پنجمین سال رفتنت

شکسته عکس سیاه و سفید مادر من، دو نیمه گشته تا خورده در برابر من

دو تیکه شد نگرانی چشمهایش باز، شکستنش دو برابر نمود مادر من

بریده شد نگاهش نیم خنده او رفت، چکید شبنمی از غصه روی دفتر من

گریست عکس قدیمی ولی نه با چشمانش، که از دریچه چشمان دیر باور من

گرفتم عکسی از خودم شبیه مادر بود، در آن به جای تو خندید نیم دیگر من

روحت شاد!

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *