آذر
۰۸
    
Posted (پرشین سوبر) in دل نوشت on آذر-۸-۱۳۸۸

زندگی‌م رو به زَوال است!



 
آبان
۲۶
    
Posted (پرشین سوبر) in دل نوشت on آبان-۲۶-۱۳۸۸

آقا زوریه مگه؟

یه نفر می‌خواد بیاد بشه بابای من.

من هـــِی می‌گم، نمیشه آقاهه. من خودم پژبابا دارم که تازَشم قد یه دنیا دوسش می‌دارم، ولم کرده باش. ول نمی‌کنه که نمی‌کنه. دِهــَـــه.



 
مرداد
۱۱
    
Posted (پرشین سوبر) in دل نوشت on مرداد-۱۱-۱۳۸۸

بسی ذوق مرگ می شویم، وقتی می بینیم دوستان قدیمی، دونه دونه و یواشکی من و وبلاگم را پیدا میکنند! و کماکان به این قضیه پی می برم که هنوز هم خیلی از دوستان نمی دانند بنده چه بلایی بر سر اکانت جی میل و وبلاگ قبلی و اینها آوردم حتی !! :D



 
تیر
۲۰
    
Posted (پرشین سوبر) in دل نوشت on تیر-۲۰-۱۳۸۸

من آدمی بسیار بسیار لوس و با درجه حساسیت بالا هستم. همینقد هم خشن می باشم !! همیشه دوس دارم کسی بهم محبت کنه. با کوچکترین محبتی که از سمت  کسی یا حتی حیوونی می بینم، تمام وجودم به شوق و ذوق تبدیل میشه !! قلبم میاد تو دهنم. نمیدونم میتونین تصور کنین یا نه؟

اصولا همه منو دوست دارن !! نمیدونم چرا !! شاید مهره ماری ، کوفتی ، چیزی دارم و خودم خبر ندارم. شایدم همه از من بدشون میاد و الکی گولم میزنن !! یا شایدم من متوهم شدم و توهم زدمُ از این جور حرفا !

چه میدونم والله …

نمیدونم چرا دارم چرت و پرت می نویسم اینجا … حرفای بی ربط و کاملا جدا از هم … از بیکاری بدم میاد … دلم میخواد همیشه سرم شلوغ باشه … از تنهایی بدم میاد اما همیشه تنها هستم … همیشه در حال فکر کردن و حرف زدن با خودم هستم …

با کلی غم و غصه و ناراحتی که در من وجود داره، این قدرت رو دارم که یه ملت رو با همون روحیه داغون بخندونم و شادشون کنم. بعدشم این انتظار رو داشته باشم که منو درک کنن و بفهمن که چرا ناراحتم … و به همون علتی که خودم رو شاد جلوه دادم هم کسی منو درک نمیکنه و من در نهایتِ غم و غصه می ترکم و تیکه تیکه میشم.

با بغض اینا رو نوشتم، سرم درد گرفت!



 
خرداد
۲۱
    
Posted (پرشین سوبر) in دل نوشت on خرداد-۲۱-۱۳۸۸

یه آدم رو تصور کنین، که یک عمر با چشم باز محیط اطرافش رو دیده و با لحظه لحظه هاش زندگی کرده. حالا چشماش رو بسته و تو یه خط مستقیم در حال حرکتِ، ته این خط مستقیم، دقیقا همون لحظه که قراره چشماش رو باز کنه و یه زندگی جدید و قشنگ رو شروع کنه، یه اتفاقی پیش بیاد که دیگه تا عمر داره نتونه چشماش رو باز کنه و از همونی چیزی هم که قبلا داشت محروم بشه.



 
اردیبهشت
۰۸
    
Posted () in دل نوشت on اردیبهشت-۸-۱۳۸۸
music is love

از صبح این عکسُ آپلود کردم، فقط میخواستم زیرش دو خط بنویسم: بی نهایت دلم میخواد یه نفر پایه واسه پیاده روی پیدا کنم و باهاش برم قدم بزنم و موزیک گوش بدم!! همین. کاش کسی رو داشتم ….