چه روز شیرینی بود امروز.
دیدار دوستان مجازی، خندیدن و راه رفتن و صحبت کردن باهاشون خیلی خیلی شیرین و دوست داشتنی بود. کاش می شد این دیدارها رو زود به زود تکرار کرد. ولی فکر که می کنم به این نتیجه می رسم شاید این دوری باعث می شه اینقدر همه چیز برای من متفاوت و شیرین تر باشه. البته آشنایی و صمیمیت و شناختی که نسبت به طرف مقابلم دارم هم دلیل محکمیه واسه اینکه باهاشون راحت باشم و احساس شادی کنم.
عاشقتونم! زیادتا …
پ.ن: از نام بردن دو عزیزی که باهاشون بودم معذورم. تا خودشون اجازه ندن لو نمی دم کیا بودن. البته اگه یه هزاری بدین سه سوت می فروشمااااا، گفته باشم. :دی
از سحر نازنینم هم تشکر میکنم که کنارم بود.
چه روز شیرینی بود امروز.
دیدار دوستان مجازی، خندیدن و راه رفتن و صحبت کردن باهاشون خیلی خیلی شیرین و دوست داشتنی بود. کاش می شد این دیدارها رو زود به زود تکرار کرد. ولی فکر که می کنم به این نتیجه می رسم شاید این دوری باعث می شه اینقدر همه چیز برای من متفاوت و شیرین تر باشه. البته آشنایی و صمیمیت و شناختی که نسبت به طرف مقابلم دارم هم دلیل محکمیه واسه اینکه باهاشون راحت باشم و احساس شادی کنم.
عاشقتونم! زیادتا … HUG
پ.ن: از نام بردن دو عزیزی که باهاشون بودم معذورم. تا خودشون اجازه ندن لو نمی دم کیا بودن. البته اگه یه هزاری بدین سه سوت می فروشمااااا، گفته باشم. :دی
از سحر نازنینم هم تشکر میکنم که کنارم بود. کلا بسی خوش می گذره اینجا.
من بگم ؟ من بگم ؟ جناب کروکودیل و بانو
کی بلاگت درست مبشه ؟
دامینم به علت تحریمات سایت خدمات دهنده فریز شده . یه دامین دیگه ثبت کردم . ایشالله به زودی همون وبلاگ با یه آدرس جدید راه می افته
به ایلیا: اِی بابا، خلاصه خبرمون کن!
درود
به سلامتی خوش بگذره . بابت عکسها هم سپاس
به آزش: خواهش میکنم! قابل شما رو نداشت :دی !!
پس برنامه آخر هفته این بود … پَ کو عکس ها ؟
به بابک مهربانی: عکسها سکرت هستن!
میبینم که از شهر غریب وبلاگت رو هم به روز کردی :دی
به صادق: شهر غریب بود، خونه که غریب نبود!
ما در آرزو هستیم با همچین افرادی بریم یه جا (اما الان مدرسه نمی زاره)
——-
نمیشه که هی شما در مورد قرار های دوستان مجاز و وبلاگنویس و … بنویسی مرائات دیگرانم بکنید ! شاید یکی نتونه
به حسام: ایشالله یه روزی هم شما با دوستات بری! :دی
ا چه بد شد اومدی ندیدمت


کاش تو وبلاگم میگفتی آخه خیلی کم اومدم نت تو وبم نوشتم
ایشالا که بهت خوش گذشته
به خانوم مارپل: غم نبینم به چهرهت. ایشالله دفعه بعد
با شما دوست جونم!
نخوندم… بعدا میخونم… یونیور سیتی هسته ام..
به پویان:
!