تشکرنوشت

یک سال گذشت، از تولد پارسالم، و من توی این مدت چه همه دوستای خوب و بامعرفتی پیدا کردم، اونم کجا؟ توی دنیای سایبری!

دوستان سایبری که بیشتر وقتمُ باهاشون میگذرونم و از دوستان واقعیمم بهم نزدیکتر هستن. از این بابت به خودم می بالم و محکم می ایستم و سرمُ بالا میگیرم! غرور شیرینیِ، دوس دارم همه شما این حس بهتون دست بده و تجربه ش کنین!

.

.

واقعا از ته دل از همه شما دوستان مهربونم تشکر میکنم، از همه کسانیکه واسم کارت تبریک فرستادن، ایمیل زدن، تو توئیتر دایرکت مسیج زدن، تو فیس بوک رو دیوارم تبریک نوشتن، اس ام اس فرستادن، تو وبلاگم کامنت گذاشتن، تو روم تولد فرندفید + واسم عکس گذاشتن و فید زدن، از همه همه ممنونم. نمیدونم میدونین یا نه؟!؟ اما با دیدن هر پیام تبریک بی نهایت خوشحال شدم.

.

تک تک تون خاطره شیرینی تو ذهنم هک کردین، که مطمئنم تا سالهای سال از یادم نمیره. مرسی همه! !!!!

ادامه‌ی نوشته

دیوانه

من با خویشتن خویش کاملاً همزبان نیستم و گویی رازی میان من و او پنهان است.

و برای همین است که همیشه به خاطر شما غمگین است، اما به رغم این اندوه، به زندگی خود ادامه می دهد و رشد می یابد و اندوهش به شادی مبدل می شود.

ادامه‌ی نوشته

برگرد به خودت

زمانیکه می شنوم کسی خودش رو کُشته، تمام فکر و ذهنم از کار می اُفته، دائم با خودم به این فکر میکنم، یعنی چه اتفاقی براش اُفتاده بود؟ یعنی چه چیزی تا به این حد روحیه ش رو به زیره صفر کشونده بود که به خودکشی فکر کنه؟ بعد خودم جواب خودم رو میدم، هر چی بوده باید شرایط خیلی سختی رو واسش به وجود آورده باشه …

بعضی وقتا احساسات آدما به حدی شکننده و حساس میشن که با یه تو گفتن، اون آخرین ترک خورده میشه و همه چیز به دو نیم تقسیم میشه! چقد خوبه تک تک ماها، اون فرد آخر نباشیم که کاملا شکسته شدن رو بوجود میاریم!!

پ.ن۱: هر لحظه و هر ثانیه ای میتونه برای ما یه شروع جدید باشه. فقط استارت اولیه مهمه، این استارت هم با یه روحیه خوب و امید داشتن به آینده زده میشه.

پ.ن۲: اینم یه آهنگ از سعید مدرس و عطا برای دانلود. عنوان پست رو با الهام از این آهنگ نوشتم.

ادامه‌ی نوشته

:)

یه وقت سوء تفاهم نشه، اسمایلی 🙂 من به هیچ وجه به معنای خنده نیست! هر دفعه هر جا از این اسمایلی استفاده کردم یعنی گیجم، گنگم، ناراحتم، شوکه شدم، دلم نمیخواد حرفی بزنم! شاید هزار و یک احساس دیگه دارم اما اصلا و ابدا به معنای خنده نیست.

ادامه‌ی نوشته

عیدِ غدیر خم مبارک

اصلا انتظار نداشتم امروز! که عید منِ و من کلی ذوق داشتم واسه عیدی دادن، اینجوری به لعنتی بره!!!!

فرصت نوشتن ندارم! فردا مفصل توضیح میدم چه جوری تمام اشتیاقِ من برای این روز عزیز با خاکستر یکسان شد.
پ.ن: مرسی که خیلی ها به یادم هستن

ادامه‌ی نوشته

درکم کُنین. گُربه میخوام.

از وقتی که دوبی، مُرد. دلم گربه میخواد، جوجه تیغی اولش میخواستم اما اینقدر دیگه هی به همه گفتم و همه حیوون و پرنده و چرنده فروشی ها رو گشتم و چششای از حدقه بیرون زده‌شون رو دیدم دیگه خودم از رو رفتم و دیگه سراغش نرفتم.

ادامه‌ی نوشته

انتقاد مثبت

در کُل، ملت لوسی می‌باشیم، که ظرفیت انتقاد را، در راستای برداشتن گام‌های مثبت‌تر، نداریم و اینگونه است که چه در جامعه مجازی و چه در جامعه حقیقی، از همه ملت‌ها عقب مانده‌ایم. (تکبیر)

از اون راس‌ کار بگیر تا اون بچه دو ساله، جوری بار اومدیم که هیشکی بهمون نمیتونه بگه بالا چشت ابروئه. چه میشه کرد، ابر قدرتیم دیگه، به هیشکی هم نیاز نداریم. هوم. اسمایلی توهم زدگی شدید از نوع ایرونیش.

ادامه‌ی نوشته