دوستی ها رو از بین نبر

نمی دونم چند بار تو وبلاگم ذکر کردم که از دروغ متنفرم. دروغ باعث میشه همه دوستی ها از هم بپاشه. دروغ باعث میشه تمام حرمت ها شکسته بشه. دروغ باعث میشه دل ها سیاه بشن. دروغ باعث میشه اعتماد ها از بین برن. از بچه کوچیک بگیر تا آدم بزرگش همه و همه، حتی تک تک شماها خوب میدونین چقدر دروغ آزار دهنده است.

مدت ها شخصی رو به عنوان دوست واقعی خودتون می دونید. تو تمام خنده ها و گریه ها با هم شریک می شین، واسه لحظه لحظه ها ارزش قائلین، حتی به خاطرش از خیلی فرصت ها هم چشم پوشی می کنین، تو تک تک فرصت ها و لحظه ها و روزهاتون نقش پیدا می کنه. اون وقت، یهو برق سه فاز شما رو می گیره  به به بیا و ببین چه دروغ ها و چه مخفی کاری هایی در کار بوده و تو مثه خنگا از همشون بی خبر بودی ….

منم از نوع آدمای بد بختشم!  نمیدونم حس ششمم زیاده؟! خدا منو دوس داره؟! خدا منو دوس نداره؟! زیاد کنجکاوم؟! زیاد باهوشم؟! خلاصه نمیدونم قضیه چیه؟! چیزی که نباید بدونم و سر در بیارم سره دو روز به صورتی بسیار بسیار اتفاقی و بدون هیچ پیش زمینه ای ازش با خبر میشم. اینقدر هم این قضایا جالب جور در میان که خودم شاخ در میارم.

هر چند که اینجا جاش نیست بگم داستان چی بوده. نمی خوام باعث بشم خاطره تلخی از دوستی ها به جا بمونه.

من بازم گذشت کردم و با نیش باز بهش سلام گفتم. چشم روی همه چی بستم و نخواستم بهش فکر کنم.

اما مثل اینکه خیلی برات درد آور بود. خوب گُلم چرا این کار رو می کنی. هم خودت اذیت میشی هم دوستانت. قلب منو که شکستی، نکن این کارا رو مجبور که نیستی …

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *