دوستِ نمو

همیشه مشکل حفظ کردن اسم ها رو داشتم و دارم و خواهم داشت. حافظه م ضعیف نیستاااااا، ولی بعضی وقتا یه مشکلاتی پیش میاد که واقعا از اون قسمت مغزم که باید اسم ها رو یاد بگیره نا امید میشم!

یه نمونه ش دو ، سه نفر از دوستان دانشگاهیم هستن. یکیشون اسمش غزلِ، من بعد از دو سال، تقریبا یه ماه پیش یاد گرفتم که نباید بهش بگم: ساغر !! دارین دیگه؟ فقط به خاطر شباهت یه حرف، من یه عمر بیچاره رو به یه اسم دیگه صدا میکردم. همیشه هم بهم میگفت اسمش چیه ها، ولی دست خودم نبود!! حالا اینا یه طرف، دو سه روز یه اتفاق جدیدی افتاده.

چند روز پیش، دیدم یکی به ایرانسلم پیامک زده و یه شعر قشنگ فرستاده. پرسیدم که کی هستن، گفت: عرفان! منم شماره ش رو سیو کردم، کلی تعجب کردم، که عرفان _ بچه دخترخاله جانم _ چه جوری این همه احساسات به خرج داده و چنین شعری فرستاده. آخه اصلا تو این باغ ها نیست! :دی فرداش شد. میس انداخت. منم اصلا اعصاب این مسخره بازی ها رو ندارم، هی تو دلم میگفتم، دیوانه این کارا چیه اخه؟ از عرفان بعیده این کارا! _ کسی از این شوخی ها باهام نمیکنه _ :دی این قضایا ادامه پیدا کرد تا دیشب، که خونه خاله م بودم.

دیدم، عرفان تماس گرفت، جواب دادم، هی حرف زدم، اما هیچ جوابی نگرفتم. به پسرخالم گفتم! عرفان دیوانه س؟ چرا اینجوری میکنه. سجاد گفت، عرفان کیه؟ گفتم: عرفان دیگه  پسرررررررره …. امممم یهو پیامک اومد ! :دی حرفم رو همونجا قطع کردم. بعد از شام، دوباره پیامک اومد، ای وای ببخشید، شرمنده، من شماره شما رو با شماره دوستم اشتباه گرفتم، ببخشید و از این حرفا … آخرم پرسید، اسمم چیه؟ چند سالمه؟ از کجا؟ و تحصیلاتم چیه! =)) فک کن چه باکلاس بوده طرف. تحصیلات هم واسشون مهمه.

یهو گفتم: واااااااااااااااااااااااااای این کیه؟ یکی بگه شماره عرفان چیه. ببینم عرفانه یا نه. همه هاج و واج منو نگاه کردن! این اونو نگاه کرد، اون اینو. اخرشم پرسیدن منظورت از عرفان کیه؟ گفتم بابا پسره فرشته. علی و عاااااااااااااا ؟!؟!؟!؟! عارف !! خودم جا خوردم !! :)) عارف کجا عرفان کجا!! :دی

خاله م اینا برگشتن گفتن، عارف رو میگی عرفان. بابا تو دیگه کی هستی. :دی تازه دوزاریم جا افتاد. ای بابا، اشتباه گرفتم بنده خدا رو. حالا خوب شد جوابشُ هیچ نداده بودم. :دی اخه نیست همش تو مروگر گوشیمم، به هیچ وجه پول حروم پیامک و اینا نمی کنم! 😀 حالا این بنده خدای باکلاس واهل شعر و ادب و رمانتیکُ اینا، هی گیر داده، من واستون شعر و متن های قشنگ می فرستم! شما منو دعوا نکن. :دی منم هیچی جوابشُ ندادم تا به همین لحظه. چند ساعت پیشم، یه پیامک زده، به چه کسی میخواین رای بدین. نظرتون در مورد کاندیدا چیه و از این حرفا. دهه، فک کرده من گول میخورم پول پیامک میدم؟ کور خونده !!

خلاصه، اینجوریاااااااااس! تازشم، کل بچه های کلاس اسم همو بلدن، من فقط دو سه نفر رو درست میتونم صدا کنم! کلا اسمشون واسم مهم نیست! حتی بعضی وقتا به سحر هم میگم سارا!

ما از این انشاء نتیجه می گیرم که، اسم ها را باید خوب حفظ کنم، تا این همه سوتی ندهم. اگر اینکار را نکنم، من تبدیل به همان دوستِ نمو، اون ماهی آبیه، خواهم شد! نخطه. اینتر

ادامه‌ی نوشته