دنیس ریچی؛ خالق زمین بازی برنامه‌نویسان!

دنیس ریچی (Dennis MacAlistair Ritchie) محققی بود که سال‌ها در آزمایشگاه علوم کامپیوتر و نرم افزار Bell Labs به کار مشغول بود و خدمات زیربنایی زیادی را به دنیای کامپیوترها و ماشین‌های هوشمند ارائه نموده است.

او در نهم سپتامبر ۱۹۴۱ در نیویورک به دنیا آمد. وی در رشته‌های فیزیک و ریاضیات کاربردی از دانشگاه هاروارد فارغ‌التحصیل شد. تجارب تحصیلی او نشان داد که به رشته‌ی فیزیک علاقه‌ی چندانی ندارد و گرایشش به کامپیوترها بیشتر است. در دوران تحصیل کامپیوتر، به این موضوع پی برد که تئوری الگوریتم‌ها برایش چندان جذاب نیست، به همین خاطر به زبان‌های برنامه‌نویسی روی آورد.

از سال ۱۹۶۷، به پیروی از پدرش، که مدت زیادی در Bell Labs کار می‌کرد، به این موسسه پیوست. معروفترین کار وی در این مدت نوشتن کتاب «طراحی مدارهای سوئیچینگ» بود که قبل از دوران ترانزیستورها یکی از مراجع مهم در تئوری سوئیچینگ محسوب می‌شد.

دنیس از روزهای اول پروژه‌ی Multics به گروه همکاری‌های Bell Labs، MIT‌ و General Electric  پیوست و روی کامپایلر زبان BCPL برای کامپیوترهای اولیه‌ی Multics (GE 645 و GE 635) کار کرد. همچنین وی روی کامپیالر Altran که برای محاسبات سیستم‌ها و زبان‌های سملبیک بکار می‌رود نیز کار نموده است.

متعاقب این کارها، ریچی، به همراه کن تامسون (Ken Thompson) سیستم عامل Unix را ابداع کردند. بعد از آنکه یونیکس روی سیستم‌های Bell‌ و برخی از ماشین‌های تجاری، دولتی و آموزشی به کار گرفته شد، آن‌ها با همکاری استیو جانسون (Steve Johnson) به توسعه‌ی این سیستم‌عامل پرداختند و قابلیت‌های فوق‌العاده‌ی آن را نمایان ساختند.

آخرین قابلیت مهمی که دنیس ریچی به یونیکس اضافه کرد، مکانیسم جریان (Streams mechanism) برای اپلیکیشن‌ها، پروتکل‌ها و وسایل ارتباطی بود.

در مراحل اولیه‌ی توسعه‌ی یونیکس، دنیس ریچی، با افزودن انواع داده‌ای و نحو جدید به زبان برنامه‌نویسی تامسون، بنام B، یک زبان برنامه‌نویسی جدید بنام C‌ را ارائه داد. این زبان بعنوان زبان برنامه‌نویسی پایه برای طراحی یونیکس و بسیاری دیگر از سیستم‌عامل‌های موجود مثل لینوکس و ویندوز بکار گرفته شد. حتی بسیاری از نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌هایی که امروز به کار می‌بریم برپایه‌ی این زبان برنامه‌نویسی طراحی شده‌اند.

اخیراً ریچی به عنوان مدیر تحقیقاتی در Bell Labs مشغول به فعالیت بوده و زبان‌های برنامه‌نویسی، سیستم‌های عامل و سخت‌افزارهای سوئیچینگ تحقیق می‌کرده است. که مهمترین بخش این تحقیقات مربوط به پروژه‌ی سیستم عامل Plan 9 و پروژه‌ی سیستم عامل Inferno می‌باشد.

مهمترین جوایزی که دنیس ریچی در طول عمر خویش گرفته است عبارتند از:

  • جایزه ACM برای مقاله‌ی برجسته‌ای در رابطه با سیستم‌ها و زبان‌ها در سال ۱۹۷۴
  • جایزه امانویل پیور موسسه IEEE در سال ۱۹۸۲
  • پاداش لابراتوار Bell در سال ۱۹۸۳
  • جایزه انجمن تورینگ محاسبه ماشین‌ها در سال ۱۹۸۳
  • جایزه نرم‌افزارهای سیستمی ACM‌ در سال ۱۹۸۳
  • جایزه‌ی NEC بنیاد C&C در سال ۱۹۸۹
  • مدال هامینگ موسسه IEEE در سال ۱۹۹۰
  • منتخب آکادمی ملی مهندسی ایالات متحده در سال ۱۹۸۸
  • مدال تکنولوژی ملی ایالات متحده در سال ۱۹۹۹

دنیس ریچی که زندگی پرباری را در طول دوران زندگیش داشت و خدمات ارزنده و ماندگاری را برای بهتر کردن دنیای ما ارائه کرد، در هشتم اکتبر ۲۰۱۱ در حالی که هفتاد سال از زندگیش می‌گذشت، دار فانی را وداع گفت.

