خرداد
۱۶
    
Posted (پرشین سوبر) in وب2 on خرداد-۱۶-۱۳۸۸

و اینگونه شد که توئیتر هم ما را دعوا نمود



 
خرداد
۱۴
    
Posted (پرشین سوبر) in سیاست, وب2 on خرداد-۱۴-۱۳۸۸

# huti_421: فردا اتوبان شهید احمدی نژاد به دست هاشمی افتتاح میشود.

# spidermard: اصلاح می‌شود: انقلاب سال ۵۷ نبود! بلکه سال ۸۴ بود! همون انفجار نور و اینا.

# spidermard: خب آقای رفسنجانی یه تیکه زمین خرید، از قضا ایران افتاد توش! کور بشه چشم حسود.

# zebelkhan: اصن موسوی اگه مث اون ان حرف میزد که من رای نمیدادم بش. همین متانتش منو کشت.

# dahdash: هرچی میخوام صحبت انتخاباتی نکنم نمیشه… من به جای کروبی به موسوی رای میدم اگه رییس‌جمهور بشه و هفته‌ای یه بارم بگه «چیز» من کل هفته شادم.

# kimyagar: به هر حال خیلی خوشحالم می‌شم اگه رئیس جمهور بعدی موسوی بشه. با این متانت و آرامش و عقل ورزی نشون داد که چطوری می‌خواد مملکت رو اداره کنه

# mahmoodr: منتظر … رفسنجانی بر سر و صورت احمدی نژاد در نماز جمعه این هفته باشید.

# jegheleh: رئیس مجمع تشخیص مصلحت منصوب رهبری است. منصوب رهبری فاسد است . رئیس مجلس خبرگان منتخب خبرگان روحانیت است. رئیس خبرگان فاسد است. نتیجه؟

# ۱abbas: اگه الف نون اول بشه اول در توییترو فرندفید و فیس بوک رو تخته میکنه / بهانه از بی بی سی بهتر؟

# ۱abbas: الان هاشمی زا به راه شده،عفت اب بیار،فائزه کجایی بابا؟!

# alihaa: چیز چیز گفتنشو بخورم ولی :دی / خیلی چاکریم

# chapdast: احمدی نژآد نیم ساعت بعد در صورت ادامه:اسم نمی برم،اما اول انقلاب قول آب و برق مجانی دادن..نزارید من معرفی کنم

# HatefRad: سیصد و بیست هزار تیتر میشه روزی ۲۰۰ تیتر یعنی حدود چهل تا روزنامه … آخه یکی نیست به این بگه دروغ میخوای بگی بگو ولی دیگه شاخدارشو نگو

پ.ن:  توئیت های میرحسینی  ! +



 
خرداد
۱۰
    
Posted (پرشین سوبر) in وب2 on خرداد-۱۰-۱۳۸۸

All sessions

Sent:
13457127   B

Received:
44480087   B

245:53:19

این مقادیر نشون دهنده مصرف اینترنت من تو موبایل قبلیمه. :دی بدترین لحظات، استفاده از اینترنت همراه اول بود، پدرمُ در آورد از بس گرون بود! بیشترین کارکردم با گوشی به توئیت کردن و جی میل چک کردن ختم میشه. جدیدا هم که فیس بوک و فرندفید بهش اضافه شده. :دی البته الان فقط از ایرانسل استفاده میکنم و خیالم ر احته که زیاد هزینه بر نمیداره.



 
خرداد
۰۴
    
Posted (پرشین سوبر) in عکس نوشت on خرداد-۴-۱۳۸۸

گنجشککِ اشی مشی، لبِ بوم ما نشین

بارون میاد خیس میشی

برف میاد گوله  میشی

می اُفتی تو حوض نقاشی



 
خرداد
۰۱
    
Posted (پرشین سوبر) in خاطره نویسی, وب2 on خرداد-۱-۱۳۸۸

دیشب عروسی یکی از آشنایان بود، به همراه برادر و اهل و عیال و خانواده _همش ۴ نفر بودیم_ رفتیم سمتِ چالوس. از همون اول که سوار ماشین شدیم، من با گوشی و ایرانسل درگیر بودم، تا رسیدیم به تالار. دق مرگ شدم از بس با تنظیماتش وَر رفتم، هر کاری میکردم یا اینترنتش وصل نمی شد، یا وصل هم میشد، یه صفحه باز میکردم، چیزی سند نمی کرد. من و برادر جان همش سرمون تو گوشی بود! :دی در نهایت هم به این نتیجه رسیدیم که  تو مازندران GPRS ایرانسل به مفت هم نمی ارزه! زورمم می اومد از همراه اول استفاده کنم، آخه دفعه قبل خدا تومن پول اینترنتش اومد. با اینکه زیاد هم مصرف نداشتم.

