آبان
۲۰
    
Posted (پرشین سوبر) in خاطره نویسی on آبان-۲۰-۱۳۸۸

هفته پیش که به مناسبت ۱۳ آبان کلاسا تعطیل شدن، امروز هم نمیدونم به چه علتی کلاس اول که تا ۱۲ بود تشکیل نشد، کلاس بعدی ترشم، که تا ۵ بود خود به خود تشکیل نشد، من و سحر و چند نفر از بچه ها، هِلِک هِلِک راه افتادیم اومدیم آستانه، رفتیم وارنا* :دی

فک کن، سرِ صبح همه میرن کله پاچه خوری، چیزی ما راه افتادیم رفتیم قلیون بکشیم، از شانس قشنگمونم در بسته بود، خلاصه با پارتی انداختن و دست کردن لای درُ اینا، در رو باز کردیم رفتیم تو تا ساعت ۱۱ اینا، قلیون کشیدیم و خوردیم و گفتیم و خندیدیم! :D

اوف چه لحظه های خنده داری اتفاق افتاد و من فقط خندیدم!!

دست و دلم به نوشتن نمی ره مث قبلنا؛ نمیدونم چیکار کنم، دیگه دست از توئیت کردن هم برداشتم! قدیما، دم به ساعت با گوشی توئیت میکردم و حرف میزدم، اما حالا چی؟ البته این فیلتر شدن سایت ها و نرم افزارهایی که باهاشون توئیت میکردم خودش دلیل اصلی می تونه باشه ها. چند شب پیش مینی اپرا مخصوص نوکیا ۵۸۰۰ رو نصب کردم، ولی بازم میرم تو توئیتر، سه در میون توئیتم رو ثبت میکنه! کاش می شد یکی این مشکلم رو حل می کرد! :)

خلاصه یه فاصله کلی گرفتم از اینترنت، مثل سابق نیستم. کلی هم حیفم میاد که خاطره های خوشمزه و خنده دارم رو اینجا ثبت نمیکنم. اسمایلی افسوس خوردن.

چند هفته ای هم می شد که هر روز هر روز سردرد داشتم، دو سه روز پیش رفتم دکتر، ۳ نوع قرص بهم داد، قرار تا یه ماه مصرف کنم تا آقای دکتر متوجه شن گیر سردرد اینجانب از کجاس. هوم !!

آهان، تا نرفتم واسه شام اینم تایپ کنم که، من دارم میام تهران، تا یکشنبه اونورام، خیلی دوس دارم یه برنامه ای چیزی بچینم و تا جایی که امکان داره دوستای گُلمُ ببینم! رونوشت خاص دارد به یک فتحی!

تو این چند روزی که نیستم، تو فیس بوک Happy Aquariumم رو می سپرم دست صادق جون، امیدوارم حسابی بهش برسه. جدیدا شده تفریح سالم من! :))

* وارنا یک عدد قلیان سرا در آستانه اشرفیه می‌باشد که اکثر اوقات آنجا حضور به هم می رسانیم !! :دی که البته من کمش کردم و به هفته ای یک الی دو بار کاهشش دادم.



 
خرداد
۱۶
    
Posted (پرشین سوبر) in وب2 on خرداد-۱۶-۱۳۸۸

و اینگونه شد که توئیتر هم ما را دعوا نمود



 
خرداد
۱۴
    
Posted (پرشین سوبر) in سیاست, وب2 on خرداد-۱۴-۱۳۸۸

# huti_421: فردا اتوبان شهید احمدی نژاد به دست هاشمی افتتاح میشود.

# spidermard: اصلاح می‌شود: انقلاب سال ۵۷ نبود! بلکه سال ۸۴ بود! همون انفجار نور و اینا.

# spidermard: خب آقای رفسنجانی یه تیکه زمین خرید، از قضا ایران افتاد توش! کور بشه چشم حسود.

# zebelkhan: اصن موسوی اگه مث اون ان حرف میزد که من رای نمیدادم بش. همین متانتش منو کشت.

# dahdash: هرچی میخوام صحبت انتخاباتی نکنم نمیشه… من به جای کروبی به موسوی رای میدم اگه رییس‌جمهور بشه و هفته‌ای یه بارم بگه «چیز» من کل هفته شادم.

# kimyagar: به هر حال خیلی خوشحالم می‌شم اگه رئیس جمهور بعدی موسوی بشه. با این متانت و آرامش و عقل ورزی نشون داد که چطوری می‌خواد مملکت رو اداره کنه

# mahmoodr: منتظر … رفسنجانی بر سر و صورت احمدی نژاد در نماز جمعه این هفته باشید.

# jegheleh: رئیس مجمع تشخیص مصلحت منصوب رهبری است. منصوب رهبری فاسد است . رئیس مجلس خبرگان منتخب خبرگان روحانیت است. رئیس خبرگان فاسد است. نتیجه؟

# ۱abbas: اگه الف نون اول بشه اول در توییترو فرندفید و فیس بوک رو تخته میکنه / بهانه از بی بی سی بهتر؟

# ۱abbas: الان هاشمی زا به راه شده،عفت اب بیار،فائزه کجایی بابا؟!

# alihaa: چیز چیز گفتنشو بخورم ولی :دی / خیلی چاکریم

# chapdast: احمدی نژآد نیم ساعت بعد در صورت ادامه:اسم نمی برم،اما اول انقلاب قول آب و برق مجانی دادن..نزارید من معرفی کنم

# HatefRad: سیصد و بیست هزار تیتر میشه روزی ۲۰۰ تیتر یعنی حدود چهل تا روزنامه … آخه یکی نیست به این بگه دروغ میخوای بگی بگو ولی دیگه شاخدارشو نگو

پ.ن:  توئیت های میرحسینی  ! +



 
اردیبهشت
۲۸
    
Posted (پرشین سوبر) in سیاست, وب2 on اردیبهشت-۲۸-۱۳۸۸

# bashool: خواستم خودم رو به میرحسین برسونم و بهش بگم بیشتر تبلیغات کنه ، اما نشد : (

# Vahid: انصار نیوز (حزب‌الله) نتیجه گیری کرد که احمدی نژاد گزینه مورد نظر رهبر است و میرحسین موسوی برای اثبات ولایت پذیری خود باید به او رای بدهد : )

# Vosooghmand: همین چهار ماه پیش بود که هر کسی که کلی ادعای سیاسی بودن داشت بطور قاطع میگفت میرحسین نمیاد چقدر زود شرایط تغییر میکنه

# torgheh: عصر پیراهن سبز رنگم رو می پوشم به نشان حمایت از “سید خندان” عزیزم و میرحسین گرامی

# maziarmd: این قطاره هم صندلی هاش سبزه از میرحسین حمایت می کنه احتمالا

# aminsabeti: خدا را شکر من چشمام سبز است، اگر زمانی خواستم از میرحسین حمایت کنم، نیازی به این قرطی‌بازی‌ها پارچه‌ی سبز نیست. البته من که عمرا حمایت کنم!

# zfs: اصلا در راستای اون خانم مهربون :میرحسین موسوی ای امام میرحسین موسوی ای امام ..ای مبارز ای مظهر شرف ..ای من بهت رای میدم بخاطر هفته بعد

# mahmoodr: دیروز چنتا دختر با ظاهر آنچنانی از سالن سخنرانی میرحسین اومده بودن بیرون و ۱عکس برداشته بودن و میرفتن تو مغازه ها میگفتن به موسوی رای بدید

# leviathank: خوشم میاد میرحسین کمپین کرده حسابی و سفرمیره چپ و راست، خوبه که جدی گرفته قضیه رو

# jegheleh: بابا این میرحسین به چه زبونی بگه اصلاح طلب نیستم؟

# ehsan: اگه میرحسین هم عضو فرندفید بشه برام کامنت بذاره فید خوبی بود به من رای بده بهش رای می‌دم



 
فروردین
۱۷
    
Posted () in دسته‌بندی نشده on فروردین-۱۷-۱۳۸۸

دو سه روزیه، در توئیتر، با یه دوست جدید، مسابقه ریپلای گذاشتیم، از اونجاییکه هم من هم اوشون، از جواب ندادن به ریپلای متنفریم، قرار بر این شد، اگه هر کدوم از ما، به ریپلای دیگری جواب ندیم، بازنده محسوب میشیم. اگه من برنده شدم، اوشون برا من نُقل می فرستن، و در غیر این صورت، من واسش کلوچه می فرستم!

تا دیروز، اوضاع خوب بود، و حدود ۵۰ تا ریپلای از اوشون، دریافتم کردم، منم بالا پایین همین حدود ریپلای زدم! :دی خلاصه اوشون گفتن اینجوری فایده نداره و بهتره یه زمان و قاعده خاصی برای این مسابقه بذاریم + ، من گفتم زمان خوابم ۶ ساعته، بهتره همین قد فاصله باشه بین ریپلای ها یا بیشتر، و بعدشم همین مدت زمان تصویب شد!

دیشب، ساعت ۱۲ و پنج دقیقه یا چند دقیقه اینور اونور ریپلای زدم بهش و گرفتم با هزار جور بدبختی خوابیدم، چون بعد از ظهرش خوابیده بودم خوابم نمی بُرد. مهران و خانومشم خونه مون بودن. ساعت گوشیمُ تنظیم کردم رو ۵ و ۴۰ دقیقه تا بیدار شم و ریپلای بزنم بعدشم آماده شم برم دانشگاه!

قبل اینکه صدای گوشیم در بیاد، خودم پا شدم تو تاریکی، گوشیمُ برداشتم و مینی اُپرا رو باز کردم، اما از آیکون اینترنت خبری نبود که نبود! گفتم خدایا چیکار کنم، الان کوچکترین سر و صدایی کنم صادق و مهمونا بیدار میشن! پا شدم گوشی به دست، یواشکی رفتم تمام نقاط خونه رو تست کردم، تا یه اثری چیزی از اینترنت پیدا کنم! اما فایده ای نداشت! :دی زمان همینجوری داشت جلو میرفت و به ۶ و پنج دقیقه نزدیک میشد! :دی دیدم با گوشی نمیشه کاری کرد، رفتم لامپ رو روشن کنم، دیدم که بعـــــــــــــــــــــله!! برق هم نداریم! وای اینقد کُفری شده بودم که نگو و نپرس! حالم بدجوری گرفته شده بود، با این سرعت، داشتم می باختم! #-o

دوباره رفتم تو جامُ شروع کردم با گوشی ور رفتن، که یهووووووو آیکون گردالی اینترنت رو گوشیم اومد! بدو بدو رفتم ریپلای زدم بهش! همچنان کُفری بودم که دیدم به به؛ برقم اومد! :D

تو مسیر دانشگاه و تو خود دانشگاه، همچنان در حال توئیت کردن و ریپلای زدن بودم، که دیدم دوست جون ما شاکی هستن، توئیتام نیست، من توئیت کرده بودم! باشه اشکال نداره من باخت رو قبول دارم، اما خودم توئیتامُ دیده بودم اینجا! چرا اینجوری شده و این حرفا.

من خودم توئیتاشُ دیدم بودم و همینطور ریپلای های رو، میدونستم قبل از شش ساعت ریپلای زده و نباخته، اما خودش توئیت ها رو نمیدید!

الان شروع کردم به نوشتن این پست، رفتم توئیتای خودمُ پیدا کنم دیدم، که اولین توئیتم، واسه ۳ ساعت پیشه! در صورتیکه من بالای ۲۰ تا تو این سه ساعت توئیت و ریپلای زده بودم! حالا کجا رفتن این توئیتا و چه جوری شده که اینجوری شده، خدا داند و بس و در نهایتم، باید بگم کــــه: !!!!!

