ماسوله

جمعه صبح ساعت ۳:۴۵ دقیقه از  خواب بیدار شدیم! و به سرعت خودمون رو آماده کردیم! تا غذا رو ردیف کنیم٬ ساعت شد ۴:۳۰ و ما باید ساعت ۵ می رسیدیم رشت! گروه کوه اونجا منتظرمون بودن!زنگیدیم آژانس. چه ماشینی گیرمون افتاد……  نگو و نپرس. تا رسیدیم رشت اشکمون در اومد٬ هی گفتیم رفتن بابا بیاین برگردیم! اگه نباشن چی؟ آخه اینم شد ماشین؟!

ساعت ۵:۳۰ دقیقه٬ بالا پایینش یادم نیست٬ رسدیم به برو بچ. اما چی؟ هنوز خبری نبود. من که از اون همه حرصی که خوردم خندم گرفته بود!

هنوز از محدوده رشت خارج نشده بودیم٬ که برادران سپاه بهمون گیر دادن که باید بند و بساط رو بگردن! تا اجازه رفتنمون صادر بشه…..

خلاصه بعد از اینکه برادرا اجازه مرخصی دادن حرکت کردیم٬ به اولین شهر رسیدیم. فومن! در مورد کلوچه هاش شنیدین؟طرفدار زیاد داره.

بعد از فومن کم کم وارد طبیعت سرسبز و زیبای ماسوله شدیم!

ساعت نزدیک ۸ بود٬ حرکت کردیم به سمت « کله قندی»! قرار بر این بود که قله رو بزنیم! تو راه خیلی خوش گذشت٬ بچه های گروه خیلی باحال بودن…..

بعد از ۳ ساعت کوه پیمایی رسیدیم به دشت زیبایی که زیره قله بود! تعداد کمی از افراد گروه بعد از نیم ساعت استراحت به طرف قله راه افتادن و بقیه همونجا موندن!

بعد از چند ساعت که همه داشت به خوبی پیش می رفت٬ هوا مه آلود شد٬ مه به همراه بارون که نم نم بود! اما همون بارون نم نم کاره خودش رو کرد! نصف گروه که رفته بودن بالا نتونستن تا آخرش برن و برگشتن ما هم که خیس آب شده بودیم! بند و بساطمونو جمع کردیم و برگشتیم پایین!


پ.ن: زنده یاد ابراهیم مبرهن٬ شخصی که در سال ۱۳۸۰ براثر سکته قلبی همین جا که عکسش رو می بینین در گذشت. به خاطر زنده نگه داشتن یادش این سنگ یادبود رو در اونجا گذاشتن! این همایش کوهنوردی ما یه جورایی برای گرامیداشت این کوهنورد عزیز بود.

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *