میز

گیلاس عزیز گفت، هر کس دوست داشت این بازی رو ادامه بده! خب چون منم خوشم اومده ادامه می دم! این بازی درباره میز تحریر و کامپیوترتون، باید عکسش رو بگذارید، بقیه هم حس و حال شماست.

اول یش برمیگرده به زمانی که خیلی کوشیک بودم، در خانه پدری، شب و روز چسبیده بودم به این سیستم و از اتاق بیرون نمی اومدم. وای چه خاطره هایی، چه لحظه هایی، چه شبایی، خیلی خیلی خیلی بی نهایت اینجا رو دوست داشتم. شب تا صبح بیدار و اینترنت گردی، روزا هم طفلی اینقد باید می خوند تا رنگش به قرمزی می رفت. تا جون داشت ازش کار کشیدم! آخی آخی … شلوغ پلوغی اتاقم تا سقف هم ادامه داشته و دارد!

و حالا هم پشت این میزم. اینم باحاله، تو شرکت خودمون. من عاشق سیستمی هستم که اطلاعاتم روشه، احساس میکنم بچه مه! تعدادی از دوستان فکر میکنم که عکسش رو دیده باشن، عکس نیکولچه و خانوم گل و گلای خوشگلم همین جا بود جلوی همین سیستم.

یه پی نوشت هم اضافه کنم که عاشق این مدل میز ها هم هستم! میمیرم واسشون.

هر کدوم از دوستا که دوس دارن، تو این بازی شرکت کنن! جالب سیستم هایی رو که از پشت اون با هم در ارتباطیم رو ببینیم! این طور نیست؟

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *