زنجیر کردن

امروز تو گودر بودم هی فید دوستانو شخم میزدم، می دیدم که همه  زنجیر شدن به همدیگه. گفتم الان بهترین موقعیته که منم دعوت عمو هوشنگ و لابدان رو قبول کنم، آخه درست نیست آدم دست رد به سینه دوستانش بزنه!

manacle

من یه نفرم خودمو به زور زنجیر میکنم به چند نفر! مورد که نداره؟ خوابمم داره اِهین. اِهین.

در ابتدا یه حلقه زنجیر وصل میکنم به همسر گرامی، خلاصه هر چی باشه مردی گفتن، آقایی گفتن، سروری گفتن. (اسمایلی گول مالیدن برای رسیدن به مقاصد ثانویه) :دی

حلقه دوم رو وصل میکنم به قالب خوشگل خانوم مارپل. کُشته مُرده قالب صورتی و نازش هستم.

حلقه سوم وصل میشه به؟ هوم! عمو هوشنگ به خاطر موزیک های باحالی که بهم معرفی میکنه و منم همش بیرون بهشون گوش میدم. مخصوصا تو مسیر خسته کننده دانشگاه. اوه اینم بگم تا عقده ای نشدم. یه روز تونستم با گوش دادن به آهنگای Nickelback چند ساعتی رانندگی کنم اونم بدون کوچکترین خطایی. خیلی بهم چسبید!

حلقه چهارم رو هم میندازیم به حرمسرا و مطالب جالب و نَخسته کننده حضرت والا مامبوجامبو! :دی

این بود از بازی امروز. باشد که رستگار شویم… خوابم داره. خوابم داره. خوابم داره.

برای دوست جون ها منیره ، ایلیا ، پرستو ، امین ، علیرضا ، نازنازی ، محمد ، مریم ،  مابقی که دوست دارن به مدت یکسال به کسی توی اینترنت زنجیر بشن، کارت دعوت می فرستم، تا تو این بازی شرکت کنند! اسمایلی درست کردن موشک و پرت کردنش سمت وبلاگهاشون.

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *