آداب معاشرت – قسمت ششم : چگونه از جلوی صفوف نشسته عبور کنیم؟

اغلب ديده شده است هنگام عبور از مقابل صفوف نشسته، پشت به طرف كساني كه نشسته اند با حالتي خميده به طرف جلو حركت مي كنند و در نتيجه ديدي نسبت به پاها و وضعيت كساني كه نشسته اند ندارند و باعث مزاحمت و لگد زدن پاها مي شوند، در صورتي كه عبور كننده بايد صورتش در حين حركت به طرف كساني كه نشسته اند باشد.

استثنا: در مساجد، كليسا ها و مكانهاي مذهبي به خاطر احترام به محراب يا قسمت هايي كه از احترام خاصي برخوردارند بايد پشت به صفوف نشسته حركت كرد.

کتاب آداب و معاشرت | نوشته منصور احمدی

ادامه‌ی نوشته

آداب معاشرت – قسمت پنجم: راه رفتن

چه موقع آقایان جلوتر از خانم‌ها حرکت می‌کنند؟

  • هنگام عبور از درهای گردون به منظور چرخاندن در
  • عبوراز درهای فنردار به منظور نگهداری در

برای باز کردن درهای گردون یا فنردار، اگر خانم جلو بود، آقا باید جلو رفته و عباره “اجازه بفرمایید” را گفته و در را باز کند و آن را نگه می‌دارد تا خانم داخل شود.

  • هنگام ورود به رستوران
  • عبور از میان جمعیت
  • هنگام حرکت در صفوف ( صف اتوبوس، بانک و … )
  • هنگام پایین آمدن از پله‌ها

با توجه به لباس و انواع مدل‌های کفش خانم‌ها، آقا باید در جلو حرکت کند تادر صورت افتادن خانم‌ها از پله‌ها حتی الامکان از سقوط جلوگیری نماید. ضمناً در صورت پهن بودن پله‌ها، آقا و خانم می‌توانند در کنار هم حرکت کنند.

  • صفوف نشسته ( در سینما، تئاتر، سخنرانی‌ها و … ) به منظور بازکردن راه عبور برای خانم‌ها
ادامه‌ی نوشته

آداب معاشرت – قسمت چهارم: بوسیدن دست

بوسیدن دست رسمی است که در زمان قدیم در فرانسه متداول بوده و هم اکنون در مهمانی‌های اشرافی این رسم پابرجا می‌باشد، ضمناً بوسیدن دست روحانیون متداول می‌باشد.

نحوه بوسیدن دست بدین طریق است که بعد از خم شدن و یا زانو زدن، دست راست را در سر حد مچ بوسه می‌زنند. (البته حالت و ژست آن را انجام می‌دهند.)

بوسیدن دست در بین جوانان، هم‌شاگردی‌ها و همکاران متداول نمی‌باشد.

هرگز نباید دست دختران جوان را بوسید.

در مجامع عمومی بوسیدن دست شایسته نیست.

کتاب آداب و معاشرت | نوشته منصور احمدی

ادامه‌ی نوشته

Bright Star

من آرزو داشتم، ای کاش ما پروانه‌هایی بودیم و فقط سه روز تابستان زندگی می‌کردیم. سه روز این چنین با تو بودن می‌تواند برای من لذت‌بخش‌تر باشد، از پنجا سالِ معمولی که شاید از عمرمان باقی مانده باشد.

IMDB

چه همه کله‌ی سحری گریه کردم آخر فیلم.

ادامه‌ی نوشته

آداب معاشرت – قسمت سوم: دست دادن

كي به كي دست مي دهد؟ (چه كسي اول دست دراز مي كند؟)

• بزرگتر به كوچكتر

• مافوق به زير دست (در نيروهاي مسلح)

• رئيس به مرئوس (در نظام اداري)

• هنگامي كه كسي چند بسته يا پاكت در دست دارد و دستهايش آزاد نيست، نبايد دست خود را به سوي او دراز كنيم تا مجبور شود براي دست دادن بسته ها را زمين بگذارد يا همه را به يك دست يا زير بغل نگه دارد .

• هنگام دست دادن نبايد دست طرف مقابل را فشرد، به خصوص اگر انگشتري در دست داشته باشد و يا زمان دست دادن را طولاني كرد.

• هنگام جدا شدن از يك جمع، دست دادن با همه لزومي ندارد و فقط مي توان با يك معذرت خواهي خداحافظي كرد.

• آقايان بايد بدون دستكش دست بدهند، در صورتي كه طرف مقابل دست دراز كرده و زماني براي درآوردن دست كش نيست، دست دادن با دستكش ضمن عذر خواهي مانعي ندارد و اين جمله گفته مي شود: ببخشيد كه با دستكش دست مي دهم.

• هنگام دست دادن با كسي نبايد فاصله آنقدر زياد باشد كه مجبور شويد دست خود را خيلي دراز كنيد.

• هنگام دست دادن بايد به صورت شخص نگاه كرد و با لبخند يا كمي خم كردن سر اظهار خوشحالي كرد.

• هنگامي كه مهمانان در حال غذا خوردن مي‌باشند و مهمان تازه‌اي وارد مي شود فقط ميزبان با او دست مي‌دهد و سايرين با لبخند و تكان دادن سر اظهار آشنايي مي كنند.

کتاب آداب و معاشرت | نوشته منصور احمدی

ادامه‌ی نوشته

آداب معاشرت – قسمت دوم: معرفی

کی به کی معرفی می‌شود؟

  • کوچکتر به بزرگتر

ابتدا نام بزرگتر آورده می‌شود، سپس نام کوچکتر. مثال: آقای حسینی (بزرگتر) ، اجازه می‌فرمایید آقای محمدی (کوچکتر) ، را به شما معرفی کنم؟

  • معرفی آقا به خانم

ابتدا نام خانم برده می‌شود، بعد نام آقای مورد نظر. مثال: خانم حسینی اجازه می‌فرمایید آقای محمدی را به شما معرفی کنم؟

استثنا: در حضور اشخاص مهم ( رئیس جمهور، شخصیت‌های مذهبی و … خانم به آقا معرفی می‌شود. )

  • خانم‌ها را برای معرفی نزد آقایان نمی‌برند، بلکه در صورت نیاز به معرفی، آقایان نزد خانم‌ها می‌روند.
  • خانمی که نشسته است برای معرفی از جایِ خود بلند نمی‌شود، مگر اینکه با خانمی مسن‌تر از خود یا شخصیتی بلندمرتبه روبرو می‌شود که در این حالت برای سلام و علیک و معرفی از جای خود بلند می‌شود.
  • هنگام معرفی یک دوشیزه به بانو، دوشیزه باید از جای خود بلند شود.
  • حتی‌المقدور میزبان مهمانها را به یکدیگر معرفی می‌کند، در غیر این صورت مهمان‌هایی که اولین بار با یکدیگر برخورد می‌کنند، خود را و در صورتی که همراهانی داشته باشند، آنها را نیز به طرف مقابل معرفی کنند.
  • برای معرفی دو نفر در صورتی که از نظر مقام، شغل، سن و یا درجه (در صورت نظامی بودن) همطراز باشند معرفی هر کدام به یکدیگر فرقی نمی‌کند. مثال: آقای محمدی، این آقای حسینی است.
  • برای معرفی یک نفر به یک گروه، ابتدا نام تازه وارد گفته می‌شود و سپس نام یکایک گروه، نشسته و یا ایستاده معرفی می‌شوند.
  • در هنگام معرفی بهتر است جمله ” از ملاقات شما خوشحالم ” گفته می‌شود.
  • در معرفی باید اسامی را واضح و آهسته بیان کرد.
  • در صورتی که هنگام معرفی نام کسی را فراموش کردید یا مطمئن نیستید، نباید اشتباه تلفظ کنید، بلکه باید خیلی ساده از او معذرت خواسته و مجدداً نام او را پرسیده، و به شخص ثالث معرفی کنید.
  • در مهمانی‌ها هنگام معرفی، آقایان در هر سنی باید جلوی پای خانم‌ها بلند شوند و تا نشستن خانم‌ها ایستاده باقی بمانند.
  • اگر اختلاف سن زیاد باشد، تنها به معرفی کوچکتر اکتفا کرده و معرفی بزرگتر در جمله مستتر است. مثال: مادربزرگ، دوستم فرید با معرفی می‌کنم.
  • خانم مجرد به خانم متاهل معرفی می‌شود.
  • هنگامی که بچه‌ها به بزرگترها معرفی می‌شوند، احوالپرسی با بزرگتر‌ها می‌باشد.
  • موقعی که خانمی می‌خواهد همسر خود را معرفی کند عنوان “آقا” را به کار نمی‌برد ولی اگر بخواهد به شخص ناشناس معرفی کند می‌گوید “همسرم”.
  • موقع معرفی به کسی نباید زیاد خم شوید بلکه سر را پایین گرفته و یک لبخند و تکان دادن سر کافی می‌باشد.
  • اگر هنگام معرفی نام یا شغل شما اشتباهاً گفته شده، آن را مودبانه تذکر دهید، و نام یا شغل خود را بگویید.
  • برای معرفی در مهمانی‌ها، میزبان نباید بیش از حد از یک مهمان تعریف نماید.
  • در مهمانی‌های رسمی خدمتکاران با میهمانان معرفی نمی‌شوند ولی در مهمانی‌ها دوستانه می‌توانید آنها را معرفی کنید.
  • به کار بردن اسم کوچک اشخاص مستلزم رابطه خیلی نزدیک و صمیمانه با آنها می‌باشد.

کتاب آداب و معاشرت | نوشته منصور احمدی

ادامه‌ی نوشته

آداب معاشرت – قسمت اول: سلام

کی به کی سلام می‌کند؟

  • کوچکتر به بزرگتر
  • زیردست به مافوق
  • آقا به خانم
  • میهمان به میزبان
  • تازه وارد به حاضرین

هر تازه وارد به جمعی در ابتداء ورود فقط یک‌بار سلام می‌کند، ولی بعداً متناسب با نوع مهمانی تا حدامکان نزد آشنایان و دیگران رفته و در مدت کوتاهی سلام و احوالپرسی می‌کند.