پ.ن: مث اینکه صبح داداشم، برگشته به صادق گفته: حدیث شب بیداری داره و این حرفا! :)) صادقم کلی پشت سرم گفته، تو اینترنت بود و …. !! :دی :دی خُ به من چــه! مگه نه؟



 
فروردین
۰۹
    
Posted () in دسته‌بندی نشده on فروردین-۹-۱۳۸۸

sadeye's status in Identi.ca

شاید شما، از اینکه توئیتتون بره تو فرندفید، و دوستان زیرش لایک بزنن، و کامنت بذارن، لذت می برین! و شاید من، از اینکه توئیتم بره تو فیس بوک، و دوستان زیرش لایک بزنن، و کامنت بذارن، لذت می برم! البته بهتره در مورد من، کلمه صد در صد یا مطمئنا رو بکار ببرم.

بعد از عضویت من در فیس بوک، و آشنا شدن با اپلکشن ها و گیم هاش، فیس بوک برای من همیشه جز سایت های معدود و خاص بوده و هست! علاقه خیلی خاص و ویژه ای بهش دارم و خواهم داشت. شاید بارها و بارها شده، اکانت هامُ پاک کنم و کردم، اما در هیچ شرایطی، کوچکترین فکری در مورد پاک کردن اکانت فیس بوکم نکردم. به جرات میتونم قسم بخورم، از ایمیل شخصیمم واسم مهم تره! علتشم دقیقا نمیدونم چیه. شاید کلاس کاری و ابهت خاص، ویژگی های منحصر به فرد، و محدود بودن کابرانش در ایران، باشه.

تا یکی دو ماه پیش، کمتر کسی پیدا میشد، مدت زمان زیادی رو در فیس بوک بگذرونه یا کلا بیاد و عضوش بشه، شاید یکی از دلایل اصلیش، عمو فیلترچی، بود! اون زمان هر کسی که وی.پی.ان داشت خلاصه یه جوری از دیوار فیلتر رد میشد.اما حالا این دیوار برداشته شده و همه مسیرشون رو کج کردن به سمت فیس بوک!

گوش شیطون کر، به لطف آی.اس.پی عزیزمون، من هیچ وقت طعم تلخ فیلتر بودن فیس بوک رو نچشیدم، واسه همین همون قدر که تو فرندفید فعالیت داشتم، اگه اغراق نکنم دو برابرش توی فیس بوک وقت میذاشتم!

کلا اینا رو دارم میگم تا بدونین، چقد فیس بوک و دوستانی که از همون اوایل باهاشون بودم، هدیه هایی که می فرستن (یکی از اپلکشن های مورد علاقه م، Growing gifts و تمام گلدوناش هست، از تمامیشون اسکرین شات دارم!!!)، کامنت هایی که زیر استاتوسم (توئیت هام) میذاشتن و میذارن، واسم عزیزن! الان دارم به اپلکشن های مختلف فکر میکنم چهره خیلی از دوستان جلو چشمم میاد!

تا به امروز، سومین یا چهارمین استایل جدید فیس بوک رو می بینم و تجربه میکنم! پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته، من منکر بد بودنشون نیستم، اما واقعا این استایل آخری شورش رو در آورده، شما فکر کن من پشت سر هم توئیت میکنم و بعد شما لاگین میکنی به فیس بوک در قسمت home چی می بینی؟

خیلی ها از دستم شاکی شدن، اما من چه کنم؟ مقصر من نیستم، هستم؟

اولش پیشنهاد دادم هر کسی خواست منو از قسمت دوستانش حذف کنه، دلم نمیخواد به زور کسی منو تحمل کنه :) ! بعدش که بیشتر تو تنظیماتش دقت کردم، راه های مختلفی برای حل این مشکل پیدا کردم، شما هم اگه کمی وقت بذارین میتونین، دوستان بیش فعالتون رو که صفحه اول رو پُر میکنن، هاید، دسته بندی کنین، یا بر اساس خواسته هاتون، قسمت home رو تنظیم کنین! به همین راحتی، دیگه نیاز نیست ۲۴ ساعته دم گوششون داد بزنین، چه خبرته، اینجا رو با فرندفید اشتباه گرفتی؟ اصلا بلدی با فیس بوک کار کنی؟!؟!؟!؟! میدونی فیس بوک چیه ؟!؟!؟!؟! یا راهکارهای مناسب برای توئیت کردنشون بدین! :|