روحش شاد…

منبع

ادامه‌ی نوشته

کدام یک درست تر می باشد؟

آخرش ما تلفظ صحیح ubuntu را یاد نگرفتیم، نه اینکه یاد نگرفته باشیم هـــا نه!! فقط با دیدن و شنیدن تلفظ های مختلف دوستان و کامنت گذاران، ما در شک عمیقی فرو میرویم، و حال نمیدانیم اوبونتو درست است، یا یوبونتو؟ اَبونتو؟ ابونتو؟ اوبانتا؟ یوبانتا؟ و یا دیگر گزینه ها؟

.

درخواست نامه: یکی از کار بلدهای ubuntu  بیاید و یک هلپی به ما برساند پلیــز! اگر این هِلپ در قالب پادکست باشد که چه بهتر!

.

تاسف نامه: حالمان بسی گرفته شد وقتی متوجه شدیم نم نم عزیز، به دلیل وسوسه شدن از سمت و سوی ما تمام هاردش را بر اثر نصب ubuntu از دست داد.

.

توضیح نامه: متن قبلی توسط علیرضا «خاله جان» نوشته شده بود و بَس! خیلی طرفدار پیدا کرده بود، همه فک کردن من نوشتم، خُ چرا آخه؟ :دی یعنی اصلا واضح نبود یکی دیگه واسه من نوشته؟

ادامه‌ی نوشته

عروسی یا نصب اوبونتو؟

بین رفتن به عروسی شیوا که ۴ ماهه منتظرش هستم و نصب کردن اوبونتو ۸٫۱۰ یکیشو انتخاب کردم. نصب اوبونتو! کلی باهاش کلنجار رفتم : )) یه جا رفتم پارتیشنا رو دست کاری کنم دیدم تمام فضای مصرف شده رو زده صفر. سکته کردم در جا گرفتم سیستم رو خاموش کردم و چشامو بستم. ترسیدم فکر کردم همه هاردم رو پر پر کردم! اما خوشبختانه اتفاق خاصی نیافتاد نمیدونم چش شده بود اون لحظه 😀

با اینکه حس و حال عروسی رفتن نیست اما چند تا اس ام اس رد و بدل کردم با دوستان و به کل منصرف شدم از رفتن. اما الان زینب تماس گرفت و گفت بیا دیگه. می رقصیم روحیه ت عوض میشه! خوش میگذره. بیا شیوا رو ببین. منم قبول کردم که برم… زینب از کجا متوجه روحیه من شد یعنی؟ O_O

پوف! الان میخوام برم آرایشگاه. خدا رو شکر یه دوست صمیمی دارم که سریع کارمو راه بنداره. بعد از پابلیش شدن این پست پا میشم میرم،امیدوارم خوش بگذره.

ادامه‌ی نوشته

Re-Size image

یکی از مشکلاتی که من باهاش دست و پنجه نرم میکردم! کم کردن حجم عکسها تو ابونتو بود. اما یکی از دوستان راه حلی بسیار جالبی بهم پیشنهاد دادن و من از اون روز بعد همش از این روش استفاده میکنم. بد نیست که شما هم امتحانش کنین! خیلی ساده و موثره و مث Gimp وقت گیر نیست!

sudo apt-get install nautilus-image-converter

این دستور بالا رو توی ترمینال بزنین و بسته های nautilus-image-converter رو دانلود و نصب کنید، سپس از محیط گنوم Log Out کرده و دوباره Log In کنید.

با کلیک راست روی عکس گزینه Resize Image و Rotate Image رو مشاهده میکنید! با انتخاب گزینه ری-سایز تنظیمات دلخواه خودتونو انتخاب میکنین و سپس Saveش می کنین! به همین راحتی و سادگی.

ادامه‌ی نوشته

ناگفته های من

یک. از محیط ویندوز خسته شده بودم! از ویستا هم همینطور، درسته که زیاد با ویستا کار نکرده بودم و به همه گوشه کناراش سرک نکشیده بودم اما در کل خسته بودم از کارهای تکراری. دلم یک محیط جدید و روش های استفاده جدید میخواست. تنوع هم خوب است دیگر، مگه نه؟ :دی

دو. خودم قبول دارم که همه مهارتم از کار با ویندوزه اما این دلیل نمی شه که این محیط رو ترک نکنم! دست بیلی و دار و دسته ش هم درد نکنه. من خودم خیلی به ایشون علاقه دارم و تشکر هم میکنم بابت این همه خدماتی که برای پیش برد صنعت کامپیوتری ارائه و انجام دادن. حالا اگه می تونن دست و پای ماها رو ببندن که نریم سراغ لینوکس.