وسط عروسی همه سالن رو تست کردم، اما هیچ خبری از اینترنت نبود. کلا جای پرتی رفته بودیم! :دی البته خیلی هم پرت نبودش، دقیقا در داخلی سالن رو باز میکردیم می افتادیم تو آب! = )) بعد از تموم شدن مراسم، میخواستیم برگردیم، نذاشتن! داماد اینقد اصرار کرد تا همه مون خام شدیم و شب موندیم. دوست داماد ما رو به ویلاشون بردن، مسیر اینقد طولانی و تاریک بود و پیچ و خم داشت، که اصلا متوجه نشدیم کجا ما رو برد. من با خودم میگفتم، اونجا که بودیم اصلا گوشیم به اینترنت وصل نمیشد، حالا چه برسه به اینجایی که اومدیم! اسمایلی بغض کردن

اما بعد از اینکه وارد ساختمون شدیم، یهو داداشم گفت، اینجا اینترنت داره. من همونجا که بودم نشستم و با چشمانی پر از اشک شوق به اینترنت وصل شدم! چندتایی توئیت کردم و ایمیل چک کردم و ایمیل فرستادم و بعدشم نمیدونم چه جوری شد تصمیم گرفتم بخوابم! همین که سرمو گذاشتم رو زمین _ رو زمین که نه_ یک باد وحشتناکی وزید که خدا میدونه، تمام در و پنجره و ساختمون و درخت و همه چیُ همه چی صدا می خوردن! دیگه داشتم سکته می زدم. چشمام داشتن بسته می شدن اما از ترس نمی تونستم ببندمش! :دی اینقده بده اینجوری.

صبح بیدار شدم، از پنجره اتاق خواب، از منظره روبرو عکس گرفتم و با TwitPic توئیتش کردم! + من هنوزم نمی دونستم دقیقا کجا هستیم. بعد از اینکه برادر جان بیدار شدن،  گفتن: به به، بریم تله کابین! همونجا صبحانه بخوریم. رفتم جلو اون یکی پنجره دیدم اِ نمک آبرود هستیم! + یکی دو ساعتی هم به صرف صبحانه و گشت و گذار همونورا چرخیدیم و برگشتیم به دیارِ خودمون.

نمیدونم چرا عاشق کلارآباد شدم. خیلی خوشگل بود!



 
اردیبهشت
۳۱
    
Posted (پرشین سوبر) in موسیقی, وبلاگِ من on اردیبهشت-۳۱-۱۳۸۸

Sober، نام وبلاگم، به معنای میانه رو، معتدل، از مستی در آمدن، هوشیار بودن و چیزی تو این مایه هاست. ایده اصلی این اسم رو از آهنگ زیبای Sober از خانوم Alecia Beth Moore ، که متولد ۸ September 1979 هستن و با نام هنری Pink  یا P!NK به فعالیت میپردازن، گرفتم.

بد نیست یه توضیح کوچولو هم در مورد ایشون بدم. خانوم پینک، اولین آلبوم خودشون رو در سال ۲۰۰۰-۲۰۰۱ با نام Can’t Take Me Home به بازار عرضه کردند. آخرین آلبوم هم با نام Funhouse ارائه کردن. آهنگ Sober هم در همین آلبوم آخر ایشون موجوده. شما می تونین این آهنگ رو  از اینجا دانلود کنین! امیدوارم خوشتون بیاد. بقیه اطلاعات هم در مورد پینک و فعالیت های هنریشون رو می تونین از اینجا بخونین! +

P!NK in last.fm

P!NK official website

P!NK in twitter