  • در صورتی که آقایان کلاه داشته باشند، هنگام احوالپرسی و سلام باید کلاه خود را بردارند و تا قبل از خداحافظی آن را بر سر نگذارند.
  • در سلام کردن معمولاً اسم طرف مقابل گفته می‌شود. به عنوان مثال: صبح به خیر آقای محمدی – یا سلام خانم حسینی.
  • سلام کردن در حالی که سیگار به لب باشد، شایسته نمی‌باشد.

کتاب آداب معاشرت | نوشته منصور احمدی

ادامه‌ی نوشته

بازم پا گذاشتن رو حدیث

هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت، حس نکردم که کسی من رو بخاطر خودم، خواسته باشه. همیشه از من رد شدن تا دل دیگران رو بدست بیارن، همه‌‌‌ی همه این کار رو، باهام کردن. همیشه‌ی همیشه این حس من رو غمگین و افسرده کرده. هرگز نتونستم جوابِ سوال‌م رو بدست بیارم، که چرا من باید ندید گرفته بشم، و حذف بشم، تا دیگران به چشم بیان، تا دیگران حس کنن براشون ارزش و احترام قائل‌ هستن، تا دیگران متوجه بشن که حرف اون‌ها درست یا غلط بوده، یا به دیگران خودشون رو ثابت کنن.

چقد دل‌م خسته‌س از این همه … از این همه پس زدنا … از این همه نادیده گرفته شدنا !

کاش جز ” اجبار ” جواب دیگه‌ای در مقابل این همه سوالی که در ذهنم می‌چرخه وجود داشت که همونایی که اینطور دیگران رو به من ترجیح می‌دن، بهم بدن!

دلم غصه‌س … امیدوارم یه روز اگه به عمرم باقی مونده باشه، با تمام وجود لمس کنم که کسی من رو بخاطر خودم، می‌خواد، و از دیگران بگذره، به خاطر من!

ادامه‌ی نوشته

آره بابا زنده یَم.

فقط قیچی رفت تو زانوم فلج شدم چند روز خونه نشستم :پی

هعی هعی هعی! اینترنت خونه راه بیقته من می دونم و شما نامردا که نه می گین حدیثه زنده یه نه می گین حدیثه مرده یه :دی

بَدین بـــَــد!

ادامه‌ی نوشته

عشق پروانه‌ای یا عشق قورباغه‌ای؟

آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند، آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند، و عاشق هم شدند.

کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد، و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم.

بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم»

کرم گفت: « من هم عاشق سرتا پای تو هستم. قول بده که هیچ وقت تغییر نمی کنی»

بچه قورباغه گفت: «قول می دهم.»

ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد. درست مثل هوا که تغییر می کند. دفعه ی بعد که آنها همدیگر را دیدند، بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود.

کرم گفت: «تو زیر قولت زدی»

بچه قورباغه التماس کرد: «من را ببخش دست خودم نبود…من این پا ها را نمی خواهم. من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»

کرم گفت: «من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را می خواهم. قول بده که دیگر تغییر نمیکنی.»

بچه قورباغه گفت قول می دهم.

ولی مثل عوض شدن فصل ها، دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند، بچه قورباغه هم تغییر کرده بود. دو تا دست درآورده بود.

کرم گریه کرد :«این دفعه ی دوم است که زیر قولت زدی.»

بچه قورباغه التماس کرد: «من را ببخش. دست خودم نبود. من این دست ها را نمی خواهم. من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»

کرم گفت: « و من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را. این دفعه ی آخر است که می بخشمت.»

ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد. درست مثل دنیا که تغییر می کند. دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند، او دم نداشت.

کرم گفت: «تو سه بار زیر قولت زدی و حالا هم دیگر دل من را شکستی.»

بچه قورباغه گفت: « ولی تو رنگین کمان زیبای من هستی.»

کرم گفت: «آره، ولی تو دیگر مروارید سیاه ودرخشان من نیستی. خداحافظ.»

کرم از شاخه ی بید بالا رفت و آنقدر به حال خودش گریه کرد تا خوابش برد.

یک شب گرم و مهتابی، کرم از خواب بیدار شد. آسمان عوض شده بود، درخت ها عوض شده بودند، همه چیز عوض شده بود. اما علاقه ی او به بچه قورباغه تغییر نکرده بود. با این که بچه قورباغه زیر قولش زده بود، اما او تصمیم گرفت ببخشدش.

بال هایش را خشک کرد. بال بال زد و پایین رفت تا بچه قورباغه را پیدا کند.

آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک قورباغه روی یک برگ گل سوسن نشسته بود.

پروانه گفت: «بخشید شما مرواریدِ …»

ولی قبل ازینکه بتواند بگوید: «… سیاه و درخشانم را ندیدید؟»

قورباغه جهید بالا و او را بلعید، و درسته قورتش داد.

و حالا قورباغه آنجا منتظر است، با شیفتگی به رنگین کمان زیبایش فکر می کند، نمی داند که کجا رفته !!!

جی آنه ویلیس

ادامه‌ی نوشته