنبی ها شامورتی بازی می خواست فقط نیست کم رو تشریف داریم بلت نبودیم خودمان را بروز بدهیم …
تازشم این کمربند بازیها را هم یاد گرفته بودیم تا جلوی در و همسایه قم پر در کنیم …
در خانه خود شما هم از این پیش بندها با گل صورتی جلوتان آویزان است …
مرد ایرونی که می فرماین مال آن موقعها بود … غیرتش مرد …
عجب حکایتی داره این بوسه هااا
ایلیا فضولی نکن :دی
به علی رضا: حالا کجاشُ دیدی شما :دی
سلام بیخیال این مطلب، شما نمی تونی یه ایمیل برای مواقع اضطراری بزاری همین گوشه ی وبلاگت؟
آخه حتی یه راه برقراری ارتباط باهاتون رو پیدا نکردم و فقط همین کامنت بود که خدا پدرشو بیامرزه.
به هر حال…
جالبه، شرایط دریافت pass برای دیدن مطالب خصوصی شده وبلاگ چیه؟ اگه اوکی ه که یکی واسه منم ehem کن. در ضمن یه چیز دیگه هم می خواستم بگم که اینجا جاش نیست. منتظرم تا ایمیلتون بهم برسه
به میثم: جوابتون رو به صورت ایمیل ارسال کردم!
به عباس: ببینم زن هم بگیری بازم اینقده خجالتی هستی یا نه !
درود بر عباس خان
عزیزم من هم زن میخواستم ولی راستش هیشکی زنش رو بهم نداد
حالا همه توی فامیل میگن و دوستان میگن بیا زن بگیر تا من میگم کی زنش به من میده نمیدونم چرا با قابلمه و سیب گاز زده و گوشی و … از طرف دخترهای فامیل مورد عنایت قرار میگیرم :-؟ 
یا به قول یکی از دختر ها (اباس)
بدترین نوع بوسیدن ؛ بوسه از سر اجبار و گاهی هم اکراه است و مخصوصا بوسیدن صورتهای ریشدار که انگار برس می چسبونن بهت !
قشنگ نوشته بودی حدیثه جون
به مهرنوش: سلام مهرنوش بانو
!! کاملا باهات موافقم !! حالا من از هر نوع بوسه ای بدم میاد، به جز عشقولانه ش که خیلی خاصِ، و اونایی که خیلی دوسشون دارم، فقط این دو گروه رو ماچ گنده می کنمشون! از بقیه بوس ها هم فرار میکنم تا نصیبم نشن !! 
سلاام عزیزم





*


*


یه عالمه بوس ، که پر از معنای دلتنگیه و دوست داشتنه از طرف نیلویی وااااسه دوست جون ماااااهش
به نیلو: تو عشقووووووووووولکِ منی دیگه





گلی میبینی این سریال روو؟؟؟
کدوم قمست هستی؟؟
من یه عالمه سوزان رو دوس میدارم، بعدش هم گبی
کمی، ب ری رو اعصابم مییاد.
ولی سادگی سوزان خیلی بامزس
به نیلو: اره می بینم این سریال رو! خیلی باحال و سرگرم کننده ست … وای سوزان دیگه خیلی ساده س و همه حرفا رو راحت به زبون میاره
بعضی جاها من به جاش شرمنده میشم و خجالت می کشم از کاراش ! 

گبی و رفتارا و صحبت ها و سوتی ها و یهو جواب دادناش رو خیلی دوس دارم. و همینطور یکمی هم لینت !! بری هم که فقط آشپزیش
خب مثل اینکه از یاد رفته بودیم ما …
رفتی آدرس جدید، خبرمون نکردی هیچ، لینک مون هم رو پاک کردی …
باید از کامنت هاتون تو وبلاگ های دیگه پیداتون کنیم؟ شاید هم قرار نبوده پیدا کنیم و زیادی فضولی کردیم؟
موفق باشی
به عمو هوشنگ:
اونجا منو ندیدین؟
من که شما رو از یاد نبردم! واسه همون تو فیس بوک اددتون کردم خب! تو پروفایلم هم آدرس جدید وبلاگم بود!
در مورد لینک هم بگم که، هر کسی که جدیدا منو یافته اونجا اضافه کردم و اینا! :دی
میشه بپرسم از کدوم کامنت دونی منو یافتین؟ اخه تو پست سوما، لینک من و شما و علیها با هم بود!
به حدیث: حدیث دست رو دلم نذار
که دلم خونه
بتادین نداری بخورم؟
که بازهم مورد عنایت قرار میگیرم البته از طرف مادربزرگ نه 
رو سر کسی نیارم
من هی میگم این بوس خوبه من تحقیق کردم
خوبی این وبلاگ اینه که من رو یاد زن داییم میندازه که هم اسمه تو و تقریبا توی عمرم کلا دو روز بیشتر ندیدمش ولی توی همون دو روز هم تقریبا کچلش کرده بودم (البته یکی از خوبی هاش)
البته قول دادم که دیگه این بلا ~
من قبلا خیلی به صادق خان سر میزدم ولی جدیدا بیشتر اینجام تا اونجا چرا؟
———————–
کاروان دستخوش رهزن بیگانه شده است …. ساربان این روش قافله سالاری نیست
به آرش:

…………….
یعنی میگی، من یکی از خواننده های صادق رو دزدیدم؟
دزدی مگه شاخ و دم داره؟
تا حالا نوشتی من که ازش خوشم نمیاد واسه بقیه میگم 
همینطوریه دیگه به جان خودم
اما اگر درباره مدونا بنویسی خیلی خوبه ها
ولی حتما سریع ف-یل-ت-:ر میشی
عجب ادمی هستی
من از مدونا متنفر بیدم!
درود
من برگشتم
یعنی چی ؟ مدونا خوبه ولی اون از من خوشش میاد و کچلم کرده که بیا با هم بریم ماه
حالا از من انکار از اون اصرار ….