آداب معاشرت – قسمت هشتم: هدیه

گل ها، عشق و سپاسگزاري و علاقه و غم ما را بي آنكه نيازي به گفتن كلمه‌اي باشد، نشان مي‌دهند.

• زيباترين هديه گل است.

• هديه نبايد گران قيمت باشد، بلكه بايد سليقه شخصي را كه به او هديه مي دهيد در نظر بگيريد.

• هديه‌هاي آورده شده از طرف مهمانان، بايد در حضور آنها باز شده و تشكر گردد ولي در صورتي كه تعدادي از مهمان‌ها هديه نياوردند، نبايد هديه‌هاي ديگران را در حضور آنان باز كرد، بلكه فقط بايد تشكر كرد.

• در صورت بردن هديه (اسباب بازي) براي بچه ها بايد به تعداد آنها اسباب بازي تهيه نماييد. ضمناً دادن پول به بچه ها به عنوان هديه شايسته نمي باشد.

• دادن هديه‌هاي گران قيمت به يكديگر مي تواند عامل كم شدن معاشرت‌ها بشود.

کتاب آداب و معاشرت | نوشته منصور احمدی

ادامه‌ی نوشته

^_^

هان، امروز بازم آقاهه پست‌چیِ اومد و واسم یه بسته آورد، هر دفعه واسم یه چیزی میاره می‌خنده :دی آخه خیلی تو کار هدیه هستم :دیـی اسمی روش نبود، بعد اینکه بازش کردم، متوجه شدم بازم هدیه‌م از طرفِ نیلو گُلی هستش. هزار تا ماچ واسه مهربونیـاش.

نمی‌دونم هنوز ایران هستی یا نه، فک می‌کردم دیگه این دفعه راس راسکی میای خونه‌مون! نمی‌دونم چرا قسمت نمی‌شه. چقد که من دکور خونه رو بهم ریخته بودم و تمیز‌کاری کرده بودم، جوری که دیگه نیاز نیست واسه عید دست به سیاه و سفید بزنم! :دی

امیدوارم هرجا که هستی شاد باشی و خدا نگهدارت باشه نیلویی :-*

ها این عکس بالاهــی هم واسه کافی‌شاپ دُناتِ لاهیجانِ :دی خواسته بودم تولدم با دوس جونام بریم اونجا :دی به‌به به‌به! خواسته بودین شما هم تشریف بیارین. عکس تزئینی می‌باشد!

.

ادامه‌ی نوشته

مرسی نیلویی

کی فکر می کرد یه روزی عکسِ خرسِ خرس کوچولویِ خاکستری باعث به وجود اومدنِ یه دوستیِ مجازی بشه؟ + دوستیِ مجازی ایی که روز به روز محکم تر و قوی تر و استوار تر می شد.

خرس کوچولوی خاکستری باعث شد یه دوست خوب و به تمام معنا پیدا کنم. یه دوست به معنای واقعی کلمه. دوستی که شاید از وجودم، از دردهام، از شادی هام، از غم هام و از همه و همه خبر داشت و داره !!

به جرات میتونم قسم بخورم که از اعضای خانواده م هم بهم نزدیک تره.

هر کلمه رو که می نویسم و جلو میرم، خاطره های من و نیلو تو ذهنم مرور میشه، لبخند رو لبام میاد، لبخندی که واسم خیلی ارزش داره.

نیلو یادته چطور با هم آشنا شدیم؟ البته که یادته! چون با فرستادنِ بسته ای که از تولدم قصد فرستادنش رو داشتی، بهم کاملا ثابت شد تو چقدر به دوستی مون و آغازش حتی اهمیت میدی.

مرسی نیلویی، دیروز آقای پُست چی هدیه های خوشگلمُ آورد!! کلی می بوسمت
مرسی نیلویی، دیروز آقای پُست چی هدیه های خوشگلمُ آورد!! کلی می بوسمت

من، عاشق عکس و آرشیو کردنشون هستم، یادمه یه مدت به شدت دنبال عکس های Tatty Teddy بودم، به هر طریقی سعی میکردم تو گوگل و یاهو عکس های متفاوتشون رو پیدا کنم … یادمه یه دفعه رسیدم به وبلاگ یه خانوم که خاطرات روزانه ش رو با یه عکس از همین خرسا ثبت میکرد، منم از اولین پست آرشیوش شروع کردم به خوندن و ذخیره کردن عکساش :دی تو یه پُست خوندم که چطور سر کلاس درسشون مُرده رو تشریح میکنن و از این حرفا :دی خلاصه همون پُست بهانه ای شد واسه گذاشتن کامنت و آغاز دوستیمون : ” من ازت می ترسم ” :)) خنده داره نه؟ یادش بخیر انگار همین دیروز بود … ۳سال از اون قضایا میگذره و من هنوز هم نیلو رو دارم!

هرچند هنوز هم از دست خودم ناراحتم که چطور تونستم تو یه چشم بهم زدن تمام خاطرات، ایمیل هایی که واسه رسیدنش لحظه شماری میکردم، نوشته ها، درد دل ها و … رو نابود کنم؟!؟ ( منظورم حذف کردن آدرس ایمیل ها و وبلاگ و کلیه اکانتامِ ) و هیچ اثری از خودم و دوستیمون به جا نذارم.

نیلو، تو خیلی بیشتر از من واسه دوستی مون ارزش قائل هستی و من حالا حالاهاااا باید خیلی چیزا رو ازت یاد بگیرم! امیدوارم هر کجای دنیا که هستی، شاد باشی، و با هر تپش قلبت دنیا دنیا شادی و مهربونی نصیبت بشه گُلی! :*

پ.ن: دارم به عکست نگاه میکنم دوستِ مهربونم، چقد که عاشقِ این عکسِ توی قابِ رو دیوارم!!

ادامه‌ی نوشته