دندونِ عقل

حرف زدن و غذا خوردن و خندیدن، حتی زبون تکون دادن هم واسم دردناک و عذاب آوره. دو سه روزه هی به خودم میگم ته دهن و کناره لُپم گرمی شده، زخمِ، نمیتونم چیزی بخورم؛ هی پرتغال ترش و نمک و آبلیمو میخورم و گوشه دهنم جمع میکنم تا زودتر زخمش خوب شه! بعد دیروز تو مهمونی دست خاله م رو گرفتم و کشوندمش جلو آینه دهنمو باز میکنم میگم خاله ببین چه جوری شده، دارم می میرم. بعد خاله خوب که دقت می کنن می بینن که به به! خواهرزاده ش داره عاقل میشه :دی دندون عقل داره در میاره.

اون ته سمت چپ، اون آخره آخره یه دندون داره دیده میشه!

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *