سلامتصمیم نداری آپدیت کنی؟
.
اسمایلی گریه حضار!
به جون خودم کلی خاطره و متن واسه نوشتن و آپدیت کردن دارم، ولی آخه چه جوری؟ دیروز از صبح نشتم پای پی.سی و تند تند پروژه م رو آماده کردم و مرتب کردم و ایمیلش کردم واسه استاد، تا نزدیکای ۹ شب کارم طول کشید! از صبح هم پا شدم، واسه امتحان پایگاه داده م خوندم، و ظرف شستمُ ناهار رو آماده کردم و خونه مرتب کردم! یه ساعت دیگه هم امتحانمه. دیگه اگه خودتون اهل کار خونه باشین متوجه می شین که چقده همین کارای خرده ریزه وقت آدم رو میگیره! حالا شما کار بیرون از خونه و شرکت رو هم بهش اضافه کنین! به جان خودم بدجوری آشفته و خسته هستم! هی روزشماری میکنم این روزا هم تموم شه و من یه استراحت اساسی به خودم بدم.
منتظرم امتحانای این ترم هم تموم شه و دوباره از نو تو اینترنت فعالیتم رو شروع کنم! شما هم منتظرم باشین و فراموشم نکنین! هاگ
مگه میشه فراموشت کنیم خاله جان، قشنگ سر فرصت کارهات رو انجام بده استراحتت رو بکن ، زیادم نگران اینجا نباش ….
به امیرعلی: من دارم کم کم بر میگردم!
خسته نباشی
، ببینم این صادق خان توی کار خونه کمک نمی کنه ؟ 
به گلیه مرد: نوچ! صادق وقت نداره!
این صادق و باید گوششو کشید … :دی پس اون چی کار می کنه . البته آقایون که نباید کار خونه انجام بدن دهه افت داره … اسمایلی مردسالاری
به علیرضا: اِ وا یعنی چی؟ :دی
به روزبه:
سلام علیکم

امیدوارم زودتر این ایام تموم بشه و دوباره بنویسی خاله جان.اصلا فضای وبلاگستان فارسی کلاً بی روح شده.مثل اینکه سرمای زمستون روش اثر گذاشته و اینجا هم سرد شده
به محمود: سلام علیکم! خوبین شما؟ من دیگه دارم برگشته میشم :دی بهارم داره میاد، هیچ غمگین نبوده باش!
سلام
وبلاگ خوبی داری
اینم بد نیست
۳۱۳h.com
به رضا: جان؟
آی گفتی خالا
بی شک من درک میکنم چی میگی از بیرون (شرکت) میایی و باید به فکر ناهار باشی و و تا میای ناهار درست کنی میبینی که باید خونه رو هم جمع و جور کنی و شاید لباس و ظرف کثیف هم داشته باشی و بعد هر چند روز یک بار هم باید صورتت رو اصلاح کنی وگرنه میشی مثه….. (این قسمت مخصوص آقایونه :D
و…
فراموش که نمیشی
این روزهای همه مشغول هستند و امتحان دارند شما چطور؟ :دی
به جوون ساده روستایی: خالا؟ چی؟ هان؟ قضیه بابا چی شد؟ دخترم؟ هان؟ خالا؟ ای وای
وااااااااا این اسمایلی چشمک چرا اومد؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!
این وردپرس هم امروز حسابی داره سر به سر من میزاره ها
اون از دیدگاه واسه عباس که خود وردپرس زدو سانسور کرد حالا اینجا واسه خودش میاد و یه چیز دیگه ای میزاره وا عجبا
به ایلیا:
ایشالله زودتر تموم بشه و بتونید آپ کنید
به ماهان: من هنوز یادمه ها، تو بازی بلاگی تون شرکت کنم!
زودی تموم میشه خاله جووووونم……اومدیا