:(

این روزها حتی به اندازه یک ساعت هم وقت برای خواندن و نوشتن وبلاگ نمیذارم، فقط مطالبی رو از روی گوگل ریدر دنبال میکنم تا عکس ها و مطالب جنجالی وبلاگنویسان رو بخونم.

خودم اگه میخواستم از همون شب وحشتناک شمارش آرا تا به امروز بنویسم، بالای بیست پُست رو منتشر می کردم. اما نیست که خیلی آزادی بیان داریم، و این روزا هیچ مشکلی توی فیل.ترینگ نداریم!! سعی کردم کمی جلو زبون خودم رو بگیرم!

اتفاقات اخیر، پیروزی آقای محمود احمدی نژاد، تجمع مردم در تهران و شیراز و اصفهان و چند شهر دیگه، کُشته شدن هموطنانم، فیل.ترینگ وسیع وب سایت های حامیان آقای موسوی و توئیتر و فرندفید و فیس بوک و … ، دستگیری سران اصلاح طلب و کاربران اینترنتی که بی پروا حرف های خودشون رو میزنن و واقعیت رو بیان می کنند! باعث شده ذهن و فکرم به شدت درگیر باشه.

این دولت از چه چیزی می ترسه؟ اگه رهبر و ملتی ۲۴ میلیونی و نیروهای سپاه و انتظامی و گاردویژه و بسیج و غیره رو در پشت خودش داره !!

آیا با زدن و کُشتن و دستگیری دانشجوها و خالی کردن خوابگاهها و کاهش دادن سرعت اینترنت و همچنین فیل.ترینگ گسترده میخواد ترس خودش رو مخفی کنه؟ یا میخواد اون حداقل ۱۵ میلیون رو همرنگ خودش کنه؟ با چه حقی چنین رفتارهایی با همین به قول خودشون خس و خاشاک و اقلیت می کنن؟ مگه اینجا جمهوری اسلامی ایران نیست؟ دموکراسی وجود نداره؟ اگه اینجوری نیست که ما میدونیم و ازشون انتظار داریم، خب خودشون تکلیف ما رو روشن کنن! یک حکومت دیکتاتوی به وجود بیارن، رئیس جمهور و همه و همه رو خود آقایان انتخاب کنن و تحویل ما بدن! اون وقت اگه کسی اعتراضی داشت سرکوبش کنن! دیگه چرا این همه با این شعارها و جمهوریت مردم رو به شور میندازن، باعث کشته شدن و باتوم خوردن و زندانی شدن جوونا میشن؟

نکنین! تو رو به همون قران و خدایی که می پرستین نکنین! مگه قران و خدای شما با قران و خدای ما فرق داره؟ آخه چرا چنین برنامه ها و دام هایی پهن میکنین برای جوونا؟

نمیدونم نتیجه این درگیری ها و تظاهرات و راهپیمایی ها چی میشه؟ اگه آقای موسوی پیروز از این میدون خارج نشه! فقط میتونم در یک جمله بگم که: همه این ها برنامه ای بود تا آینده یک نسل جوان رو از ریشه بخشکونن و بس!

من هیچ امیدی ندارم و اگر هم کاری میکنم فقط واسه خاطر همون چند نفری هست که تو تنگنا قرار گرفتن، یا هیچ خبری ازشون نیست یا تو بازداشت به سر می برن، یا میرن تو راهپیمایی ها کتک میخورن! چه جوری باید امید رو در خودم به وجود بیارم، وقتی می بینم و می شنوم چطور آرا به نفع دیگری تغییر کرده و چطور و چه کسانی در این قضیه دخیل بودن!

حالم بهم میخوره وقتی بی خیالی و بی تفاوتی مردم بی خبر از همه جا و بی رسانه ملی رو می بینم! حالم بهم میخوره وقتی سخنان دروغ و بی پایه و اساس و پر از توهین آقایان رو می شنوم! حالم بهم میخوره وقتی تلوزیون رو روشن میکنم، ایران رو سرزمین گُل و بلبل می بینم!

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *