۵۸ دو صفرم شد گوشی؟

نه واقعا! آخه اینم شد گوشی؟

چهار نفر هی پشت سر هم بیاد پشت خطت و سه چهار تا اس‌ام‌اس برسه بهت! گوشیت آنچنان هنگی می‌کنه که بیا و ببین! فقط با قلاف کردن باطریش میشه به هوشش آورد.

اس‌ام‌اس های اینباکسشم به دو سه هزار تا برسه دیگه واقعا کند و اعصاب خرد کن میشه مسیج دادن و مسیج خوندن.

اما خب، خدا وکیلی قدرت باطریش خیلی زیاده! مثلا من بعضی وقتا یه سره باهاش آنلاین هستم و دارم مسیج میدم و موزیک گوش میدم و ایمیل چک میکنم! یه ساعت و نیم میزنمش تو شارژ ۲۰ ساعتی اینجوری واسم کار میکنه.

یه مشکل دیگه هم داره که قسمت گالریش هست! نمیدونم واسه بقیه هم این مشکل پیش میاد یا نه، که مثلا یه عکس رو حذف میکنی، به تعداد زیاد از همون فایل تکثیر میکنه که قابلیت حذف و ادیت روش نداره. همیشه اینجوری نیستا، بعضی وقتا که حجم عکسام به یکی دو گیگ میرسه اینجوری میشه.خودش خوب میشه خودش خراب میشه! کلا سر از کارِ گوشیم در نمیارم. :دی

بدجوری هوسِ گوشی عوض کردن دارم! آخه دیگه دستِ همه هست این گوشی. البته هر وقت به این قضیه فکر میکنم، سریع به خودم می گم اِ بی خیال حدیث جون :دی یادت بیاد که ۴نفر هستن که بهشون علاقه داری و اونا هم همین گوشی رو دارن!

ادامه‌ی نوشته

اسمایلی خانوم معلم

هفتم خرداد، رفتم واسه آزمون استخدامي آموزش و پرورش. من که نه خونده بودم نه حسش رو داشتم که برم امتحان بدم! روز آخر ثبت نام با اصرار خلاصه رفتم ۵تومن ناقابل ريختم تو شکم اينا.

نيگاه تو رو قرآن، ۲۸هزار نفر تو گيلان شرکت کننده داشته، سرانگشتي حساب کني ميشه ۱۴۰ميليون تومن! ظلمي بودشا يعني! اکثريت هم که مث من، يا زوري يا واسه زدن تيري تو تاريکي رفتن برا آزمون شرکت کردن.

بعد اون وقت آموزش پرورش همينقد زحمت نکشيده بود که دو تا دفترچه درست و حسابي چاپ کنه. رو برگه آچار سوالا رو چاپ کرده بودن، همه هم پشت سر هم و بدون هيچ گونه دسته بندي سوالاتي :دي

سطح سوالا بسي پايين بود! خيلي راحت بود خدا وکيلي. با کمي خوندن و يا با استفاده از تجربيات قبلي ميشد بهشون جواب داد! عمومي هاش رو ميگما! صد تا سوال بود. ده يا ۱۵ تا سياسي بودش و اينا، که بنده چون اصن اخبار نمي بينم و هيچ تو باغِ رفت و آمدهاي رئيس جمهور نيستم :دي نتونستم به سوالا جواب بدم!

فقط يکيش رو درست زدم! که ديشب وقتي با دوستان بيرون بوديم ازشون پرسيدم، ديدم جواب درست رو زدم کلي حال کردم برا خودم

در مورد چشم انداز ۲۰ ساله بودش! نميدونم کِي به ثمر ميرسه و از اين حرفا.

زدم سال ۱۴۰۴

حالا بوگو چطوري حساب کتاب کردم :دي گفتم امسال که ۸۹ئه، احمدي نژاد پارسال راي آورد، يعني ۸۸٫ يه دوره قبلشم رئيس جمهور بود، يعني ۸۴ انتخاب شده بود! خلاصه ۱۳۸۴ رو به علاوه ۲۰ کردم :دي ديدم به به ميشه ۱۴۰۴ : )))) اين سوال هيچ ربطي به رياست جمهوري نداشتا، اسمي هم ازش نبرده بودن، اما ديدم اکثر سوالا در مورد ايشون هستش و اينا :دي مام اينجوري حساب کتاب کرديم!

خلاصه مرسي خودم که به يه سوال جواب دادم!

۱۵ تا هم سوال داشت فک کنم ICDL بود، همه ش رو زدم! تجربه بايد ميداشتي جواب ميدادي! مث اين سوال که ايميلي که هنوز ارسال نشده کدوم قسمت ميمونه! يا علامت Refresh بالا مرورگر واسه چيه. يا امممم واسه جواب دادن به ايميل از کدوم گزينه استفاده ميکنين :دي مسلما ريپلاي بود جوابش! :دي

تخصصي هم کلا افتضاح بود! برنامه نويسي بماند. ذخيره و ساختمان رو اصن هيچي بلد نبودم :دي خيلي افتضاح درس خوندم فک کنم در طول  دوران تحصيل! تصميم گرفتم از نو کتاباش رو بخونم بلکه ياد بگيرم.

شبکه ش هم در سطح شبکه هنرستانمون بود! همه رو زدم باشد که همه ش درست باشه و کلا بریم خانوم معلم شیمُ اینا. هاهاها 

ادامه‌ی نوشته

یه سال و یه روز

من موندم این عمر وبلاگمون چطوری مث برق و باد می‌گذره؟ چِش رو هم می‌ذاری و باز می‌کنی می‌بینی که یه سال شده و باید دامنه بلاگت رو {شارژ} کنی! :دی

انگاری همین دیروز بود، بعده اینکه دامین جدیدم رو ثبت کردم و یواشکی اومدم اینجا تا بنویسم، آقاهه وردپرس اومد برام کامنت گذاشت و اینا! پووووووف!!

{‌ حالا نیست خیلی پول شارژ دامنه و هاست بلاگم رو خودم می‌دم واسه همون :دی واقعا از احمد عزیز ممونم، که همه زحمتای بلاگم گردنشه! اسمایلی خجالت }

ادامه‌ی نوشته

هِی! فلانی

هِی فلانی می‌دانی؟

می‌گویند رسم زندگی چنین است:

می آیند، می‌مانند، عادت می‌دهند و می‌روند.

و تو، در خود می‌مانی

و تو تنها می‌مانی!

راستی نگفتی؟!

رسم تو نیز چنین است؟

مثل همه‌ی فلانی‌ها؟

ادامه‌ی نوشته

این به اون در

آقا، حرفِ حسابت چیه؟ بخشش داریم تا بخشش دیگه خُ!

دیگه نمی‌شه آدم هِی پشت سره هم اشتباه کنه، هِی هم بهت بگه، ببخش، ببخش، فراموش کن انگاری چیزی نشده. اصلا به نظر من این نوع درخواستا یه نوع سوءاستفاده از دوست داشتنِ!

حالا گیرم یه دفعه بخشیدی، فراموش کردی، دو دفعه بخشیدی، از یاد بردی. دفعه سوم و چهارم و دهم چه باید کرد؟ درسته می‌گیم فراموش کردیم، ولی من یکی که از ذهنم پاک نمی‌شه هیچ، اثراتی رو هم که روم گذاشته رو به بدبختی باید کنترل کنم تا رو رابطه‌م تاثیر منفی نذاره.

درسته خُ! من هم اشتباه می‌کنم. ولی اشتباه داریم تا اشتباه. اشتباه کوچیک داریم تا بزرگ.

می‌خوام از این به بعد، گرو کشی کنم در مقابل این ببخشا!

آقا جان، فلان کار رو دیگه نکن! من می بخشمت.

حذف این حرکت مساویه با ببخش! می‌خوای بخواه، نمی‌خوای هم برو به سلامت.

تمام!!

ادامه‌ی نوشته