پیله

سر از پیله در آوردنم خودش هنریه ها!

سعی و تلاش واسه بزرگ شدن ، واسه تازه شدن ، واسه نفس کشیدن! واسه پرواز، واسه زیبایی! تازه این یه سره داستانه…. حالا گیرم سر از پیله در آوردی ، بعدش چی؟

درسته… تازه ماجرا ها شروع میشه !

زنده نگه داشتن خودت تو شرایطای بحرانی و سخت و عذاب دهنده … و …. و ….. اووووووف !!!!

یا سر از پیله در نیار ، یا اگرم سر از پیله در آوردی تا آخرش واسه زنده موندن تلاشه خودتو بکن حتی اگه ….فقط نزار لِه بشی … نزار تو تاری که عنکبوت تنیده گرفتار بشی …

ادامه‌ی نوشته

گردالی

یه

           گــــِــــردالی کوچیک

                              و

یــــــــــــــــــــــه

                   تــنهایــــــی گـــــنـــده

                                                  

ادامه‌ی نوشته

محتاجم به دعا

آنکه مي‌گويد دوستت مي‌دارم
آنکه مي‌گويد دوستت مي‌دارم
خنياگر غمگيني است که آوازش را از دست داده است
اي کاش عشق را زبان سخن بود
هزار کاکلي شاد در چشمان توست
هزار قناري خاموش در گلوي من
عشق را اي کاش زبان سخن بود
آنکه مي‌گويد دوستت مي‌دارم
دل اندوهگين شبي‌ست که مهتابش را مي‌جويد
اي کاش عشق را زبان سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره گريان در تمناي من
عشق را اي کاش زبان سخن بود

شاملو

به حرمت بارونی که داره امشب از آسمون میباره٬ میخوام دلم رو از هرچی نفرت٬ که داره سرتاسره وجودم رو میگیره پاک کنم!

می خوام رهاتر از هر وقتی باشم!

می خوام سبک بشم!

میخوام تمام حساسیت ها رو از خودم دور کنم! خیلی اذیت میشم! (هرچیزی که تو این دنیا ارزش اذیت شدن نداره)

می خوام با تمام وجودم خودم رو دوست داشته باشم!

میخوام خوده خودم باشم با تمام رویاهام٬ با تمام اون چیزایی که همش دوست داشتم داشته باشم و به خاطر بعضی مسائل ازش گذشتم.

میخوام با تمام وجود برای خوده واقعیم تلاش کنم!!!!!

واااااااااااای امشب خیلی چیزا میخوام.

خیلی چزایی که ارزششو  پایین آوردم و اصلا مهم ندونستمشون.

میخوام به خدا نزدیک تر باشم!

تو رو خدا برام دعا کنین

ادامه‌ی نوشته

عصبیم

خیلی عصبیم. اگه بازم به این اینترنت نمی اومدم٬ معلوم نبود چه دسته گلی به آب میدم! اینجا چرا شکلک عصبانیت نداره٬ ها؟!

نمیدونم مردم دلشون به چی خوشه به مادرشون؟ به پدرشون؟ به داداشاشون؟ به خواهراشون؟ به دوستاشون؟ به دوست دختراشون؟ به دوست پسراشون؟ به همسرشون؟ به بچشون؟ به …. ؟ به چي؟

پ.ن۱: زياد جدي نگيرين الكيه!

وبلاگ لعنتيمم رفت پي كاره خودش!ديتا بيسش مثه اينكه پاك شده بيد!ديگه دوسش ندارم! همينجا رو ترجيح ميدم!

خداي مهربونه من بازم مثه هميشه ازت صبر زياد ميخوام٬ خودت بهتر ميدوني كه تحملم خيلي كمه! نجاتم بده ديگه! خيلي قاطي ام….تا ميرم دور بشم و همه مشكلات رو بريزم دور٬ مثه سايه دنبالم ميكنه! همه خوشيامو و زندگيمو خراب ميكنه! انگاري اين سايه بدشانسيم نميخواد ازم دور بشه!

پ.ن۲: درد من حصار برکه نيست

ادامه‌ی نوشته

با من

ادامش با من :

من خودم آب شدم . روون مثل دریا . چاله رو با وجودم پر کردم . حالا دیگه هدف بزرگتری دارم . حالا دیگه نمی خوام به دریا برسم … فقط به اقیانوس فکر می کنم … راه سختیه … پر از کوه و دره … اما من قوی هستم . قوی تر از قبل . دیگه قطره نیستم . من حالا خود دریا هستم

هدف بزرگی دارم! با تموم وجودم سعی خودمو می کنم که بهش برسم! خیلی هم مراقبش میشم! چقدر احساس شیرینیه بر خلاف قبلنا که تلخ بود!

این حس رو دوست دارم و با تمامه وجودم می خوامش! 🙁

ادامه‌ی نوشته

آسمون امشب

آسمون امشب چقدر زشته، اولش قشنگ بودا، ولی چرا یهو این جوری شد؟

سر درد دارم! هیچی نمیفهمم! وای چرا گیج میزنم؟!

تا حالا این حس و داشتی که یه جا باشی طرف مقابلت حرف بزنه تو اصلا نفهمی که چی میگه؟ فکرت جای دیگه باشه؟! من الان اینجوریم ولی فکرم جایی مشغول نیست! احساس گنگ بودن دارم! دنبال یه تغییر بزرگ هستم!

چقدر خوب بود که ته هر جمله ای که می نوشتم یه نقطه بود، تموم میشد می رفت پی کارش!

ولی مثه اینکه نمیشه تموم کرد سخته!

–         بی خیال بابا از زندگی بیرون بیا!

–         چ ش م .

–         خیلی سخت میگیری! این رسمش نیست!

–         چ ش م .

–         دلت تنگ شده؟

–         آ ر ه .

–         خیلی؟

–         خیلی!

–         دلت میخواد برگردی؟

–         نمیدونم…..

ادامه‌ی نوشته