Gift

چه تصمیمی گرفتین واسه ولنتاین؟

 

فکر میکنم که همه تون جز من تا الان کادوهای خوشگل پر زرق و برق رو آماده کردین. چه شور و حالی، چه رنگ و ذوقی، وای چه گُلایـــی!!! می میرم واسه این کارا. کادو گرفتن و تدارک دیدن واسه روز به این قشنگی یه طرف، هدیه دادن های یواشکی با هزار جور ترس و دلهره هم یه طرف دیگه.

 

اگه خدا بخواد و وقتش بود کیک درست میکنم واسه فردا. حس خرس خریدن هم که نیست، از بس با خودم عروسک آوردم خونه شوهر دیگه نیازی به این کارا نیست! نوه هامم از عروسکا بهره می برن.  ولی خوب گُل رُز دوس دارم.

 

هدیه من به تک تک دوستان می مونه باسه فردا.

ادامه‌ی نوشته

Happy Valentaine

سلام دوست جونای گلم .

بابا مردیم تا این بلاگفا رو به راه شه . از صبح تا حالا کلی حرص خوردم.

ولی عجب ولنتاینه باحالی شده امروز .

الهی من بمیرم برای خودمون

اول رامک گلی اومد پیشم ………  بعدش عاطی جون با شکلات

یکی منو بگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره

ولینتاین بر همه مبارک :X

خیلی باحاله نه خودمون به خودمون کادو می دیم 😀

الهی من بمیرم، دارم ذوق مرگ می شما .

خصوصیه (…… )  :X:*

گفتم داستان ولینتاین رو بنویسم شاید خوشتون بیاد هر چند کامل نیست .

اگه شما کاملتر می دونید برام بنویسین.

روزی روزگاری در زمان یه پادشاهی که نمی دونم کی بود .

برای اینکه همه به فکر جنگ باشن ازدواج و دوستی رو ممنوع کرده بود.

اما

در این بین یه کشیشی بود به نام ” والنتین

این کشیش مهربون تو کلیساش مخفیانه دختر و پسرا رو به عقد هم در میاورد

و می زاشت که با هم حرف بزنن ……..

تا روزی از روزا که ۱۴ فوریه بود  این پادشاهه این کشیش مهربون رو می کشه.

و این روز به روز ولینتاین  ” روز عشاق ” معروف شد به یاد این کشیش مهربون . ;;)

ادامه‌ی نوشته