ایران ما

ایرانِ ما، درختی ست ۲۵۰۰ ساله. که در این سالها ریشه هایی در این خاک دوانیده است. متاسفانه امروزه، افرادی در حال شُل کردن این ریشه ها هستند. آخر و عاقبت این سرزمین و این درخت هم این ست که چند سال دیگر بعد از سقوط درخت، به دست همان کوتوله ها بیافتد.

ادامه‌ی نوشته

رئیس جمهور آینده چه کارهایی نباید انجام دهد؟

رئیس جمهور آینده چه کارهایی نباید انجام دهد؟ خیلی بهش فکر کردم. اگه بخوام خیلی جزئی بهش نگاه کنم، صدها کار رو می تونم اینجا لیست کنم، که نباید انجامشون بده. اما همش یه نباید تو ذهنمه و به نظرم اگه همین نباید رو انجام نده، خودش خیلیه و از خیلی نباید های دیگه جلوگیری میکنه.

به نظرم، رئیس جمهور آینده مملکتم، نباید به وطن _ایرانم_ و هموطنانم خیانت کنه! حالا معنا و مفهوم این خیانت رو به خودش واگذار میکنم، تا هر جوری که میخواد برداشت کنه، خودمم به چند موردش اشاره میکنم.

به نظر من، این خیانت میتونه به معنای پست جلوه دادن وطنم در سطح جهانی باشه. میتونه دیوانه و احمق جلوه دادن خودش، که نماینده مملکتم هست، در تمام دنیا باشه. میتونه بازی با افکار و اذهان عمومی و دروغ تحویل دادن به جامعه باشه. میتونه  محروم کردن یک عده و یک قشر در جامعه از زندگی خوب و ایده آل باشه، اونم بخاطر ادبیات نامناسبش! میتونه به تاراج بردن مملکت و دادن آب و خاکش به دولتمردانِ دیگه تا گندکاری هایی که قبلا وجود داشته یا به وجود آورده رو بپوشونه و خیلی از چیزهای دیگه …

رئیس جمهور آینده مملکتم، نباید!! چشمهایش را ببندد و دهانش را باز کند!!

به امید آینده ای سبز

پ.ن: وطن کیه؟ وطن چیه؟  لالایی بچه گیه. وطن، توی وطن منم، منم که پرپر میزنم.

ادامه‌ی نوشته

خوداشتغالی در جامعه ما

در کشورهای توسعه یافته، برای افتتاح کسب و کار، تمام جوانبِ کسب و کار را در نظر می گیرند، عوامل را مشخص می کنند و عوامل محدود کننده را شناسایی می کنند و برای مهار آنها اقدام میکنند!! اما در کشور ما، ارزیابی صورت نمی گیرد، تعهداتی از سوی کارآفرینان وجود ندارد لذا بسیاری از این کسب و کارها با شکست مواجه می شود.

متاسفانه در جامعه ما، یک فرد که زمینه را ایجاد میکند ابتدا پول (وام) را میگیرد. در انتها هم که دو حالت بیشتر ندارد، یا پول را میگیرد و فرار را بر قرار ترجیح میدهد، یا اینکه کسب و کار را ایجاد میکند. اما در بخش تولید و راه اندازی به دلیل همان عدم شناسایی عوامل محدود کننده، خودش را ورشکسته اعلام میکند! و در نهایت زندان را به پس دادن پول گرفته شده با آن همه بهره بالا، ترجیح می دهد. البته ممکن است در این بین، فردی یا شرکتی به درستی عمل کند و جان سالم به در ببرد، که این مورد بحثش جداست.

تحریم ها، تحریم مواد و کالا به کشورهای دیگر، و عدم تعادل صادرات و واردات در سطح جهانی، یک نوع مشکلاتی را در راستای کسب و کارها ایجاد میکند. مهم ترین عامل شکست کسب و کار، ایجاد کسب و کاری است که افراد به صورت کورکورانه و بدون تجزیه و تحلیل آغاز می کنند و به سمت آن می روند.

باید توجه داشته باشیم، که با این روندی که دولت و جامعه پیش میره، نباید انتظار داشته باشیم که پس از گرفتن مدرک تحصیلی مون، میزهای آماده برای کار در بخش های دولتی و خصوصی وجود داشته باشه، پس لازم است خود اشتغالی داشته باشیم!

با توجه به شرایط موجود در هر جامعه و مخصوصا جامعه خودمان و از طرفی با توجه به پرهزینه بودن کسب و کار و نرخ بالای بهره، لازم است به دنبال این باشیم که ابتدا شغل خود را تعریف کنیم و مجموعه عوامل دخیل در شغل و متغیرهای قابل کنترل را مشخص کنیم، تا زمانیکه وارد عرصه تولید و رقابت می شویم، ما را از گردانه خارج نکنند!

عدم شناسایی مشکلات، روزی !! مشکل ساز خواهد شد.

🙂

ادامه‌ی نوشته