بدشانسی

سلام بي سلام.

نمي دونم چرا هر چي بدشانسيه از امروز غروب به من رو كرده. اه … !

خيلي دلم پره ! مي دونم مقصر خودمم زودي با يه حرف بهم مي ريزم.

كم ظرفيتم ديگه . ميگي چي كار كنم ؟ يا شايدم توقع من زياده ؟؟  هيچ نمي دونم .

بعضي وقتا كارايي مي كنم كه خودم مي مونم توش.

بد نيست يكمي هم جدي باشيم .

چطوره بازم طريق روش بدم ببينم چه طوره ؟ ها؟

بي خيال.! طبق معمول. :-w

پ.ن ۱: فردا تولد دوست جونمه ” نريمان ” از همين جا پيشاپيش بهش تبريك مي گم٬ شاد باشي. @};-

ادامه‌ی نوشته