تغییر دکوراسیون

اگر تصميم داريد تغيير دکوراسيون در اتاق هاي منزلتان بوجود بياوريد، لزومي ندارد هزينه و زمان زيادي را صرف اين کار کنيد، با در نظر گرفتن نکات زير به راحتي در يک آخر هفته قادر خواهيد بود چهره اي جديد به اتاق هايتان ببخشيد.
  • تغيير نحوه چيدمان اثاثيه اتاق :
تا حد امکان وسايل را با فاصله از ديوار بچينيد و آنها را در زواياي مناسب قرار دهيد. به عنوان مثال قرار دادن يک کاناپه در عرض اتاقي نسبتا باريک، سبب مي شود اتاق عرض تر به نظر برسد.
  • رنگ زدن يک ديوار :
يکي از ديوارهاي اتاق مربوطه را به رنگ مورد علاقه تان درآورده و از آن به عنوان يک ناحيه مرکزي استفاده کنيد، در نظر داشته باشيد که رنگ مورد نظر تا حدودي با اشياء ديگر اتاق مثل روميزي، پرده و … مطابقت داشته باشد. تابلوها و وسايل زينتي ديگر را بر روي همين ديوار آويزان کنيد و تکه اي از زيباترين اثاثيه تان را مقابل آن قرار دهيد.
  • استفاده از گياهان :
گياهان سبز هميشه جان تازه اي به فضاي اتاق مي بخشند، گياهي مناسب با فضاي اتاقتان را انتخاب کرده، آنرا در يکي از گوشه هاي اتاق قرار دهيد.
  • پهن کردن قاليچه در کف اتاق :
استفاده از قاليچه روش بسيار مناسبي جهت گرم تر کردن فضا و ايجاد محيطي صميمي است. بهتر است قاليچه را به صورت زاويه دار در زير ميز اتاق پهن کنيد.
  • آويختن تابلو يا آينه به ديوار :
تصاويري را که به نوعي بازتابي از شخصيت شما مي باشند در قاب هاي مزين بر روي ديوار نصب کنيد. اگر از آيينه استفاده مي کنيد، نهايت سعي خود را به کار بگيريد تا آن را در محلي مناسب که منعکس کننده چشم اندازي قابل توجه ازعناصر موجود در اتاق است، آويزان نماييد.
  • دسته بندي کردن اشياء :
تعدادي مجسمه و اشياء تزئيني مورد علاقه تان را جمع آوري کنيد و جايي را مخصوص چيدن آنها در اتاق در نظر بگيريد. آنها را به سه يا پنج دسته تقسيم کنيد و مجسمه هاي مشابه را در يک دسته کنار همديگر بچينيد. سعي کنيد اشکال متفاوتي را براي چيدن انتخاب کنيد.
  • استفاده از بالشتک هاي تزئيني يا کوسن :
يکي از مزاياي کوسن ها اين است که به آساني مي توان از آنها به منظور افزودن طرح و بافت هاي مختلف به اتاق استفاده نمود، کوسن ها را مي توان به صورت هاي مختلف بر روي کاناپه يا صندلي ها چيد.
  • تعويض لامپ هاي اتاق :
لامپ معمولا يکي از علائم نشان دهنده منسوخ شدن دکوراسيون اتاق شماست. بنابراين لامپ هاي اتاق را تعويض کرده و از لامپ هاي جديد موجود در بازار استفاده نمائيد.
  • استفاده از پارچه هاي رنگي :
مشابه کوسن ها، از پارچه هاي رنگي با جنس ها و طرح هاي مختلف نيز مي توان جهت تزئين اتاق استفاده نمود. کافي است با اندکي دقت و توجه نقش و جنس دلخواهتان را بيابيد.
  • مرتب چيدن :
درهم و برهمي يکي از فاکتورهايي است که در کسالت بار کردن فضاي اتاق تاثير بسزايي دارد. سعي کنيد فضاهاي خاصي را به وسايلي چون روزنامه، مجلات، اسباب بازي ها و وسايل خرده ريز ديگر، اختصاص دهيد.
ادامه‌ی نوشته

فال شب یلدا

دیشب هم یه شبِ یلدای دیگه بود، از وقتی که یادمه هر سال خونه یکی از خاله‌ها جمع می‌شدیم و بساط میوه خورون و فال گرفتن رو راه می‌نداختیم، اما دیشب، همه برنامه‌ها رو کنسل کردم و با صادق خونه موندیم.

آخرای شب بود، که یه با معرفتی اس‌ام‌اس داد که نیت کنم و تا واسم فال حافظ بگیره، به شدت ذوق مرگ شده بودم. چون بالاخره شب یلدای با فال خافظ داشتم. منم نیت کردم و بیت اول فال‌م این شد:

دوستان وقت گل آن به كه به عشرت كوشيم        سخن اهل دلست اين و به جان بنيوشيم

بعد از اون، نوه عزیزم از شیراز واسم یه فال گرفت و واسم مسیجش کرد:

سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش        كه دور شاه شجاعست مى دلير بنوش

و کلا گویا همه چیز به کام من هست و من از همه جا بی خبرم! دیده بودین؟ :دی

ادامه‌ی نوشته

آغاز پنجمین سال

اِی وای، دیدین چی شد؟ یادم رفت که دیروز تولد بلاگم بوده! واقعا بدجوری درگیرِ زندگی و کار و درس و مشقم شدما، هیچ فک نمی‌کردم دیگه تا این حد مشغول بشم. وای وای وای.

حالا دیگه گذشت، بی‌خیال.

ولی کی میاد باهام شمع ۴ سالگی تولد بلاگمُ فوت کنه؟ هاین؟ دستا بالا :دی

.

ادامه‌ی نوشته

بی‌خیالی

از اونجایی که ساعت ۱ و نیم نصفه شب متوجه شدم کدوم بخش رو باید ۶ ساعت بعد کنفرانس بدم، تصمیم رو بر این گرفتم که کلا تخت بگیرم بخوابم و اصلا به کنفرانس و نگرانی بابت غیبت فکر نکنم. یعنی کلا پیچوندم که پیچوندم.

اما از شانس قشنگم، کنفرانس من افتاد برای چهارشنبه هفته بعد!

هوم! امتحان میان ترم؟ اِی بدک نبود، با کلی تاخیر و تو ترافیک موندن رسیدم به جلسه امتحان. اینقدم برگه‌ جوابامو بالا گرفتم و کج کردم سمت سحر، تا دستای گرم خانومه مراقب :دی رو روی شونه هام احساس کردم، چیششششش!! برگه‌م رو گرفت. شانس اوردم همه رو نوشته بودم و لنگ سوالی نبودم.

تازشم، پایین من و سحر رو با هم دید، گفت شما خیلی تقلب می‌کنین ها، حالا هیشکی ندونه شما که می‌دونین من نمیتونم تقلب کنم، رنگ و روم می‌ره :دی! همینکه گفت، بهش گفتم: کی؟ من؟ عمرا! 😐

سحرم چند کلمه گفتُ پیچونیدش!

پ.ن: وااااااااااااااای! خدایا دارم می‌میرم! اینقده دپرس و خسته و کم حرف هستم که نگووووووووووو! دارم دق میام. نمی‌تونم حتی توئیت کنم. منی که هر لحظه در حال توئیت کردن بودم. حس می‌کنم یه چیزی گلوم رو گرفته ول نمی‌کنه. بعدش که اینقد درگیره این حس می‌شم، میگم گوره بابای همه چی ولش کن! همه رو با دستام کنار می‌زنم.

ادامه‌ی نوشته

عید غدیر و روز دانشجو

سردردهای بیهوده، تا بوده همین بوده! خسته شدم از بس سردرد کشیدم، با کوچکترین ناراحتی و استرسی سرم به شدت به درد میاد. قرص‌هامو کنار گذاشتم، بعدشم نرفتم پیش دکتر! یه روز خودِ دکتر اومدن پیشمون، بهم فرمودن که نوعی میگرنِ! من که سر در نیاوردم. نمیدونمم چی‌کارش کنم، رمقی واسم نمی‌ذاره.

امروز به مناسبت روز دانشجو، چند نفر از هم‌کلاسی ها برنامه چیدن ناهار رفتیم بیرون، از دیشب می‌گفتم که نمی‌رم ولی نظرم عوض شد و رفتم. حدودا از ۵ نفر نظر خواستم که برم یا نه. همه‌شون هم گفتن برو، ولی من سختم بود برم. آخه فک کن ملت تو تهران تو این روز به فکر چی هستن، ما به فکر چی؟ شکم! واقعا که 😀 روزِ بارونی و بدون سردرد خوبی بود، اما آخرش موقع برگشت یه اتفاقی افتاد، نزدیک بود برم زیر ماشین، اینترنت بدون حدیثه بشه :دی بعدشم از همونجا سردردم شروع شد تا همین لحظه هم ادامه داره …

اِه؟ بذار از دیروز بگم، کُشته مُرده این عید مخصوص خودم (سیدا) هستم دیگه، نمیدونی؟ خب حالا دونسته بودی! :))

روز بامزه ای بود، از پارسال بهترتر بودش، ولی حسابی جای داداش مهرانم خالی بودش. کمی تا حدودی نصفه نیمه مهمون اومد و رفت! این بین، یکی از دوستای قدیمیم که دقیقا بعد از عقدم باهاش قطع رابطه کرده بودم، بعده این همه سال اومد خونه ما عید دیدنی! :دی کلا نمیدونم چی توی من می بینین که بعد از تموم کردن بعضی از رابطه ها، بازم دوستام پا پیش می‌ذارن و میان سراغمُ می‌گیرن. خودم شرمنده می‌شم از بی معرفتی‌م ها، ولی چه کنم دیگه؛ سنگ دلم! البته یه کوشولو هم مهره مار دارم 😛 می‌گی نه؟ از صادق بپرس.

.

پ.ن۱: صادق سه روز قبل عید غدیر، با دادن یه خبر خوش، عیدیم رو گذاشتم کف دستم! حمید و شهریار هم یه هدیه واسم خریدن، که کلی شرمنده‌شون شدم. منم سعی کردم ته کیسه متفاوتی بدم بهشون! :دی یعنی هدیه همراه ته کیسه متفاوت بود.

پ.ن۲: قلیون کشیدن رو به هفته ای یک الی دیگه خیلی دوستان اصرار کنن ۲ بار کاهش دادم، بعضی وقتا هم میریم بیرون، اصن سمتش نمی‌رم! آخه شنیدم رو دندونا بدجوری تاثیر میذاره، راستش زورم اومد دندونام خراب شه، اخه یه دندون خراب و ناقص ندارم. اسمایلی کوبیدن به تخته و اسفند دود کردن.

پ.ن۳: دیونه‌شم دیگه چه کنم؟ دستِ خودم نیست!

پ.ن۴: یک عالمه پست ننوشته دارم، از خنده شوخی های سرِ کلاس.

پ.ن۵: اوه! چهارشنبه یه بخش از درسم رو کنفرانس برداشتم که هیچی تو کتاب و اینترنت در موردش نیست! نمیدونم چه جوری برم کلاس حاضر شم. شاید پیچوندمش. نمیدونم. اخه از کجا بدونم موضوع چیه؟ حالا بیست دقیقه هم کنفرانس بدم؟ هاین؟ اسمایلی بغض.

پ.ن۶: چقده وراجی کردم. بسِ دیگه، بهتر جمع کنم برم تو هپی آکواریوم فیس بوکِ عزیزم. امروز حمید رو نشوندم جای من به همه اکواریوم‌ها رسید و با ماهی‌هام مسابقه داد 😀

ادامه‌ی نوشته