بدشانسی

سلام بي سلام.

نمي دونم چرا هر چي بدشانسيه از امروز غروب به من رو كرده. اه … !

خيلي دلم پره ! مي دونم مقصر خودمم زودي با يه حرف بهم مي ريزم.

كم ظرفيتم ديگه . ميگي چي كار كنم ؟ يا شايدم توقع من زياده ؟؟  هيچ نمي دونم .

بعضي وقتا كارايي مي كنم كه خودم مي مونم توش.

بد نيست يكمي هم جدي باشيم .

چطوره بازم طريق روش بدم ببينم چه طوره ؟ ها؟

بي خيال.! طبق معمول. :-w

پ.ن ۱: فردا تولد دوست جونمه ” نريمان ” از همين جا پيشاپيش بهش تبريك مي گم٬ شاد باشي. @};-

ادامه‌ی نوشته

دل نوشته

سلام دوست جونام .

امیدوارم همتون هر جا که هستین حالتون خوب خوب باشه و شاد باشین …!

امروز یکشنبه است .!

درست یه هفته شده که از محل زندگیم دور شدم .

کجا هستم نا کجا آباد . (به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم)

درست یه هفته شده که از دوستای گل خودم دور شدم .

دلم تنگ شده خیلی خیلی خیلی ….! واسه همه …..!

الان از بیکاری دارم این پست رو می نویسم . حوصلم پرته ٬ بیکاری هم بده ها

ولی هفته بعد برمی گردم دلم یه ریزه شده تازشم تولدمه

من خیلی خیلی تولدمو دوست دارم یه عالمه احساس می کنم روز خوبی می تونه برام باشه

هی هی دوست دارم زودتر تولدم بیاد ٬ تازشم من یه داداش گل دارم اسمش

این داداشم هم روز بعد تولدم تولدشه ..! جالبه نه !!

یعنی من بیست و دوم اسفند   ٬    داداشم  بیست و سوم اسفند .

خوب دیگه چی بگم این ساعت لعنتی هم که جلو نمیره آدم دق میاد .

داشتم عکس سرچ می کردم از این گل خوشم اومد ٬ من عاشق این گلا با این رنگ هستم .

گفتم بزارم تو و بلاگم شما ها هم دوست دارین …….؟؟؟؟


از این نوع گل که من دوست دارم دیگه آقاهه گل فروشه نمیاره

مدلای دیگه میاره اخه میگن : فصلش نیست . اقاهه گل فروش خیلی مهربونه .

من که دوسش دارم  چون یه عالمه گل داره بهار بیاد از این گل هم میاره بازم٬ خودش گفت .

بهار زود بیاد دیگه

اووووووووووووووووووف چرا ساعته جلو نمیره . دوست جونام هم که آنلاین نیستن .

جزء آقا میثم که داره به حرفام می خنده ولی من اصلا خنده ام نمی گیره .

اونایی هم که باید باشن تحویل نمی گیرن اشکال نداره ما هم خدایی داریم

چقدر نوشتم .

برم تو چند تا وبلاگ بچرخم تا سرگرم بشم .

دوست دارتون حدیث.

:X

ادامه‌ی نوشته

افسوس

افسوس من به جاي

نوازش شدن ،

بوسيده شدن ،

گزيده شدم .

خیلی ناراحتم . حیف و صد افسوس که هیشکی نمی تونه آدم رو درک کنه .

واقعا چه سخته آدم انتظاری از کسی داره برآورده نشه که هیچ کاملا بر ضدشم عملی شه.

البته اینم بگم نه هر انتظاری ، خودم می دونم که نباید از شخصی توقع بی جا داشت.

اما باور کنین در حده یه دوست ساده هم یه حقه کوچیکی داشتم ……………..!!

من نمی توانم سخن بگویم ،پس به سکوت پناه ببرم بهتره .

امیدوارم بقیه دوست جونام مثله من نشن و دوستاشون در حقشون حق دوستی رو به جا بیارن.

:((

ادامه‌ی نوشته