سه. من هیچ دشمنی با سایر طرفدارهای مایکروسافت و غیره ندارم. دلیلی هم کلا برای این کار نمی بینم. اما نمیدونم چرا یه عده به دست و پای ماها می پیچن ؟! بعد انتظار هم دارن که هیچ دفاعی نکنیم و مث بوق بشینیم و زل بزنیم بهشون. خب آقا جان حرف میارین آدمو، طاقت جواب شنیدن هم ندارین؟ بعد هم که دست پیش می گیرین تا پس نیافتین! لینوکسی ها اینجوری هستن، اونجوری هستن، زور میخوان تحمیل کنن همه چیز رو به دیگران، میخوان به مایکروسافت گیر بدن. تا اونجا که من میدونم و دیدم همه پیشنهاد میدن هر کی خوشش اومد میره سمتش هر کی هم که نه که دیگه توش بحثی نیست.

چهار. شاید یه عده به اون هدف خودشون رسیدن و دوست دارن از برنامه ها و سیستم عامل هایی که مایکروسافت داده بیرون سر در بیارن و نمونه ش رو درست کنن و اصلا شاید بخوان مشابهش رو درست کنن! شاید هم اصلا اینجوری نباشه که من فکر می کنم خلاصه فکره دیگه. به همین دلیل انحصار طلبیه مایکروسافت رو دوست ندارن، دلیل نمیشه که این بهانه ای باشه دست دوستداران مایکروسافت که این افراد رو مخالف مایکروسافت بدونه و الی اخر….

پنج. من تا به حال هر کسی رو که دیدم و ازشون در مورد مشکلاتم ازشون کمک خواستم ندیدم که بر علیه ویندوز حرفی زده باشن. یا حتی اون کساییکه منو در مورد این قضیه راهنمایی کردن. یه سری مطالب و ایمیل و عکس و راهنما و تست و … کافی بود تا من بتونم تصمیم بگیرم و ویندوز رو ترک کنم. با توجه به فکر و خواسته ای که داشتم جور در می اومدن پس قبول کردم.

شش. آقا جان فردا پس فردا که قوانین کپی رایت که راه افتاد تو ایران توان پرداخت پول برای خرید ویندوز و برنامه های دیگه ش ندارم. هیچ هم دلم نمیخواد دزدکی ازشون استفاده کنم. خلاصه باید این فرهنگ جا بیافته دیگه… من نمیتونم و نمیخوام سیصد چهارصد تومن پول بدم برای اینا. پس اوپن سورس رو حمایت میکنم و سعی میکنم چیزی یاد بگیرم که وقتی این شرایط در آینده یا دور یا نزدیک سراغم میاد چه جوری اعلام کنم که بلی اینجانب وجود دارم و میتوانم ادامه دهم به تمام فعالیتهایم ….

هفت. از امروز هم تصمیم گرفتم که به هیچ عنوان به ویستا برنگردم. خلاصه هر مشکلی راه حلی داره، مث نصب مودم!!!  واقعا بعد از رسیدن به هدف و خواسته ت با کلی تکرار و تمرین و تست آنچنان خوشحالی به آدم دست میده که توصیف کردنش سخته.

هشت. ابونتو رو با تمام مشکلاتش و با تمام نابلدی هایم دوست دارم چون دوستان خوب و ماهری همچون پدرام، محمود رمضانی، امیر و بقیه که خلاصه تا جایی که بتونن کمکم می کنن دارم!

پ.ن: اینا در عالم خواب و بیداری نوشته شده و دارم میرم برای تست مودم 😀 !!!

ادامه‌ی نوشته

first problem

تنها و بی کس تو ابونتو نشسته م و در و دیوار رو نگاه میکنم. نمیتونم به اطلاعات هاردم دسترسی داشته باشم. نه موزیکی نه کوفتی نه زهر ماری. دوستای مهربون که همه شب بیدارن و هیچ کدوم الان نیستن. من میخوام زند نصب کنم تا برنامه بنویسم، کلی از همه چی عقبم. اصلا حالم داره بد میشه.

سرچ هم میکنم به هیچ جوابی نمیرسم.کسی نیست که مرا یاری دهد؟ دلم پره.

فیکس ۲۰ دقیقه طول کشید تا از این اروری که میده عکس بگیرم و تو برنامه GIMP پیست کنم و به اندازه ای که دلم میخواد سلکت و ذخیره کنم.

– سودوکو بازی میکنم ! 😐

پ.ن: مشکلم حل شد. مث اینکه تو ویستا بودن و یهو زده برق قطع شده، بعد که من سیستم رو روشن کردم و با ابونتو اومدم بالا این مشکل پیش اومد. یه دفعه با ویستا بالا اومدم و دوره برگشتم به ابونتو مشکل برطرف شد. :-L

ادامه‌ی نوشته