تصورش سخته ها

یه آدم رو تصور کنین، که یک عمر با چشم باز محیط اطرافش رو دیده و با لحظه لحظه هاش زندگی کرده. حالا چشماش رو بسته و تو یه خط مستقیم در حال حرکتِ، ته این خط مستقیم، دقیقا همون لحظه که قراره چشماش رو باز کنه و یه زندگی جدید و قشنگ رو شروع کنه، یه اتفاقی پیش بیاد که دیگه تا عمر داره نتونه چشماش رو باز کنه و از همونی چیزی هم که قبلا داشت محروم بشه.

ادامه‌ی نوشته

بازی

بسه !

پاشو برو یه لیوان آب یخ بخور!! یا یه دوش آب سرد!!

او.کی؟! قول میدم آروم بشی ….

تا کی میخوای زل بزنی به مانیتور ! ها؟ دیووونه ای؟! می دونستی؟!

ــ  اهین

بچه جون ! همه چی همینه دیگه ! سه سوت تموم میشه !

ــ سه سوت؟


بازی

سه٬دو٬یک

سوت داور

بازی شروع شد

دویدم٬دست و پا زدم٬ غرق شدم

دل شکستم٬ عاشق شدم

بی رحم شدم٬ مهربان شدم

بچه بودم٬ بزرگ شدم٬ پیر شدم

سوت داور

بازی تمام شد

زندگی را ….. !!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زهرا اسدی

ادامه‌ی نوشته