تیر
۳۱
    
Posted (پرشین سوبر) in عکس نوشت on تیر-۳۱-۱۳۸۸

فقط میخواستم با یه عکس، احساسم رو در این عصر زیبا نشون بدم.



 
تیر
۲۰
    
Posted (پرشین سوبر) in مسافرت on تیر-۲۰-۱۳۸۸

سه روزی رفتم تفریح! که حال و هوام عوض شه. تنها سرگرمیم موزیک گوش دادن و راه رفتن و فیلم نگاه کردن و بازی با این چند تا جونه ور بود! سرگرمیِ این سگِ قهوه ایِ هم خوابیدن رو کتونی من بود. بهم بد نگذشت، کلی خاطره ها مرور شد و کلی از تنهایی لذت بردم و حسابی سر به سر چند نفر گذاشتم که در راستای همون مرور خاطرات بود.



 
تیر
۱۳
    
Posted (پرشین سوبر) in خاطره نویسی on تیر-۱۳-۱۳۸۸

تازه از آخرین امتحان برگشتم و سرعت اینترنت هم خیلی بد و افتضاحِ و به شدت رو اعصابمه !! الانم دارم ساندویچ میخورم و می نویسم. خواستم با کلی شوق و ذوق خبر بدم اون امتحان سختِ بودش که در موردش نوشته بودم، شدم ۱۸ ! اما همه ش پرید :دی . البته ۱۸ که نشدم، ۱۸ بهم داد! : )))))

خیالم راحت شد، امتحان اخرم که تموم شد رفت پی کارش، حالا مونده مهمونی امروز، که همه رو با هم دعوت کردم! :دی اینم تموم شه بره از فردا زندگــــی یعنی هاااااا ! کلی برنامه ریزی کردم فیلم ببینم. یه تعطیلات چند روزِ هم ته ش، خیلی می چسبه.

happy

همینقد بسه ؟ نوشتم دیگه ! سخته نوشتن !! اونم اینجا !! باید بهم پیشنهاد بدین چیکار کنم؟ برای راحت تر نوشتن با رمز بنویسم؟ رمز رو ازم درخواست کنین براتون ایمیل کنم؟ یا نه؟ مثلا یه رمز ثابت بذارم، بچه های تو نت بخونن؟ اونایی که ازشون متنفرم و از نزدیکان هستن و اصلا دلم نمیخواد بخونن نخونن؟ هوم؟ پلیز هلپ. خفه می شم از ننوشتن !! :(



 
تیر
۰۸
    
Posted (پرشین سوبر) in عکس نوشت on تیر-۸-۱۳۸۸

Change your thinking



 
تیر
۰۷
    
Posted (پرشین سوبر) in عکس نوشت on تیر-۷-۱۳۸۸

ستاره دریاییمحض خالی نبودن عریضه



 
خرداد
۲۳
    
Posted (پرشین سوبر) in عکس نوشت on خرداد-۲۳-۱۳۸۸

کهکشان ها، کو زمینم؟

زمین، کو وطنم؟

وطن، کو خانه ام؟

خانه، کو مادرم؟

مادر، کو کبوترانم؟

معنای این همه سکوت چیست؟

من گم شدم در تو؟ یا تو گم شدی در من اِی زمان.

کاش هرگز ان روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم.

کاش