اینم قسمت جدید twilight

سری جدید “گرگ و میش” ۱۸م نوامبر اکران شد. +

تو این قسمت بالاخره “بلا” با “ادوارد” ازدواج میکنه.

نمیدونم چرا اون همه عاشق تمام قسمتهای پخش شده ش بودم و شایدم هنوزم باشم. چندین و چندین و چندین بار هر قسمتش رو دیدم و هنوزم گاهی از اوقات می شینم تو تنهایی برای خودم می بینمش (: علاقه س دیگه … اون سه قسمتش فیورایت م بودن … هه!

فعلا کلیپ این قسمت جدیدش رو گذاشتم داره دانلود میشه + ولی فکر نکنم علاقه ای به دیدنِ خود فیلمش داشته باشم :دی

ادامه‌ی نوشته

سعادت آباد

با دوستایِ یونی، رفتیم تو یه فاز جدید. سینما و از این صوبتا. امشب واسه اولین بار رفتیم سینما، فیلم ” سعادت آباد ” رو دیدیم. فارسی وانی بود برا خودش :دی

تازه چیپس و پفک هم خوردیم ((: منی که هیچ وقت هیچی نمیخوردم تو سینما. ولی خب اینقد اروم خوردیم که سر و صدا بلند نشد.

 

نمیخوام در مورد خود فیلم و شخصیت هاش صحبت کنم. فقط، عاشقِ محبتِ پنهون و شایدم یه ذره آشکاره بهرام نسبت به یاسی بودم (:

ادامه‌ی نوشته

با اینا سرگرمم

امممم، برای چهارمین بار دارم سریالِ F.R.I.N.D.S رو بازبینی می‌کنم.

این دفعه مثلِ گذشته نمی‌بینمش. تصمیمم اینجوریاس که هر چند روز یه قسمتش رو ببینم، و البته برای اولین بار با زیرنویس انگلیسی. از لحاظ شنیداری تا حدی مسلط شدم، گفتم بهتره که یکمی هم روی نوشتن و املای کلمات دقت کنم. اینجوری شاید تاثیر بهتری داشته باشه این سریال دیدنا.

از قبل هم که سریال‌های Grey’s Anatomy و The Big Bang Theory و The Vampire Diaries و Desperate Housewives رو داشتم دنبال می‌کردم.

الانم، هفته‌ای یکی یه قسمت جدیدش رو می‌بینم. و اگه روزی، یکی از این سریالا رو بخوام مث سریال “دوستان” برای چندمین بار ببینم، اون “بیگ‌بنگ تئوری” هستش.

چقد که کارکتر شلدون جذابِ :دی

ادامه‌ی نوشته

سینما و خنده

وُیی! رفتم سینما که. امروز عصر. “ورود آقایان ممنوع” دیدم. بعد حالا یه جاهاییش خنده‌دار بود. اوناش هیچی. همه با هم می‌خندیدم خلاصه.

ولی یه سکانس بود که اصن خنده‌دار نبودش. همه سالن ساکت. یهو یکی سرشُ از پشت آورد کناره سره من. قه قهه می‌زد، اصن ناجور. اولش ترسیدم. بعد یهو دیدم یه بچه‌س که ضعف آورده شدید. وُیی حالا مگه خنده‌ش بند می‌اومد.

سینما اون مدلی بود که پایین سِن بودش و صندلیا از بالا به سمتِ پایین چیده شده بود. کلُ سالن برگشتن بالا رو نیگا کردن با تعجب، بعد همه با هم هِی خنده و هِی خنده. از خنده اون کل سالن می‌خندیدن. من دیگه اینقد خندیدم پهن شدم رو صندلی چشام همینجور اشک می‌اومد.

دیگه زور خودمو نیگه داشتم خطه چشمم پخش نشه، آبروم نره وقتی دارم خارج می‌شم از سالن. بماند که دیگه اون چند دقیقه‌ای رو که همه داشتیم به خنده‌ش می‌خندیدیم هیچی از فیلم نفهمیدیم :دی

خلاصه جدایِ از فیلم، خیلی خوب بود. تا جایی که نفس داشتیم همه‌مون خندیدم! خاطره شد به شدت …

ادامه‌ی نوشته

cut

این روزا، به سریال The Vampire Diaries علاقه‌مند شدم. امشب قسمت ده‌م از فصل اولش رو دیدم. بر خلافِ سریال‌های خون آشامیِ دیگه، داستان جالب و پیچیده ای داره.

موزیک‌هایی هم که تو فیلم پخش می‌شه رو دوس دارم. همچین آروم هستن.

آخرای قسمتِ ده‌م، موزیکش به نظرم فوق العاده اومد. سعی کردم، متن‌ش رو بنویسم و دانلودش کنم!

اگه خواستین، شما هم می‌تونین از اینجا ( + ) دانلودش کنین. و همین‌طور در این قسمت ( + ) متنِ موزیک رو بخونین.

همیشه دلم می‌خواد موزیکایی که تو فیلما هست رو جداگونه داشته باشم. و حالا با این حرکت، دیدم که کاره سختی نیست :دی !

ادامه‌ی نوشته

Bright Star

من آرزو داشتم، ای کاش ما پروانه‌هایی بودیم و فقط سه روز تابستان زندگی می‌کردیم. سه روز این چنین با تو بودن می‌تواند برای من لذت‌بخش‌تر باشد، از پنجا سالِ معمولی که شاید از عمرمان باقی مانده باشد.

IMDB

چه همه کله‌ی سحری گریه کردم آخر فیلم.

ادامه‌ی نوشته

How to Train Your Dragon

How to Train Your Dragon یه انیمیشن بسیار بامزه‌س که وقتی دیدمش شیفته کارایِ همین اژدهایی که توی عکس بالا می‌بینین شدم! واقعا بامزه‌س. کلی عاشق صحنه لبخند زدنش شدم. اوخی ^_^

داستان در مورد، پسری به نام هیکاپ هست که از نژاد وایکینگ‌هاست، که طی ماجرایی با این اژدها آشنا می‌شه! پدر هیکاپ رئیس وایکینگ‌هایی هستش که در حال شکارِ اژدها هایی هستن که برای بدست آوردن غذا به محل زندگیشون حمله می‌کنن. دیگه خودتون برین ببین، چه قاضایی پیش میاد تا ته داستان :دی

کلا خواستم بگم ارزش یه بار دیدن رو داره. واسه من که جذاب بود. حالا شاید یکی از دلایلش این باشه که به حیوانات علاقه دارم!

و در آخر هم، دستِ حمید مرسی که واسم از این انیمیشن‌ها میاره.

ادامه‌ی نوشته

Julie & Julia

جولیا و جولی، دو زن هستند که خاطرات خودشون رو در دو زمان متفاوت می‌نویسن. هر دوی اونها حس می‌کنن که با پایان رسیدن، اما مدتی بعد  متوجه می‌شن با ترکیبی از احساس و بی‌باکی و کره (هر دوی اونها به آشپزی روی میارن) هر چیزی امکان پذیره.

یکی از نکات خیلی جالبِ این داستان وبلاگ نویسیِ جولی هستش، وای بعضی وقتا خودمُ جاش می‌ذارم یه چیزایی رو قشنگ حس می‌کنم. چند باری هم با خودم فکر کردم، اگه اینجا ایران نبود، چقد من راحت‌تر می‌نوشتم و با خواننده‌هام ارتباط برقرار می‌کردم! خوش به حالشونا یعنی … که اونا تو ایران نیستن :دی !

من بعضی وقتا دیگه اینقد خودسانسوری می‌کنم رسما هیچی برای نوشتن خاطرات روزمره‌م ندارم. والله به خدا …

پ.ن۱: شما می‌تونین از اینجا، این فیلم رو دانلـود کنین.

پ.ن۲: جولی و جولیا در آی‌اِم‌دی‌بی.

پ.ن۳: و در آخر تشکر می‌کنم از رضا، بخاطر دادن لینکِ این فیلم.

ادامه‌ی نوشته

Dialogs From: Desperate Housewives, Season 2, One more kiss

بوسه ها چیزهای پیش و پا افتاده ای هستند، که به سختی متوجه شون میشیم. ولی اگه با احساسات بیشتری به این موضوع توجه کنیم، می بینیم که هر بوسه معنی خاص خودش رو داره. برای مثال بعضی از بوسه ها میگن ” از دیدنت خیلی خوشحالم ” یا ” اِ نفهمیدم تو هم اینجایی ” یا ” عزیزم بسه هرچی خوردی ” (منظور مشربات الکلیِ) …

بله، بوسه ها برای آدمای مختلف معنایِ مختلفی داره. سرانجام معنیش بستگی به اونی داره که داره می بوسه! و اونیکه نظاره گرِ.

این عمل خودش هرگز چیزی رو عوض نمیکنه ولی هر بوسه با خودش یک دنیا معنا داره! می تونه بیانگر وفاداریِ همیشگیِ یک شوهر باشه! یا پشیمونیِ بیکرانِ یک همسر باشه. می تونه نمایانگرِ دلواپسیِ روبه فزونِ یک مادر باشه یا یک شهوتِ رو به فزونی. ولی هر معنی که داشته باشه هر بوسه بازتاب یک نیاز بنیادیِ انسانِ، نیازی که مرتبط با یک انسان دیگه ست.

این یک میلِ بسیار نیرومنده. و همیشه باعثِ تعجبِ وقتیکه بعضی از آدما درکش نمی کنند.

ادامه‌ی نوشته